ناتو علیه ناتو

رئیس‌جمهور پرسروصدا و جنجالی آمریکا به‌تازگی شمشیر خود را به روی متحد قدیمی واشنگتن، آلمان کشیده است. ترامپ اعلام کرده در حال بررسی کاهش تعداد نظامیان آمریکایی در آلمان است؛ اظهاراتی که به نظر می‌رسد در تلافی سخنان صدراعظم آلمان در جریان جنگ آمریکا علیه ایران انجام شده.

«فریدریش مرتس» هفته پیش گفت ایران توانست ایالات متحده را «تحقیر» کند و به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست این اظهارنظر صدراعظم آلمان با خشم رئیس‌جمهور آمریکا روبه‌رو شد. ترامپ در پیام خود در شبکه اجتماعی تروث در واکنش به اظهارات صدراعظم آلمان درباره ایران نوشت: «ایالات متحده در حال مطالعه احتمال کاهش تعداد نیروهای خود در آلمان است و تصمیم‌گیری در این زمینه در آینده نزدیک انجام می‌شود».

بر اساس آمار ارتش آمریکا، در حال حاضر ۸۶ هزار نظامی آمریکایی در اروپا مستقرند و آلمان میزبان ۳۵ هزار نفر از آنهاست. آلمان همچنین به عنوان قطب حضور نظامیان آمریکایی در اروپا شناخته می‌شود. این کشور همچنین مرکز درمان‌های پزشکی، تسلیح و نگهداری هواپیما و ستاد فرماندهی نیروهای آمریکایی در اروپاست. ایتالیا میزبان ۱۲ هزار سرباز آمریکایی است و انگلیس حدود ۱۰ هزار سرباز آمریکایی را میزبانی می‌کند هر ۳ کشور جایگاه حیاتی برای نیروها و هواپیماهای آمریکایی در جریان هرگونه درگیری و جنگ آمریکا در نقاط مختلف جهان از جمله غرب آسیا دارند، اما آلمان با اختلاف زیاد نسبت به دیگر کشورهای اروپایی، بیشترین نظامیان آمریکایی را میزبانی می‌کند و از این نظر جایگاه ویژه‌ای برای استقرار نظامیان آمریکایی دارد. در واقع آلمان پس از ژاپن، میزبان دومین تجمع بزرگ نیروهای آمریکایی در خارج از خاک آن کشور است و در رتبه اول اروپا قرار دارد.

گزارش‌ منابع آلمانی نیز حاکی از آن است حضور نیروهای آمریکایی در آلمان فقط مساله‌ای امنیتی نیست. در ایالت‌هایی مانند راینلاند- فالتس، بادن- وورتمبرگ و بایرن آلمان، هزاران شغل به پایگاه‌های آمریکایی وابسته است. پایگاه هوایی «رامشتاین» در نزدیکی کایزرسلاترن که بزرگ‌ترین اجتماع نظامی آمریکا در خارج از این کشور را در خود جای داده، هر سال صدها میلیون یورو دستمزد، اجاره و سفارش اقتصادی وارد بازار آلمان می‌کند.

در نزدیکی همین پایگاه نیز بزرگ‌ترین بیمارستان نظامی آمریکا در خارج از خاک این کشور در حال ساخت است که انتظار می‌رود بزودی تکمیل شود. بر این اساس، با احتساب پیمانکاران غیرنظامی، کارمندان وزارت جنگ و نیروهای ذخیره آمریکا، آمار دقیق‌تر آمریکایی‌های عضو و وابسته به ارتش تروریست آن کشور در آلمان به ۵۰ هزار نفر می‌رسد.

پیش از این نیز سال ۲۰۲۰ در اواخر دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، طرحی برای خروج ۱۲ هزار نظامی آمریکایی از آلمان مطرح شده بود اما دولت بعد آمریکا (بایدن) بخشی از نیروهای نظامی خود را مجدداً در آلمان مستقر کرد و اکنون با بالا گرفتن اختلافات میان آمریکا و آلمان، بار دیگر طرح خارج کردن هزاران نیروی آمریکایی از آلمان به روی میز کار ترامپ بازگشته است.

