در دنیای امروز، مفهوم «مناطق نفوذ» که به دوران جنگ سرد تعلق دارد، بار دیگر به کانون توجه سیاستهای جهانی تبدیل شده است. دو منطقه جغرافیایی که از نظر فاصله زیاد از یکدیگر قرار دارند، اما هر کدام نمایانگر رقابت شدید میان دو قدرت بزرگ جهانی، یعنی آمریکا و روسیه ، برای بازسازی نظم جهانی و شکلدهی به مناطق نفوذ خود هستند: از اوکراین در شرق اروپا تا گرینلند در شمال غربی.
اگرچه این دو منطقه از لحاظ جغرافیایی دور از یکدیگرند، اما در اصل هر دو نشاندهنده تلاشهای این دو کشور برای بازتعریف ساختار قدرت جهانی و گسترش نفوذ خود هستند. این رقابتها بیشتر بر اساس منطق تسلط و حوزههای نفوذ منطقهای شکل میگیرد.
اوکراین: خط دفاعی روسیه
برای روسیه، اوکراین تنها یک کشور هممرز نیست، بلکه جزء لاینفک منطقه نفوذ تاریخی این کشور به شمار میرود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه به یک قدرت منطقهای تبدیل شد و در تلاش بود تا موقعیت قدرت جهانی خود را بازپس گیرد. این هدف از طریق بازسازی نفوذ روسیه در اروپای شرقی، به ویژه در اوکراین، دنبال میشود. در واقع، روسیه با هرگونه حرکت برای دور شدن اوکراین از حوزه نفوذ خود، به شدت واکنش نشان میدهد.
گرینلند: حوزه نفوذ آمریکا
در مقابل، گرینلند برای آمریکا همانطور که اوکراین برای روسیه است، یک منطقه استراتژیک و حیاتی برای حفظ و گسترش نفوذ به شمار میرود. آمریکا نیز همانطور که روسیه نسبت به گسترش ناتو حساس است، به شدت نگران است که قدرتهای دیگر مانند چین یا روسیه بتوانند در این منطقه نفوذ پیدا کنند. از این رو، سیاست آمریکا در دوران ترامپ بر اساس این ایده استوار بوده که باید بر مناطقی که در اطراف مرزهای خود قرار دارند، تسلط کامل داشته باشد، به ویژه بر گرینلند که در نزدیکی مسیرهای دریایی مهم قطب شمال قرار دارد.
رقابتهای جغرافیایی و استراتژیک
این رقابتها در سطح جهانی به وضوح نمایان است. از یکسو، روسیه گسترش ناتو را تهدیدی برای امنیت خود میداند و از سوی دیگر، ایالات متحده نگران فعالیتهای نظامی و اقتصادی روسیه و چین در قطب شمال است. در این رقابتها، جغرافیا نقش مهمی ایفا میکند. همانطور که اوکراین برای روسیه در نزدیکی مرزهای غربی اهمیت دارد، گرینلند نیز برای ایالات متحده از اهمیت استراتژیک بالا برخوردار است.
گرینلند، به دلیل موقعیت استراتژیک خود در مسیرهای دریایی حیاتی و نزدیکی به منابع انرژی قطب شمال، برای قدرتهای جهانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین این جزیره به عنوان پایگاه نظامی آمریکا در قطب شمال شناخته میشود که برای حفظ امنیت ملی آمریکا ضروری است.
تهدیدات و فشارهای اقتصادی
در حالی که روسیه در اوکراین به طور مستقیم وارد عمل شده و اقدامات نظامی انجام داده است، آمریکا برای حفظ نفوذ خود در گرینلند از تهدیدات اقتصادی و نظامی استفاده کرده است. در این راستا، پدرو سانچز، رئیسجمهور اسپانیا هشدار داده که هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه گرینلند میتواند به نفع روسیه تمام شود و به مشروعیتبخشی به اقدامات نظامی این کشور در اوکراین منجر شود.
اوکراین و گرینلند نه تنها بحرانهایی جداگانه نیستند، بلکه هر دو نمایانگر بازگشت به سیاستهای تقسیم مناطق نفوذ هستند. روسیه و آمریکا هر یک در تلاشاند تا با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله تهدیدات نظامی و اقتصادی، منافع امنیتی خود را در مناطق پیرامونی خود حفظ و گسترش دهند. در این راستا، این دو قدرت بزرگ به بهانه تأمین امنیت خود، سعی دارند بر حاکمیت و سرنوشت کشورهای کوچکتر تأثیر بگذارند.
سؤال اصلی این است که آیا در دنیای امروز، کشورهای کوچک و متوسط قادر به مقاومت در برابر این نظام جدید مناطق نفوذ خواهند بود؟ یا اینکه به طور ناخواسته باید با آن سازگار شوند؟ پاسخ به این سوال میتواند شکلدهنده سیاستهای جهانی در سالهای آینده باشد.