ترامپ شایسته «جایزه نوبل جنگ» است

 شاید جهان معاصر در تاریخ خود نمونه‌ای از حرص، خودخواهی و بی‌پروایی به اندازهٔ آنچه که در رئیس‌جمهور کنونی آمریکا نمود دارد را به خود ندیده باشد. او خارج از چارچوب ارزش های والای انسانی و حتی حداقل آداب شخصی‌ زندگی می‌کند که از ساده‌ترین شهروند هر کشوری انتظار می‌رود، چه رسد به رئیس قدرتمندترین کشور جهان.

دونالد ترامپ همچنان در پی کسب جایزهٔ نوبل صلح است، در حالیکه منتقدان سیاست‌ها و مواضع او را نه نشانه‌ای از صلح، بلکه جلوه‌ای آشکار از جنگ‌طلبی، خودمحوری و بی‌اعتنایی به اصول انسانی می‌دانند؛ رویکردی که به‌ویژه در قبال فلسطین و غزه، او را از یک «نامزد صلح» به نماد سیاست‌های ویرانگر و تنش‌زا در جهان معاصر تبدیل کرده است.

این روزنامه نوشت: شگفت‌آورتر آن‌که او همچنان همین مسیر را ادامه می‌دهد، در حالی که اطرافش را وزیران و مقام‌های بلندپایه احاطه کرده‌اند، بی‌آنکه حتی یکی از آنان در اعتراض به رفتار یا سیاست‌هایش واکنشی نشان دهد. عجیب‌تر از همه این است که مردم آمریکا بیش از یک بار او را انتخاب کرده‌اند، تا جایی که اطمینانش به پیروزی در هر دوره ریشه‌دار شده و حتی قصد دارد خود را برای دورهٔ سوم ریاست‌جمهوری نامزد کند.

این رسانه ادامه داد: مشکل اینجاست که ترامپ هرگز از اظهارات و ابتکارهایی که موجب انزجار بسیاری می‌شود، دست نکشیده است و به‌تدریج روشن شده که او شخصیتی عمیقا انتقام‌جو دارد و هر کسی به خود اجازه دهد سیاست‌ها یا شخص او را نقد کند، با واکنشی تند و شدید روبه‌رو می‌شود.

مواضع ترامپ بر اساس منافع شخصی او شکل می گیرد

بر اساس این گزارش، مواضع ترامپ نه بر پایهٔ اصول، بلکه بر اساس منافع شخصی‌اش شکل می‌گیرد. زمانی که شانسش برای کسب به‌رسمیت‌شناخته‌شدن بین‌المللی به‌عنوان یک چهرهٔ صلح‌طلب کاهش یافت، خشمش به ادعاهایی نادرست انجامید؛ از جمله اینکه مدعی شد در توقف هفت جنگ نقش داشته، در حالی که چنین چیزی رخ نداده است.

به نوشته القدس العربی، هر انسان عاقلی از رفتارهای کسی که ریاست قدرتمندترین کشور جهان را بر عهده دارد و در تعیین امنیت یا نابودی کرهٔ زمین نقش اساسی ایفا می‌کند، شگفت‌زده‌ می شود. با این حال، تاکنون هیچ‌یک از نزدیکانش جرأت نکرده‌اند صریحا دربارهٔ این شخصیت پیچیده سخن بگویند؛ شخصیتی که حول یک محور می‌چرخد: گردآوری ثروت و دستیابی به قدرت و شهرت، به هر وسیله‌ای.

این روزنامه اضافه کرد: در حال حاضر، کسب جایزهٔ نوبل به عقدهٔ اصلی رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده است. او گمان می‌کرد با وجود آشفتگی شخصیت، تفکر و سیاست‌هایش شایستهٔ دریافت آن است. هنگامی که به آن دست نیافت، رفتارش به رفتار گاوی خشمگین شباهت پیدا کرد؛ امری که حتی برای رهبران کشورهای دیگر نیز آشکار بود. از این رو، «ماریا کورینا ماچادو» رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، دست به اقدامی بی‌سابقه زد و اعلام کرد مدال جایزهٔ نوبلی را که خود دریافت کرده بود، به ترامپ می‌بخشد. این اقدام نه مرسوم است و نه مورد تأیید کمیتهٔ بین‌المللی نوبل. ترامپ هم می‌داند که این جایزه، جایزهٔ او نیست و جهان را قانع نمی‌کند که او مرد صلحی است که در سطح بین‌المللی به رسمیت شناخته شده باشد.