انفجار اختلافات بر سر ایران!

اختلاف آمریکا و آلمان گرچه ریشه چندین ساله دارد اما این اختلافات زمانی اوج گرفت که صدراعظم آلمان در یک گردهمایی در غرب این کشور با انتقاد از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، گفت: «آمریکایی‌ها آشکارا هیچ استراتژی‌ای برای خروج از جنگ ندارند و مشکل چنین درگیری‌هایی همیشه این است که شما فقط نباید وارد شوید، بلکه باید دوباره از آن خارج شوید. ما این وضعیت را به مدت ۲۰ سال به طرز بسیار دردناکی در افغانستان و عراق دیدیم و مشخص نیست آمریکایی‌ها چه راه‌حلی برای خروج استراتژیک از جنگ علیه ایران دارند».

مرتس پیش‌تر نیز با انتقاد از عملکرد ترامپ گفته بود کاری که رئیس‌جمهور آمریکا در حال حاضر انجام می‌دهد، کاهش تنش و تلاش برای رسیدن به یک راه‌حل مسالمت‌آمیز نیست، بلکه تشدید گسترده تنش با نتیجه‌ای نامشخص است. اظهارات صدراعظم آلمان علیه آمریکایی‌ها در جریان جنگ علیه ایران، تنها یک یا دو مورد نیست. فردریش مرتس هفته گذشته نیز واشنگتن را سرزنش و اعلام کرد مذاکره‌کنندگان ایرانی توانسته‌اند مقامات آمریکایی را وادار به سفر به پاکستان کرده و سپس آنها را بدون نتیجه رها کنند. اینکه چرا اختلافات آمریکا و آلمان بر سر جنگ علیه ایران بالا گرفت، می‌تواند ناشی از چندین عامل باشد و شاید یکی از دلایل این اختلاف‌نظرها آن است که آلمان و سایر کشورهای اروپا احساس می‌کنند رفتار ترامپ با اروپا در جریان جنگ علیه ایران شباهتی به رفتار یک متحد نزدیک ندارد.

واقعیت هم این است که دولت ترامپ در جریان آغاز جنگ علیه ایران، تا آنجا سناریوی خود برای فروپاشی نظام سیاسی را عملی و شدنی ارزیابی کرده بود که حتی حاضر نشد شرکای اروپایی خود را طرف مشورت قرار دهد.

نیویورک‌تایمز در گزارشی نوشت: در جریان جنگ علیه ایران، برلین مانند دیگر متحدان اروپایی‌اش از گفت‌وگوها و مشورت‌های پیش از جنگ کنار گذاشته شد. آلمان و سایر کشورهای اروپا پس از آغاز جنگ علیه ایران، هیچ اشتیاقی برای پیوستن به این جنگ چه به صورت جداگانه و چه به عنوان بخشی از ناتو از خود نشان ندادند.

پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران نیز یکی دیگر از دلایل مهم مخالفت ژرمن‌ها برای ورود به این جنگ بود. صدراعظم آلمان در اوج جنگ علیه ایران گفته بود این جنگ فقط یک بحران دوردست نیست، بلکه پیامدهای آن به‌طور مستقیم به اروپا رسیده است. به گفته مرتس، بسته ماندن تنگه هرمز بر امنیت انرژی و عملکرد اقتصادی آلمان اثر گذاشته و به همین دلیل باید این بحران هرچه زودتر پایان یابد.

اختلافات فراتر از صدراعظم!

بالا گرفتن اختلافات میان ترامپ و آلمانی‌ها، تنها محدود به تنش لفظی ترامپ با مرتس نیست، بلکه دیگر مقامات آلمان نیز این روزها به‌شدت سیاست‌های ترامپ در جنگ علیه ایران را زیر سوال می‌برند. روز گذشته وزیر دارایی آلمان به آثار زیانبار اقتصادی جنگ علیه ایران اشاره و در اظهاراتی تند و بی‌سابقه، پیامدهای اقتصادی این جنگ را برای اروپا «ویرانگر» توصیف کرد.

