حماقت ترامپ و خطر شعله‌ور شدن منطقه

 در هفته‌های اخیر، گزینهٔ نظامی علیه ایران بار دیگر در واشنگتن مطرح شده و به‌عنوان یک احتمال در دستور کار قرار گرفته، اما این بار تصمیم‌گیری به شکل ساده جنگ یا صلح نیست، بلکه به یک بحران پیچیده چندلایه تبدیل شده است.

تحرکات نظامی و دیپلماتیک آمریکا، از مانورهای ناوهای هواپیمابر و آماده‌باش نیروها گرفته تا اعمال تحریم‌ها و حملات سایبری، با هم ترکیب شده‌اند تا صحنه را به یک «بحران باز» تبدیل کنند. این بحران باز، از نظر آمریکا فرصتی است برای فشار سیاسی و نمایش قدرت، اما در عمل می‌تواند منطقه را به آستانهٔ یک انفجار وسیع برساند.واشنگتن تلاش می‌کند، به دستاویز‌های متعددی برای توجیه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران متوسل شود، اما واقعیت‌ها بسیار پیچیده‌تر از تبلیغات رسانه‌ای هستند.

بزرگ‌ترین چالش آمریکا، نه تولید روایت‌های توجیهی، بلکه محدودیت‌های واقعی میدانی و قانونی است که هر تصمیم نظامی باید در آن‌ها عمل کند. تشدید درگیری، حتی اگر از نظر سیاسی مطلوب باشد، می‌تواند پیامدهای بسیار فاجعه‌باری داشته باشد که واشنگتن قادر به کنترل آن نیست.

اولین قربانی این حماقت، امنیت و اقتصاد منطقه است. کشورهایی که معمولاً در دایره نفوذ آمریکا قرار دارند، از عربستان سعودی و قطر گرفته تا عمان، ترکیه و عراق، به‌شدت با هر حمله مستقیم نظامی مخالفت دارند. دلیل مخالفت آن‌ها نه حمایت از ایران، بلکه ترس از بازتاب فاجعه‌بار آن بر کل منطقه است. هر حمله‌ای می‌تواند این کشورها را به میدان‌های درگیری نیابتی تبدیل کند، بازارهای انرژی را دچار اختلال کرده و مسیرهای تجاری و ثبات داخلی را تهدید کند.

این سناریو، به معنای واقعی کلمه، تهدیدی مستقیم برای اقتصاد نفتی و تجارت جهانی است و می‌تواند کشورهای منطقه را در معرض هرج‌ومرج سیاسی و اقتصادی قرار دهد.دومین قربانی، اقتصاد جهانی است. تنگهٔ هرمز، که شریان حیاتی نفت جهان است، در صورت هر تشدید نظامی می‌تواند نقطه‌ای برای شوک نفتی شود. افزایش قیمت نفت، اختلال در حمل‌ونقل دریایی و بی‌ثباتی بازارهای مالی دیگر فرضی نیست؛ این سناریو تقریباً قطعی است اگر تنش‌ها از کنترل خارج شوند.

در دنیایی که تحت فشار تورم و زنجیره‌های تأمین شکننده است، کوچک‌ترین اختلال در جریان انرژی ممکن است به یک بحران بین‌المللی تبدیل شود که از ایران و آمریکا فراتر رفته و اروپا، آسیا و حتی اقتصاد داخلی آمریکا را تهدید کند. تحلیلگران اقتصادی هشدار می‌دهند که حتی یک «درگیری محدود» در خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت را به سطحی برساند که تورم جهانی را تشدید کرده و فشار بر مصرف‌کنندگان و صنایع کلیدی جهان را به‌شدت افزایش دهد.

چالش سوم، سیاست داخلی آمریکا است. هیچ تضمینی وجود ندارد که حمله به ایران نتیجهٔ سیاسی ملموسی برای ترامپ داشته باشد. احتمال شکست عملیاتی یا تبدیل حمله به یک زنجیرهٔ تشدید متقابل بسیار بالاست. حتی اگر دولت ترامپ موفق شود، سقوط احتمالی نظام ایران نه تنها «دوست‌تر» نمی‌سازد، بلکه ممکن است درها را به روی هرج‌ومرج، افراط‌گرایی یا ظهور یک دولت شکست‌خورده باز کند؛ وضعیتی که امنیت منطقه را به‌شدت تهدید کرده و آمریکا را وارد تعهدات طولانی و پرهزینه خواهد کرد.چالش چهارم، تقسیمات داخلی آمریکا است. رأی‌دهندگان آمریکایی از خستگی ناشی از جنگ‌های خارجی رنج می‌برند و هر تصمیم نظامی جدید، به‌ویژه بدون تضمین موفقیت فوری، هزینهٔ انتخاباتی سنگینی برای ترامپ خواهد داشت.

این واقعیت، قدرت مانور او را محدود می‌کند و باعث می‌شود هر تصمیمی برای حمله نظامی، هم از نظر سیاسی و هم از نظر عملیاتی، پرریسک باشد. منتقدان هشدار می‌دهند که حتی یک حمله محدود می‌تواند به یک چرخهٔ تشدید متقابل منجر شود که کنترل آن از دست آمریکا خارج شده و شعار «اول آمریکا» را به تهدیدی علیه امنیت ملی خود تبدیل کند.

در کنار این محدودیت‌ها، توان نظامی ایران به‌عنوان یک عامل بازدارندهٔ واقعی عمل می‌کند. شبکهٔ گستردهٔ موشکی، توان دریایی و نفوذ منطقه‌ای ایران، هر حملهٔ محدود را به احتمال مواجههٔ چندجبهه‌ای و گسترش سریع درگیری تبدیل می‌کند. تحلیلگران نظامی تأکید می‌کنند که ایران می‌تواند نه تنها به نیروهای آمریکایی، بلکه به متحدان آمریکا و منافع اقتصادی آن‌ها در منطقه، پاسخ‌های گسترده و دقیق بدهد.ین یعنی هر اقدام نظامی کوچک، می‌تواند به یک جنگ فرسایشی و پیچیده تبدیل شود که پیامدهای آن برای اقتصاد و ثبات منطقه فاجعه‌بار خواهد بود.

نتیجه‌گیری:اگر ترامپ تصمیم به حمله بگیرد، پیامدهای آن فاجعه‌بار خواهد بود. امنیت منطقه، ثبات اقتصادی و بازارهای انرژی در معرض خطر جدی قرار می‌گیرند. منطقه بر لبهٔ پرتگاه قرار دارد: از آرامش شکننده تا تشدید حساب‌شده یا حتی یک اشتباه کوچک که می‌تواند آتش یک بحران بزرگ و طولانی را روشن کند. واشنگتن میان فشار بازدارندگی و ترس از انفجار، و میان تمایل به کسب سود سیاسی فوری و خطر باز شدن درهای بسته‌ناشدنی حرکت می‌کند، اما حماقت احتمالی ترامپ می‌تواند همه چیز را به آتش بکشد و پیامدهای آن فراتر از ایران، آمریکا و حتی خلیج فارس، اقتصاد جهانی را نیز گرفتار خواهد کرد.