ترامپ مبتلا به نوعی دوگانگی خاص

بر اساس این گزارش، ترامپ دچار نوعی دوگانگی خاص است: یک سوی آن انگیزه‌های شخصی اوست که به اقدامات جنگ‌طلبانه یا صلح‌جویانه می‌انجامد و سوی دیگر، ناتوانی او در درک واقعیت‌های تاریخ و جهان؛ از جمله این حقیقت که قانون طبیعت همواره مسیر خود را می‌پیماید و تلاش برای دور زدن یا فریب آن - هرچند اگر مدتی ادامه یابد—سرانجام ناکام می‌ماند.

در ادامه گزارش القدس العربی آمده است: انتظار می‌رود رئیس قدرتمندترین کشور جهان به این حقایق آگاه باشد، نه اینکه از آن‌ها عبور کند. قدرت عظیم نظامی آمریکا نیز حد و مرز دارد و تنها زمانی کارآمد است که با دیپلماسی فعال و انگیزه‌های اخلاقی پایدار همراه شود. امروز آمریکا خود شاهد آشفتگی در حیاط‌خلوت‌هایش است؛ تا آنجا که رقابت بین‌المللی بر سر نفوذ، نزدیک بود این کشور را از تسهیلات نظامی‌اش در جزیرهٔ گرینلند—که تحت حاکمیت دانمارک است—محروم کند.

به نوشته این رسانه عرب زبان، تردیدهای جدی دربارهٔ نیت‌های واقعی رئیس‌جمهور آمریکا وجود دارد؛ نیت‌هایی که در آن منافع شخصی با پروژه‌ای سیاسی درهم آمیخته که قرار است جهانی، متعادل و تا حدی عادلانه باشد. اجلاس اقتصادی داووس نیز صحنهٔ گفت‌وگوهای پشت‌پرده و مذاکرات تند میان کشورهای غربی، از جمله اروپا و آمریکا، بود.

ترامپ تصمیم گرفته بود بر هشت کشور اروپایی که با تصمیم او برای الحاق جزیرهٔ گرینلند مخالفت کرده بودند، تعرفه وضع کند، اما اجرای آن را به امید دستیابی ناتو به «چارچوبی برای توافق آینده» به تعویق انداخت. دانمارک و برخی کشورهای اروپایی این امر را رد کردند و گفتند ناتو صلاحیت ورود به چنین معامله‌ای را ندارد.

دوره ترامپ از بدترین دوره ها در همکاری میان کشورها

در ادامه این گزارش آمده است، شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس همچنان رو به گسترش است و دورهٔ ترامپ یکی از بدترین دوره‌ها در همکاری میان این کشورها به شمار می‌رود. در همین چارچوب، ترامپ نهادی را با عنوان «شورای صلح» پیشنهاد کرد؛ ایده‌ای که در اصل برای سازمان‌دهی بازسازی غزه مطرح شده بود، اما منشوری که دولت ترامپ منتشر کرد، وظایف گسترده‌تری برای آن در نظر گرفت، از جمله مشارکت در حل منازعات مسلحانه در سراسر جهان. با این حال، تاکنون استقبال بین‌المللی قابل توجهی از این شورا نشده است. برخی دولت‌های اروپایی نگران‌اند که این ابتکار به نقش سازمان ملل آسیب بزند؛ نهادی که ترامپ آن را به عدم حمایت از تلاش‌هایش برای پایان دادن به درگیری‌ها متهم کرده است.

به نوشته این رسانه عربی، دعوت‌نامه‌های عضویت در «شورای صلح» برای رهبران فرانسه، آلمان، ایتالیا، مجارستان، استرالیا، کانادا، کمیسیون اروپا و برخی قدرت‌های اصلی خاورمیانه ارسال شد. این طرح شامل بیست بند برای پایان دادن به جنگ در غزه است، اما در عمل، اسرائیل به کشتار ادامه داده و از زمان اعلام آتش‌بس، ۴۶۴ فلسطینی را به قتل رسانده است.

در ادامه آمده است، تردیدهای جدی دربارهٔ نیت‌های واقعی رئیس‌جمهور آمریکا وجود دارد، به‌ویژه آنجا که منافع شخصی‌اش با پروژه‌ای سیاسی که در حقیقت باید در خدمت جهانی، متعادل و مبتنی بر عدالت و بی‌طرفی باشد، درهم تنیده شده اما نادیده گرفتن انگیزه‌های شخصی ترامپ دشوار است؛ انگیزه‌هایی که او یک سال پیش به‌روشنی بیان کرد. در چهارم فوریهٔ ۲۰۲۵ (اواسط بهمن ۱۴۰۳) اعلام کرد که ایالات متحده قصد دارد کنترل نوار غزه را در دست بگیرد و فلسطینیان را از آن بیرون براند. او گفت برنامه دارد غزه را به منطقه‌ای گردشگری تبدیل کند که با «ریویرای فرانسه» رقابت کند.

