قبول اشتباه شجاعت است وبالاتر از قبول اشتباه؛ عذرخواهی ست

به گزارش افکارنیوز، فیض کاشانی درباره مسئله ای علمی، باعالم بزرگوار مولی خلیل قزوینی به مناظره و مباحثه کرد. نظر فیض با آن عالم بزرگ مختلف بود و هر کدام سعی داشتند رأی خود را اثبات کنند. قزوینی سرانجام فیض را تخطئه کرد و رأی خودش را صحیح دانست. چند روز بعد متوجه شد که سخن فیض صحیح بوده و خودش اشتباه می کرده است. از این رو برای عذر خواهی از قزوین به کاشان آمد و وقتی دم در منزل او رسید از بیرون منزل فریاد برآورد

« " یا مُحْسِنُ قَدْ أَتاکَ المـُسِیءُ "».

خدایی که به بندگان احسان می‎کنی

بنده گنه‎کار به در خانه تو آمده

پس از دیدار و سلام و تعارفات معمول، به فیض گفت: «در آن مسئله حق با شماست و من اشتباه می کردم»

این بگفت و به طرف قزوین به راه افتاد، و هر چه فیض اصرار کرد چند لحظه ای استراحت کنید، قبول نکرد و فرمود: «من فقط برای اعلام اشتباه خودم این راه طولانی را طی کردم و منظوری جز این نداشتم»(۱)

قبول اشتباه شجاعت است وبالاتر از قبول اشتباه؛ عذرخواهی ست...

سید اوصیاء امیرمؤمنان شاگردان حقیقی مکتب عرفان خویش را اینگونه توصیف می کند:

«وما برح لله عزت آلاؤه فی البرهة وفی أزمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم، فاستصبحوا بنور یقظة فی الأسماع والأبصار و الأفدة یذکرون بأیام الله و یخوفون مقامه بمنزلة الأدله فی الفلوات»(۲)

و همواره خدا را که بخشش هایش بی شمار است، در پاره ای از روزگار و در زمان فترت بندگانی است که با آنها در ذات و نهان اندیشه هایشان، در راز و گفت و گو است،

و آنان چراغ هدایت را به نور بیداری در گوشها و دل ها و دیده ها برافروختند. ایام خدا را فرایاد مردمان می آورند و آنان را از بزرگی و جلال او می ترسانند.

و همان ها هستند نشانه های او که در بیابان های بی نشان بر پایند.

و چه خوش گفت فروغی بسطامی که :

مردان خدا پرده پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

با یک طایفه را بحر مکافات سرشتند

یک سلسله را بحر ملاقات گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند ..

قومی به بر شیخ مناجات مریدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه نشاندند و بسی دام تنیدند .

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

مرغان نظر باز سبک سیر «فروغی»

از دامگه خاک بر افلاک پریدند

 

منابع؛

۱- گزیده سیمای فرزانگان ص۱۴۴

۲- نهج البلاغه ، خ ۲۲۲