حمله به ایران با اقتصاد آمریکا چه کرد؟

 جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی وارد سومین هفته خود می‌شود که پیامدهای اقتصادی آن برای یکی از آغازگران جنگ یعنی آمریکا بیش از پیش در حال نمایان شدن است. ممکن است بسیاری تصور کنند اقتصاد ایالات متحده در اوج قدرت وارد این درگیری شده است اما داده‌های رسمی خلاف آن را نشان می‌دهد.

پیش از آنکه نخستین جرقه‌های جنگ در اواخر ماه فوریه/اوایل اسفند روشن شود، اقتصاد ایالات متحده با چالش‌هایی مواجه بود که ممکن است در اثر استمرار یا تشدید تنش‌ها در جنگ مشترک با اسرائیل علیه ایران، شدت بگیرد.

ظهور نشانه‌های رکود تورمی در اقتصاد جنگ‌طلب

تولید ناخالص داخلی آمریکا در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۵ ضعیف شده بود. در حالی که برآوردهای اولیه انتظار رشد ۱.۴ درصدی را برای سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ داشتند، رشد تحقق‌یافته برابر با ۰.۷ اعلام شد. این یعنی سرعت رشد اقتصاد در آستانه جنگ نسبت به تابستان همان سال کاهش یافته است.

ماشه جنگ به سوی رکود تورمی آمریکا

 

یکی از دلایل اصلی این وضعیت، تعطیلی ۴۳ روزه دولت فدرال در پاییز ۲۰۲۵ بود. این تعطیلی یکی از عوامل مهم کاهش رشد اقتصادی آمریکاست و به همین دلیل نیز توان اقتصادی دولت برای مقابله با بحران‌های بعدی از جمله جنگ کنونی دچار فرسایش شده است.

وضعیت معیشت و اشتغال نیز چندان مناسب نیست به‌طوری که آمارها نشان می‌دهد استخدام‌ها پیش از شروع جنگ عملاً متوقف شده بود. سال ۲۰۲۵ بدون در نظر گرفتن سال ۲۰۰۸ که در آن بحران اقتصادی رخ داد بود، ضعیف‌ترین میزان استخدام را از سال ۲۰۰۲ به بعدثبت کرده است.
علاوه بر این، وضعیت بازار کار در آستانه جنگ وخیم‌تر هم شد. در فوریه ۲۰۲۶ تعداد ۹۲,۰۰۰ فرصت شغلی از این بازار حذف شد یعنی ۹۲ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.

ماشه جنگ به سوی رکود تورمی آمریکا

 

جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را می‌توان به چکاندن ماشه رکود تورمی در ایالات متحده تعبیر کرد. در حالی که ممکن است گرانی در بازارهای آمریکا به پیامدهای جنگ نسبت داده شود باید گفت حتی پیش از شروع درگیری نیز تورم در آمریکا چسبنده شده بود و تمایلی به پایین آمدن نداشت.

در ژانویه ۲۰۲۶ و یک ماه پیش از شروع جنگ، شاخص هزینه‌های مصرف‌کننده رشد ۲.۸ درصدی را نشان می‌داد. تورم هسته نیز در همین زمان به ۳.۱ درصد رسید. این رقم، بالاترین سطح تورم در دو سال اخیر است و نشان می‌دهد که قیمت کالاها و خدمات حتی بدون جنگ نیز رو به افزایش بود.

ماشه جنگ به سوی رکود تورمی آمریکا

 

برای نامزدی که با شعار MAGA به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده انتخاب شد، جنگ مشترک با اسرائیل علیه ایران برای سفره رأی‌دهندگان خطرناک‌تر از بحران‌های قبلی است. این جنگ نوعی شوک عرضه است که در آن با بسته شدن تنگه هرمز مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت جهان مسدود شده است.

در چنین شرایطی انرژی کمیاب و گران می‌شود. منظور از افزایش قیمت انرژی، فقط گرانی بنزین نیست بلکه با افزایش قیمت انرژی به عنوان یک نهاده تولید، تقریباً هزینه تولید هر کالایی بالا می‌رود. تورم ناشی از فشار هزینه تولید موجب می‌شود خانوار از ترس گرانی، مصرف خود را به شدت کاهش دهد و این موضوع به طور مستقیم با افت رشد اقتصادی ارتباط دارد.

اقتصاد آمریکا از دو سو تحت فشار است:
۱. تورم چسبنده و جهش قیمت انرژی که قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد؛
۲. افت یا حتی توقف رشد اقتصادی که به دلیل کمبود عرضه و کاهش مصرف خصوصی.