طرح های ترامپ با روح جایزه نوبل در تضاد کامل است

به نوشته القدس العربی، شاکله این طرح، بیرون راندن ۲ میلیون فلسطینی از آنچه از سرزمین فلسطین باقی مانده است؛ اقدامی که گامی دیگر در مسیر تکمیل پروژهٔ «اسرائیل» برای اشغال کامل فلسطین و سپس گسترش به سمت شرق به شمار می‌رود. بدین‌ترتیب، طرح ترامپ به یکی از زشت‌ترین طرح‌ها در تاریخ مسالهٔ فلسطین تبدیل می‌شود؛ طرحی که مملو از مداخلات و جنگ‌هایی است که با روح جایزهٔ نوبل در تضاد کامل است.

در ادامه گزارش آمده است، ترامپ به‌جای مهار اشغالگری و برداشتن گام‌های عملی برای تحقق دولت فلسطینی، در پی ترسیم خطی دائمی میان زمین و ساکنان اصلی آن است؛ پروژه‌ای که از نظر زشتی و فقدان انسانیت، حتی از پروژهٔ صهیونیستی نیز فراتر می‌رود. با این حال ترامپ انتظار دارد پس از چنین طرحی، جایزهٔ نوبل صلح را دریافت کند؛ گویی شعور انسان‌ها را دست‌کم می‌گیرد و با احساسات آوارگانی بازی می‌کند که میان ویرانه‌های غزه زندگی می‌کنند؛ غزه‌ای که دیگر هیچ ساختمان سالمی در آن باقی نمانده است. برآورد می‌شود وزن این آوارها بیش از ۵۰ میلیون تن باشد و پاک‌سازی آن سال‌ها زمان ببرد.

«بی‌تردید بازسازی غزه کار آسانی نیست. آنچه نیروهای اشغالگر در جنگ اخیر مرتکب شده‌اند، تنها با ویرانی‌های دو جنگ جهانی قابل مقایسه است. تصاویر کوه‌های آوار در غزه همچنان در برابر دیدگان هر کسی که تحولات فلسطین را دنبال می‌کند و در مسیر آنچه «راه‌حل دو دولتی» نامیده می‌شود حرکت می‌کند، باقی خواهد ماند. در همین حال، دولت‌های جهان —به‌ویژه در غرب— از اتخاذ موضعی روشن در قبال اشغالگری یا درخواست برای توقف کشتار روزانه و توقف کوچ اجباری ساکنان اصلی این باریکه و کنار گذاشتن کامل ایدهٔ بلعیدن نوار غزه، خودداری می کنند.»

بازسازی غزه پروژه‌ای به‌شدت وهم‌آلود

بر اساس این گزارش، بازسازی غزه پروژه‌ای به‌شدت وهم‌آلود است، زیرا مروّجان آن نگاه خود را صرفا به جنبهٔ مادی محدود کرده و وضعیت سیاسی و امنیتی را نادیده گرفته‌اند. چه فایده‌ای دارد بازسازی غزه، وقتی صلحی در کار نیست؟ چه معنایی دارد پرداختن به پیامدهای تجاوز «اسرائیل» و نادیده گرفتن خود این تجاوز، در حالی که انتظار می‌رود در نبود راه‌حلی عادلانه برای مساله فلسطین، این تجاوز ادامه یابد؟

به نوشته این روزنامه، در جهانی که همچنان اصرار دارد با مسائل پیچیده از طریق طرح‌های سطحی برخورد کند، ترسیم آینده‌ای آرام، به‌دور از بمباران، ویرانی و سلطهٔ صاحبان قدرت بر سرنوشت ملت‌های ضعیف‌تر، بسیار دشوار است. اگر کسانی هنوز از تجربهٔ فلسطین، معنای اشغالگری و ماهیت آن درس نمی‌گیرند و شعارهای تکراری دربارهٔ حق تعیین سرنوشت، صلح پایدار، حفظ مرزهای کشورها و احترام به حاکمیت دولت‌ها—حتی اگر متجاوز یا غاصب باشند—را نادیده می‌گیرند، باید بار دیگر تاریخ معاصر را بخوانند.

در پایان این گزارش آمده است: در سایهٔ تداوم اشغالگری «اسرائیل»، اولویت باید پایان دادن به این اشغالگری باشد، پیش از آنکه به ویرانی عظیمی پرداخته شود که خود اشغالگر به بار آورده است و تا زمانی که اشغالگری با سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌اش ادامه دارد و با اطمینان از توان تحمیل طرح‌های خود و باور به نبود اراده‌ای جدی در سطح بین‌المللی یا منطقه‌ای برای پایان دادن به آن عمل می‌کند، طرح ترامپ هیچ شانسی برای موفقیت نخواهد داشت.