روز دوشنبه هفته پیش، رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ، با امضای یک فرمان اجرایی دولتش را موظف ساخت تا روند قرار دادن شاخههای اخوانالمسلمین در برخی کشورها ـ از جمله مصر، لبنان و اردن ـ در فهرست «سازمانهای تروریستی» را آغاز کند.طبق بیانیهٔ کاخ سفید، ترامپ به وزیران خارجه و خزانهداری دستور داده است تا شاخههای اخوانالمسلمین در چند کشور را بهعنوان «سازمانهای تروریستی خارجی» و «نهادهای تروریستی جهانیِ درجشده در فهرستهای ویژه» طبقهبندی کنند و تحریمهای لازم را علیه آنها اعمال نمایند.
بازگشت فضای ادعای جنگ با تروریسم
به باور ناظران و کارشناسان سیاسی، این تصمیم دولت ترامپ پیامدهای خطرناکی در داخل و خارج آمریکا خواهد داشت.دکتر سامی العریان، استاد دانشگاه و مدیر مرکز مطالعات اسلام و امور جهانی در دانشگاه صباحالدین زعیم استانبول میگوید «این رویکرد تنها در چارچوب فشارهای منطقهای یا محاسبات سیاسی کوتاهمدت قابل خوانش نیست، بلکه در بستر یک تحول ایدئولوژیک عمیق در درون دولت آمریکا قرار دارد که فضای "جنگ علیه تروریسم" را تداعی میکند و زمینه را برای مرحلهای از محدودیتهای گسترده بر آزادیهای سیاسی، دانشگاهی و نهادهای اسلامی در داخل و خارج آمریکا فراهم میسازد».
همپوشانی فشارهای منطقهای و لابی صهیونیستی
العریان در گفتوگو با عربی 21 توضیح داد: «این رویکرد کاملاً جدید نیست، اما امروز با شتابی بیسابقه پیش میرود؛ زیرا در آن یک گرایش ایدئولوژیک ضد اسلام سیاسی که بر شورای امنیت ملی آمریکا مسلط است، با فشارهای شدید کشورهای محور ضدانقلاب مانند امارات، مصر و عربستان جمع شده و همزمان با نقش فعال لابی صهیونیستی همراه است که میکوشد توجهها را از جنایات نسلکشی در غزه منحرف کرده و قطبنمای سیاست آمریکا را به سمت هدف قرار دادن جنبشهای اسلامی، به جای پاسخگو کردن اشغالگری، بازگرداند».
پیامدهای داخلی در آمریکا
وی تاکید میکند که «این گام بُعد داخلی خطرناکی نیز دارد و بخشی از تلاشی است که برای بازآرایی صحنه سیاسی آمریکا از طریق کاهش نفوذ روبهرشد مسلمانان آمریکایی در دانشگاهها، نهادهای سیاسی و سازمانهای جامعه مدنی صورت میگیرد. بهویژه پس از آنکه جنگ نسلکشی در غزه سطحی بیسابقه از آگاهی در میان محافل علمی و دانشجویی نسبت به نقش لابی صهیونیستی در شکلدهی سیاستهای آمریکا ایجاد کرد».
تصمیمی سیاسی برای بازطراحی منطقه
العریان بر این باور است که «قرار دادن اخوانالمسلمین در فهرست سازمانهای تروریستی، تصمیمی کاملاً سیاسی است که هدفش بازطراحی نقشه سیاسی منطقه به سود محور ضدانقلاب و لابی صهیونیستی است و اتحاد آمریکا با رژیمهای استبدادی را به بهای ارزشهای آزادی و حق ملتها در مشارکت سیاسی و انتقال مسالمتآمیز قدرت، تقویت میکند».
تأثیر بر آزادیهای علمی و مدنی
او تأکید کرد: «این تصمیم پیامدهای عمیقی بر انجمنهای دارای پیشینه اسلامی بهطور کلی و نهادهای نزدیک به اخوانالمسلمین بهطور خاص خواهد داشت، و همچنین بر آزادیهای علمی و پژوهشی در دانشگاههای آمریکا اثر خواهد گذاشت؛ زیرا فضای جدید برای افزایش فشارهای امنیتی و اداری، اعمال محدودیت بر تأمین مالی و فعالیتهای عمومی، و ایجاد وضعیتی از "ترور آکادمیک" به کار گرفته خواهد شد که استادان و دانشجویان را به خودسانسوری وادار کرده و آنان را از پرداختن به مسائل فلسطین یا نقد سیاستهای آمریکا در خاورمیانه بازمیدارد. این شرایط شکاف تاریخی میان جوامع مسلمان و دستگاههای امنیتی را عمیقتر کرده، فاصله میان مسلمانان و دولت را گسترش میدهد و مشارکت مدنی و سیاسی آنان را محدود میسازد».
