اقتصاد جهانی بار دیگر در حال بازتعیین قیمت ریسکهای ژئوپلیتیکی است؛ این بار محور اصلی، تنگه هرمز است، گذرگاهی استراتژیک که نقشی تعیینکننده در تأمین انرژی جهان دارد. هر گونه اختلال در این نقطه، نه تنها منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه بازارهای جهانی انرژی، غذا و حملونقل را نیز دستخوش نوسان فوری میکند.بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ و سه ماهه نخست ۲۰۲۵، تنگه هرمز بیش از یکچهارم تجارت نفت خام دریایی جهان، حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت و محصولات آن و نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را عبور داده است. همچنین، آژانس بینالمللی انرژی عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه را تخمین زده است.بازارها حتی نسبت به کوچکترین اظهارنظرها نیز واکنش فوری نشان میدهند؛ به عنوان مثال، در ۲ فوریه ۲۰۲۶ خبرگزاری رویترز گزارش داد که پس از اظهارات دونالد ترامپ درباره گفتوگوهای «جدی» ایران با واشنگتن، قیمت نفت حدود پنج درصد کاهش یافت و برنت در حوالی ۶۵.۸۶ دلار و وست تگزاس در حدود ۶۱.۷۹ دلار معامله شد.تحلیلگران تأکید کردند که کاهش تنش، بخشی از «علاوه ریسک ژئوپلیتیکی» را حذف کرده و نشاندهنده وفور نسبی عرضه است.
بازندگان اصلی بحران
ساختار جریان انرژی از طریق تنگه هرمز نشان میدهد که تأثیر هرگونه شوک به شکل یکسان پخش نمیشود و بیشترین آسیب به کسانی وارد خواهد شد که به این مسیر وابستگی بالایی دارند و جایگزینهای کمتری در دسترس دارند.آسیا: بیشترین فشار بر واردکنندگان آسیایی وارد میشود. حدود ۸۴ درصد از نفت خام و میعانات و ۸۳ درصد از گاز طبیعی مایع عبوری از تنگه هرمز به آسیا میرود و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بیش از دو سوم این محمولهها را دریافت میکنند.هر گونه اختلال در عرضه باعث افزایش هزینه انرژی، تشدید کسری حساب جاری و نوسانات ارزی در بزرگترین مراکز صنعتی جهان میشود.اروپا: حتی اگر وابستگی مستقیم اروپا به هرمز کمتر باشد، افزایش قیمت نفت و گاز بر هزینه برق، پتروشیمی و حملونقل صنعتی فشار وارد میکند و روند سیاستهای پولی را با چالش مواجه میسازد.اقتصادهای نوظهور کمدرآمد: کشورهایی که واردکننده انرژی و منابع غذایی هستند و توان مالی محدودی دارند، با دو گزینه پرهزینه روبهرو میشوند: افزایش یارانه که فشار بر بودجه را بیشتر میکند یا انتقال سریع هزینهها به مصرفکننده که تورم انرژی و غذا را افزایش میدهد و آسیبپذیری اجتماعی را تشدید میکند.اقتصادهای خلیج فارس: حتی صادرکنندگان انرژی منطقه نیز از اثرات بحران در امان نیستند، زیرا تنگه هرمز مسیر عبور واردات غذایی و صادرات کود شیمیایی است. افزایش هزینه واردات، هزینه عملیاتی بنادر، تأمین مالی ذخایر و بیمههای دریایی، فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین داخلی و امنیت لجستیکی وارد میکند.
تولیدکنندگان نفت خارج از خلیج فارس، حملونقل و صنایع دفاع در مسیر سود»
وقتی بازار نفت و انرژی با نوسان و تنش روبهرو میشود، برخی گروهها از این شرایط سود میبرند.تولیدکنندگان نفت غیرخلیجی: وقتی عرضه نفت خاورمیانه کاهش پیدا میکند، خریداران به سمت نفت آمریکا، دریای شمال و غرب آفریقا میروند. این تغییر مسیر باعث میشود قیمت نفت در مناطق مختلف متفاوت شود و تولیدکنندگان جایگزین بتوانند سود بیشتری به دست بیاورند.تجار کالا و شرکتهای حملونقل: افزایش نوسانات قیمت، ارزش قراردادهای آینده و تجارت کالا را بالا میبرد. شرکتهایی که شبکههای حملونقل منعطف دارند میتوانند محمولهها را سریعتر جابهجا کنند و از این وضعیت سود ببرند، حتی اگر هزینههای بیمه و خطرهای عملیاتی زیاد شود.صنایع دفاع و امنیت: تنشهای منطقهای باعث میشود نیاز به خدمات امنیتی افزایش پیدا کند؛ مانند اسکورت دریایی برای کشتیها، سیستمهای دفاع هوایی، نظارت و پر کردن ذخایر حیاتی. شرکتهایی که این خدمات را ارائه میدهند، در دورههای بحران درآمد بیشتری کسب میکنند و قراردادهای بلندمدت آنها پررنگتر میشود.