از همین رو می‌توان گفت ادامه جنگ با شرایط کنونی، به معنای احتمال ورود بزرگترین اقتصاد جهان به رکود تورمی است.

مالیات پنهان جنگ بر سفره خانوارهای آمریکایی

وقتی صحبت از جنگ می‌شود، بسیاری به پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی فکر می‌کنند. جنگ تا امروز برای ما مردم ایران، با صدای جنگنده و انفجار تداعی می‌شود اما برای یک خانواده عادی آمریکایی نخستین نشانه‌های آن در پمپ بنزین‌ها به چشم خورد و هزینه آن پیش از آنکه در بودجه‌های کلان دولتی دیده شود، از کیف پول آنها کسر شده است.

از روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ / ۹ اسفند ۱۴۰۴ یعنی درست از لحظه آغاز رسمی تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازارهای جهانی انرژی نوسان‌های زیادی نشان دادند و به دنبال آن قیمت بنزین نیز در ایالات متحده افزایش یافت. قیمت هر گالن بنزین (معادل حدودی ۳.۷۸ لیتر) در آمریکا که قبل از جنگ به‌طور متوسط زیر ۳ دلار بود به ۳.۶۳ دلار رسید.

در واقع قیمت هر لیتر بنزین در روز آغاز جنگ علیه ایران حدود ۷۹ سنت بود که با رشد حدود ۲۲ درصدی در ۲ هفته به ۹۶ سنت در هر لیتر رسید. با ادامه درگیری‌ها این قیمت در حال نزدیک شدن به مرز روانی ۴ دلار برای هر گالن یا لیتری ۱.۰۶ دلار است.

دلیل این گرانی، بسته شدن تنگه هرمز است که یک‌پنجم نفت کل دنیا از آن عبور می‌کند. مسدود شدن این مسیر به معنای توقف عرضه نفت در بازار جهانی است. این کمبود عرضه، قیمت بنزین را در سراسر دنیا از جمله آمریکا بالا می‌برد.

افزایش قیمت انرژی در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از خانواده‌های آمریکایی امیدوار بودند با کاهش مالیات‌های اخیر بر اساس قانون کاهش مالیاتی ترامپ که در سال گدشته میلادی تصویب شد، در ماه‌های مارس و آوریل وجوه بیشتری در قالب استرداد مالیاتی دریافت کنند اما پولی که ترامپ از طریق کاهش مالیات به جیب مردم بازگردانده بود، اکنون به دلیل هزینه‌های انرژی ناشی از جنگ علیه ایران دوباره از جیب آنها خارج می‌شود. بر این اساس می‌توان گفت جنگ مشترک کاخ سفید با اسرائیل علیه ایران، نوعی مالیات پنهان برای خانوار آمریکایی است.

افزایش نااطمینانی و نمای سرخ بازارهای مالی

اطمینان و خوش‌بینی نسبت به آینده، عامل ثبات‌بخشی به اقتصاد است. وقتی مردم به آینده امیدوار باشند، خرید می‌کنند و سرمایه‌گذاری رونق می‌گیرد اما گزارش‌ها نشان می‌دهد جنگ مشترک آمریکا با اسرائیل علیه ایران، موجب نااطمینانی در جامعه آمریکا شده است.

داده‌های نظرسنجی دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد پیش از شروع درگیری نظامی در ۲۸ فوریه، مردم کمی نسبت به آینده امیدوار شده بودند اما مصاحبه‌هایی که ۹ روز پس از آغاز حمله انجام شد، نشان می‌دهد همه آن خوش‌بینی‌های اولیه از میان رفته است.

ماشه جنگ به سوی رکود تورمی آمریکا

 

پاسخ‌دهندگانی که بعد از شروع جنگ در نظرسنجی شرکت کردند، ناامیدتر و بدبین‌تر از قبل بودند. این یعنی جامعه آمریکا دیگر به ثبات اقتصادی کشور اطمینان ندارد و همین موضوع باعث می‌شود هزینه‌های غیرضروری خود را کاهش دهد.

آثار مخرب جنگ فقط در نظرسنجی‌ها دیده نمی‌شود بلکه بورس نیز به عنوان ویترین اقتصاد کشور، با نمایی قرمز با آن مواجه شده است. شاخص داوجونز که نشان‌دهنده وضعیت بزرگترین شرکت‌های آمریکایی است برای سه هفته پیاپی در روند کاهشی قرار گرفته است.