آرئیل بولشتاین نویسنده و تحلیلگر اسرائیلی نیز طی یادداشتی در روزنامه اسرائیل هیوم اذعان کرد که این تصمیم آمریکا، فرصتی ویژه در اختیار اسرائیل قرار میدهد تا دیواری از استحکامات برای خود بسازد که بتواند جریان جهادگرایی سنی را مهار کرده و در سطح بینالمللی و داخل اسرائیل از میان ببرد.وی ادعا کرد: «نفوذ اخوانالمسلمین در ایالات متحده و کشورهای اروپایی نهتنها تهدیدی برای آن کشورهاست، بلکه برای ما نیز خطرناک است. اگر روند سیطره تدریجی اسلام افراطی بر غرب کامل شود ـ روندی که نشانههای تلخ آن از جمله انتخاب زهران ممدانی بهعنوان شهردار نیویورک آشکار شده ـ اسرائیل بدون شرکای طبیعی خود خواهد ماند و بهزودی درمییابد که حتی نیروهای میانهرو در جهان اسلام نیز به افراطگرایی تن میدهند».وی تاکید کرد که تلآویو باید از فرصت ایجاد شده استفاده کند و بدون تأخیر و با همکاری آمریکاییها و برخی عناصر اروپایی که خطر «سلطه اسلامی» را درک کردهاند، در سه عرصه وارد عمل شود:
عرصه داخلی
غرببولشتاین میگوید که در غرب، ضرورت فوری این است که همه بذرهای نفوذ اسلامی در نظامهای مختلف زندگی ـ آموزش، دانشگاهها، سیاست و حکومت ـ افشا و تا حد امکان ریشهکن شوند.
همکاری امنیتی و خشکاندن منابع مالی
او اشاره کرد که دستگاههای امنیتی اسرائیل با شرکای خود در اروپا و آمریکا درباره سازمانهای وابسته به اخوانالمسلمین تبادل اطلاعات دارند، اما این اطلاعات تنها نوک کوه یخ را نشان میدهد. برای جلوگیری از دیر شدن، باید کل کوه یخ را ذوب کرد: یعنی زیرساختهای آموزشی، اجتماعی و انجمنهای وابسته به اخوانالمسلمین را زیر نظر گرفت و در لحظهٔ مناسب قطع کرد. به گفته او، پیش از هر چیز باید منابع مالی خشک شود؛ منابعی که امروز نهتنها از خاورمیانه بلکه از بودجههای اتحادیه اروپا نیز تأمین میشوند. راه خشکاندن این «مرداب اسلامی» ممنوعیت کامل اخوانالمسلمین در اروپا است.
عرصه بینالمللی
بولشتاین افزود: اسرائیل باید از این فرصت برای ضربه زدن به محور قطر و ترکیه ـ دو کشور حامی اخوانالمسلمین ـ استفاده کند. به گفته او، «عجیب است که این دو کشور متحد غرب محسوب میشوند، در حالی که فعالانه مسیر نابودی تمدن غرب را هموار میکنند. حماس تنها شاخهٔ فلسطینی اخوانالمسلمین است و اگر شاخههای دیگر با حمایت قطر و ترکیه در آمریکا و اروپا رشد کنند، خطری مشابه حماس خواهند داشت».
عرصه داخلی اسرائیل
او در پایان تأکید کرد: در داخل اسرائیل نیز باید فوراً اقدام کرد تا همه شاخههای اسلامی که رشد کردهاند ـ از حزب «راعام» تا انجمنهای پنهان ـ سرکوب و نابود شوند. همچنین باید بررسی محتوای خطبههای مساجد بهصورت روتین انجام شود، همانطور که در امارات رایج است. اگرچه یک یا دو دهه پیش چنین اقدامی موجی از انتقاد جهانی بهدلیل «نقض حقوق بشر» برمیانگیخت، اما امروز که آمریکاییها و اروپاییها نیز یاد گرفتهاند با همه ابزارها از جمله جرمانگاری، خود را در برابر «اسلامگرایی» محافظت کنند، دیگر هیچ توجیهی برای اجازه دادن به فعالیتهای حامیان حماس در اسرائیل وجود ندارد؛ جایی که اخوانالمسلمین آن را محور آرزوهای توسعهطلبانهٔ خود میدانند.