تأثیرات بخشهای صنعتی
اختلال در تنگه هرمز تنها بازار نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه زنجیرههای تولید، حملونقل و تأمین مالی را هم دچار فشار میکند و هزینهها به صنایع مختلف منتقل میشود.صنایع پتروشیمی: بیش از ۱۵ درصد از محصولات شیمیایی جهان، مانند پلاستیک، الیاف مصنوعی و مواد اولیه بستهبندی، از تنگه هرمز عبور میکنند. بیشتر این محصولات از کشورهای صادرکننده خلیج فارس، به ویژه عربستان، امارات و قطر، به سمت آسیا، اروپا و آمریکای شمالی منتقل میشوند. بنابراین، هرگونه اختلال در هرمز باعث افزایش هزینه تولید و قیمت این محصولات در سراسر جهان میشود.کود شیمیایی: تولید کودهای نیتروژن، اوره و فسفات که به گاز طبیعی و حملونقل وابستهاند، بخش عمدهای از صادرات خود را از طریق هرمز به کشورهای واردکننده آسیا و آفریقا ارسال میکنند. وقتی قیمت انرژی و هزینههای حمل افزایش مییابد، تولید و عرضه کود محدود میشود و این فشار به بازارهای جهانی کشاورزی منتقل میشود، به ویژه به کشورهایی که واردات خود را از خلیج فارس تامین میکنند.بازار غذا: تورم در بخش غذا هم تحت تأثیر افزایش قیمت سوخت، حملونقل و کود شیمیایی است. کشورهای خلیج فارس و واردکنندگان بزرگ آسیا با افزایش هزینه واردات مواجه میشوند و قیمت مواد غذایی بالا میرود.
هرمز؛ نقطه کانونی ریسک جهانی
اگرچه از نظر تئوری عرضه انرژی کافی به نظر میرسد، اما هرگونه تنش در هرمز به سرعت بازارها را دچار نوسان میکند و «علاوه ریسک ژئوپلیتیکی» را به قیمت نفت اضافه میکند، به گونهای که تحلیلهای سیتی، ارزش آن را در بازه ۷ تا ۱۰ دلار برای هر بشکه در دورههای بحران تخمین میزنند.در سطح کلان، شوکهای انرژی و حملونقل، مسیر تورم، رشد اقتصادی و ثبات پولی را در کشورهای واردکننده بازتعریف میکند. افزایش قیمت سوخت و مواد اولیه باعث فشار بر مصرفکننده، افزایش نرخ بهره، کاهش سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کند میشود و نوسانات ارزی و خطرات انسانی و غذایی در کشورهای کمدرآمد را تشدید میکند.
در بازارهای مالی، افزایش شدید قیمت نفت باعث حرکت سرمایهها به سمت طلا و اوراق دولتی به عنوان پناهگاه امن میشود، در حالی که سهام صنایع انرژیبر و حملونقل فشار فروش پیدا میکنند و تقاضای بازار برای بازنگری سیاستهای پولی افزایش مییابد.تحلیلگران بازار انرژی تأکید کردهاند که روحیات بازار به سرعت تغییر میکند و کاهش یا افزایش تنشها میتواند به همان سرعت، «علاوه ریسک ژئوپلیتیکی» را بازگرداند و تقلبات قیمتها را دوباره فعال کند.با این روند، تنگه هرمز نه تنها گذرگاه جغرافیایی، بلکه به یک شاخص جهانی قیمت تبدیل شده است که بر انرژی، غذا و مسیرهای تورمی جهان تأثیر مستقیم و همزمان میگذارد و جایگاه ایران را به عنوان بازیگر کلیدی و تأثیرگذار در امنیت انرژی و اقتصاد جهانی تثبیت میکند، در حالی که آمریکا و متحدانش با افزایش هزینهها و بیثباتی مواجه میشوند.