«لارس کلینک‌بایل» با اشاره به وضعیت بحرانی بازارهای انرژی، رسماً اعلام کرد برلین ناچار شده است پیش‌بینی رشد اقتصادی سال جاری خود را به نصف (۰.۵ درصد) کاهش دهد. وی با تأکید بر اینکه «این جنگ ما نیست، اما هزینه آن را ما می‌پردازیم»، تصریح کرد شوک ناشی از اختلال در تأمین نفت و گاز، مستقیماً معیشت شهروندان را در پمپ‌ بنزین‌ها و توان رقابتی صنایع بزرگ آلمان را هدف قرار داده است. در پی خروج میلیون‌ها بشکه نفت از بازارهای جهان و انسداد مسیرهای ترانزیتی در نتیجه کنترل ایران بر تنگه هرمز، هزینه‌های انرژی برای تولیدکنندگان آلمانی به سطحی کمرشکن رسیده است و آلمانی‌ها از پیامدهای اقتصادی جنگی که ترامپ علیه ایران به راه انداخته بسیار خشمگین هستند.

کارشناسان معتقدند موضع‌گیری مقامات مختلف آلمان علیه جنگ ایران نشان‌دهنده شکاف عمیق دیپلماتیک میان برلین و واشنگتن است، چراکه آلمان اکنون با تهدید جدی رکود و تورم فزاینده ناشی از سیاست‌های یک‌جانبه ترامپ در منطقه مواجه شده است.

پیش‌تر نیز در ابتدای آغاز جنگ علیه ایران، «فرانک‌ والتر اشتان‌مایر» رئیس‌جمهور آلمان در یک سخنرانی تند و بی‌سابقه‌ در وزارت خارجه آن کشور، با حمله به نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل از سوی واشنگتن، حملات نظامی به ایران را نقض آشکار قوانین بین‌المللی توصیف کرده بود؛ اظهاراتی که به گفته رسانه آلمانی دویچه‌وله، لرزه بر پیکره روابط دیپلماتیک برلین‌- ‌واشنگتن انداخت.

کینه کهنه!

با وجود آنکه جنگ علیه ایران اختلافات آمریکا با آلمان و سایر کشورهای اروپا را به سطحی کم‌سابقه رسانده است اما نمی‌توان این را نادیده گرفت که ریشه اختلافات فعلی میان اروپا و آمریکا بسیار فراتر از جنگ علیه ایران و به بیش از یک دهه پیش بویژه در جریان تحولات اوکراین بازمی‌گردد.

به گفته کارشناسان، در حالی که دولت وقت آمریکا ـ به ریاست باراک اوباما ـ تلاش داشت با تقویت گروه‌ها و احزاب غربگرا در اوکراین، فشار را بر روسیه افزایش دهد اما همه سناریوهای آمریکا برای فشار بر روسیه و همزمان وابستگی بیشتر اروپا به آمریکا طبق برنامه پیش نرفت، چون روی کار آمدن ترامپ همه برنامه‌های دموکرات‌ها درباره تداوم وابستگی امنیتی- نظامی اروپا به آمریکا را به بن‌بست کشاند. اظهارات دولت‌های دموکرات از اوباما گرفته تا بایدن، همواره بر برجسته‌سازی تهدیدات روسیه برای اروپا در راستای تداوم وابستگی اروپایی‌ها به آمریکا بود اما ترامپ مسیر دیگری را در قبال روابط امنیتی اروپا با واشنگتن دنبال کرد.

