ویکتور گائو، چهره رسانهای نزدیک به دولت چین در توضیحات خود در باب مدیریت تنگه هرمز توسط ایران، آن را حقی ذاتی و اقدامی مشروع برای ایران توصیف کرد که در پاسخ به تجاوز آشکار آمریکا و اسرائیل، عملی شد. او تصریح میکند هزینه خروج آمریکا از این بحران، برای اعتبار و جایگاه آمریکا در عرصه بینالملل بسیار سنگین خواهد بود و در نهایت پس از این جنگ، کسی آمریکا را به عنوان «نیروی ثباتبخش» به رسمیت نخواهد شناخت.ایران در برابر تجاوزی آشکار قرار دارد و به دفاعی مشروع اقدام کرده استاز نگاه ویکتور گائو، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران «تجاوزی آشکار» است، زیرا هدف آن فشار مستقیم بر حاکمیت، تمامیت ارضی و موجودیت سیاسی ـ تمدنی ایران است. او ایران را کشوری میداند که در برابر حمله خارجی ناچار به مقاومت شده و از این منظر، رفتار تهران را ذیل منطق «دفاع از خود» توضیح میدهد. گائو تأکید میکند که تهدید ترامپ به «بازگرداندن ایران به عصر حجر» نشان میدهد مسئله نوعی تهدید علیه تمدنی چند هزار ساله است. بنابراین، از نظر او، ایران در این جنگ در موقعیت مقاومت در برابر تجاوز قرار دارد و اقداماتش، از جمله افزایش فشار در تنگه هرمز، باید در چارچوب تلاش برای حفظ استقلال، سرزمین و بقای خود فهمیده شود.تنها امر قطعی، فقدان انسجام و راهبرد در طرف آمریکاییستویکتور گائو معتقد است مشکل اصلی در رفتار آمریکا تحت رهبری ترامپ، ترکیبی از «فقدان راهبرد مشخص» و «غیرقابلپیشبینی بودن ساختاری» است؛ به این معنا که واشنگتن نهتنها هدف نهایی روشنی از جنگ علیه ایران ندارد، بلکه مسیر رسیدن به هر هدف احتمالی نیز مبهم و فاقد انسجام عملیاتی است.
او تأکید میکند که تصمیماتی مانند آغاز جنگ یا مواجهه با پیامدهایی چون بستن تنگه هرمز، بدون درک دقیق از تبعات ژئوپلیتیکی و اقتصادی اتخاذ شدهاند، که نشاندهنده نوعی سردرگمی در سطح تصمیمگیری کلان است. در نتیجه، این وضعیت به جایی رسیده که به تعبیر او، «تنها قطعیت موجود، عدم قطعیت آمریکا» و «تنها امر قابل پیشبینی، غیرقابل پیشبینی بودن ترامپ» است؛ وضعیتی که نهتنها مدیریت بحران را دشوار میکند، بلکه کل نظام بینالملل را در معرض بیثباتی و ریسکهای پیشبینیناپذیر قرار میدهد.ایران در استفاده از اهرم تنگه هرمز، حقی ذاتی و مشروع دارداز نگاه ویکتور گائو، مسئله تنگه هرمز باید در چارچوب علت اصلی آن یعنی «جنگ آغازشده توسط آمریکا و اسرائیل» فهم شود، نه بهعنوان یک اقدام مستقل از سوی ایران؛ به این معنا که پیش از شروع جنگ، این گذرگاه حیاتی کاملاً باز و بدون مشکل بود و این درگیری نظامی است که آن را به یک نقطه بحران تبدیل کرده است.بر همین اساس، او معتقد است ایران در چارچوب حق دفاع از خود، مجاز است از ابزارهای ژئوپلیتیکی در اختیارش برای مقابله با فشار و تهدید استفاده کند. با این حال، گائو تأکید میکند که راهحل واقعی در توقف فوری جنگ نهفته است؛ زیرا تنها با پایان درگیری میتوان برای شرایط عادی و جریان آزاد انرژی و تجارت گفتگو کرد.
ترامپ کاری کرد که خروج آمریکا از این بحران در هر حالتی، پرهزینه باشداز نظر گائو، ترامپ خود را در یک «بنبست راهبردی چندلایه» گرفتار کرده است که همزمان ابعاد نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی دارد؛ به این معنا که اگر واشنگتن جنگ را تشدید کند، با جهش قیمت انرژی، فشار شدید بر اقتصاد داخلی، ریسک رکود و تبعات سیاسی در انتخابات میاندورهای مواجه میشود، و اگر از تشدید خودداری کند، اعتبار و هیمنه راهبردیاش در غرب آسیا بهطور جدی تضعیف خواهد شد. بنابراین درگیری عمیق آمریکا در جنگ ایران نهتنها یک هزینه مستقل ایجاد میکند، بلکه بهصورت همزمان منابع نظامی، لجستیکی و تمرکز راهبردی این کشور را از سایر سناریوهای کلان، بهویژه رقابت با چین بر سر تایوان، منحرف میسازد. بنابراین، از منظر گائو، واشنگتن در وضعیتی قرار گرفته که هر مسیر انتخابی، نوعی هزینه ساختاری و تضعیف موقعیت بینالمللی را به همراه دارد و خروج از این وضعیت در هر حال برای آمریکا، هزینه سنگینی به دنبال خواهد داشت.ترامپ «وزن تمدنی و عمق راهبردی ایران» را درک و محاسبه نکرداز نگاه ویکتور گائو، یکی از خطاهای بنیادین ترامپ در این جنگ، ناتوانی در «شناخت صحیح طرف مقابل» است؛ او با ارجاع به منطق هنر جنگ تأکید میکند که موفقیت در جنگ مستلزم شناخت همزمان خود و دشمن است، در حالیکه ترامپ گمان میکرد ایران بهسرعت تسلیم خواهد شد، اما در عمل با یک مقاومت پایدار و پرهزینه مواجه شد.
این خطای ادراکی، بهزعم گائو، ریشه در نادیدهگرفتن ماهیت تمدنی ایران دارد؛ کشوری با سابقه چند هزار ساله که مانند چین، از عمق تاریخی، هویت ریشهدار و ظرفیت بالای تحمل فشار برخوردار است و بهسادگی با شوکهای نظامی فرو نمیپاشد. بنابراین، ترکیب «سوءبرداشت راهبردی از اراده ایران» و «نادیدهگرفتن وزن تمدنی آن» موجب شده محاسبات آمریکا از ابتدا بر پایهای ناپایدار شکل بگیرد و در میدان واقعیت با چالش جدی روبهرو شود.