کشورهای عربی با وجود اینکه به دلیل حمایت نظامی و مالی از آمریکا و رژیم صهیونیستی ضربات سنگینی متحمل شدهاند و امنیت ملیشان فدای اسرائیل شده، همچنان نقش «گاو شیرده» کاخ سفید را ایفا میکنند و بیآنکه نتیجهای از این حمایتها ببینند، قلک ترامپ را پر میکنند.در این میان، مبلغ عجیبی که رئیسجمهور آمریکا در میانه جنگ علیه ایران از کشورهای عربی خواسته، خبرساز شده است.«سالم الجواهری»، روزنامهنگار و تحلیلگر بینالمللی، در مصاحبه با بیبیسی عربی فاش کرد که آمریکا به کشورهای عربی اعلام کرده برای ادامه جنگ باید ۵ تریلیون دلار و برای توقف جنگ ۲.۵ تریلیون دلار پرداخت کنند.همچنین «شیهو سانی»، سناتور نیجریهای، در توییتی با کنایه به امارات نوشت:«در جنگ جاری دو چیز یاد گرفتم: اول اینکه یک آتشسوزی در دستشویی میتواند یک ناو هواپیمابر مقتدر را از کار بیندازد. دوم اینکه سامانه تاد (THAAD) که در اردن نتوانست از خودش دفاع کند، با ۴.۵ میلیارد دلار به امارات فروخته میشود.»در این معادله، آنچه بیش از ارقام نجومی درخواستی آمریکا تأملبرانگیز مینماید، تداوم رویکردی یکطرفه است که در آن کشورهای عربی نه تنها از بهای گزاف حمایتهای بینتیجه خود بازنمیگردند، بلکه با پذیرش قراردادهایی مانند خرید سامانههای دفاعی شکستخورده (همچون تاد در اردن) به نمادی از تناقضهای امنیت منطقهای مبدل شدهاند؛ تناقضی که گویا فاصله میان «پرداخت هزینه» و «تملک قدرت» را بیش از پیش آشکار میسازد.
آنچه در این تصویر بیش از هر چیزی خودنمایی میکند، نبودِ هرگونه رابطه متقابل و دوسویه در این معادله است. کشورهای عربی، بهویژه شورای همکاری خلیج فارس، سالهاست که با تکیه بر باورِ نادرست «امنیت در سایه آمریکا»، خزانههای خود را بیدریغ در اختیار واشنگتن قرار دادهاند؛ از خرید تسلیحات گرانقیمت و فاقد کارایی عملیاتی گرفته تا تأمین مالی جنگهای نیابتی و پرداخت مبالغ نجومی برای حفظ پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه.با این حال، این حمایتها هیچگاه با دریافت خدماتی همتراز یا تضمین پایدار امنیت همراه نبوده است. نه سامانههای پدافندی فروختهشده توانستهاند از آسمان این کشورها در برابر کوچکترین تهدیدی حراست کنند و نه وعدههای راهبردی کاخ سفید فراتر از برگههای فروش تسلیحات، رنگ واقعیت به خود دیده است.
در عمل، شاهد شکلی از قرارداد یکطرفه هستیم. کشورهای عربی پول میدهند — و آمریکا بدون آنکه تعهدی در قبال امنیت یا منافع آنها بپذیرد، هم از درآمد تسلیحات بهره میبرد و هم از پایگاههای نظامی در منطقه برای تأمین اهداف فرامنطقهای خود استفاده میکند.این روند چنان عادیسازی شده که دیگر حتی دریافت درخواستهایی نظیر ۵ تریلیون دلار برای تداوم جنگ، چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد. درواقع گویی این کشورها فقط باید هزینه پرداخت کنند حتی اگر هیچ چیزی نیز دریافت نکنند و این موضوع بیشتر به رابطه غیرمتوازن آمریکا و این کشورها که نهادینه شده است باز میگردد و این کشورها به این قرارداد یکطرفه استعماری نوین عادت کردهاند. پرسش اینجاست: تا کی این الگوی هزینهکرد بیبازگشت کشورهای عربی با عنوان جعلی «همکاری راهبردی» تداوم مییابد؟