بسیاری معتقدند پیش از آنکه روابط اروپا و روسیه در نتیجه جنگ اوکراین دچار چالش‌های ماهیتی و استراتژیک شود، اروپا با تلاش‌های دولت وقت برلین - به ریاست آنگلا مرکل - توانسته بود به سمت تقویت پیوندهای اقتصادی با مسکو حرکت کند و خط لوله گازی «نورد استریم» یک و ۲ که قرار بود گاز روسیه را به آلمان و در فازهای بعد به برخی دیگر از کشورهای اروپا انتقال دهد، نماد حرکت تدریجی اروپا به سمت روسیه و حل شدن روابط سیاسی ۲ طرف در زمینه‌های اقتصادی بود؛ حرکتی که از سوی دموکرات‌های آمریکایی چندان تحمل نشد و ادعاهای دولت زلنسکی در کی‌یف برای گسترش ناتو تا مرز روسیه و مواضع ضدروسی اوکراین با تحریک دولت بایدن، آستانه تحمل مسکو را در قبال تحرکات نظامی اوکراین کاهش داد و باعث واکنش کرملین و صدور فرمان جنگ شد؛ جنگی که از سوی دولت دموکرات بایدن در آمریکا به عنوان یک فرصت برای قطع پیوندهای اروپا و روسیه ارزیابی شد و بر اساس گزارش وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون)، دولت «جو بایدن» برای داغ نگه داشتن تنور جنگ بیش از ۶۲ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم روانه اوکراین کرد.

با این حال روی کار آمدن دوباره ترامپ همه سناریوهای پیشین واشنگتن درباره وابسته‌سازی حداکثری اروپا به آمریکا را نقش بر آب کرد و کاخ سفید به دنبال رها کردن اروپا در برابر روسیه و قطع حمایت از اوکراین است. روزنامه واشنگتن‌پست گزارش داده ۴۰۰ میلیون دلار بودجه‌ای که کنگره آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۶ به‌عنوان کمک به اوکراین تصویب کرده بود، ماه‌هاست بدون استفاده باقی مانده است و پنتاگون به‌ صورت بی‌سروصدا از انتقال آن جلوگیری می‌کند.

از سوی دیگر، دولت ترامپ همزمان طی چند ماه گذشته بارها اروپایی‌ها را تهدید به تصرف گرینلند به عنوان بخشی از دانمارک کرده و نشان داده نه فقط حمایت از اوکراین قطع شده است، بلکه اکنون کاخ سفید چشم طمع به کشورهای اروپا هم دارد. لذا اختلاف آلمان و سایر کشورهای اروپا با ترامپ بر سر موضوع اوکراین و مخالفت اروپایی‌ها با تصرف گرینلند دانمارک، ۲ عامل ریشه‌ای تشدید اختلافات فعلی میان آلمان و آمریکا بر سر جنگ ایران است.

از سوی دیگر اختلاف نظرهای اروپا و آمریکا بر سر بودجه نظامی ناتو، بارزترین سطح اختلاف ۲ طرف در زمینه‌های نظامی است؛ اختلافاتی که از دولت اول ترامپ تاکنون ادامه دارد. ترامپ نشان داده تمایلی به تعهدات امنیتی و نظامی به اروپا در برابر روسیه ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا هفته‌های اخیر در میانه تنش‌های ناشی از جنگ علیه ایران انتقادات خود از ناتو را شدت بخشیده و حتی تهدید کرده از این ائتلاف خارج خواهد شد، چراکه به گفته وی، ناتو دیگر ارزشی برای واشنگتن ندارد. ترامپ حتی در مصاحبه‌ با روزنامه تلگراف گفت: همیشه می‌دانستم ناتو یک ببر کاغذی است و در ضمن، پوتین [رئیس‌جمهور روسیه] نیز این موضوع را می‌داند.

ترامپ بارها اعلام کرده اروپایی‌ها باید تعهدات مالی بیشتری در تامین مالی ناتو بر عهده گیرند اما کشورهای اروپا با وجود افزایش بودجه نظامی خود در ناتو، هنوز نتوانسته‎‌اند انتظارات دولت ترامپ برای افزایش هزینه مشارکت در ناتو را برآورده کنند.

گزارش «سیپری»، موسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم نشان می‌دهد هزینه‌های نظامی آلمان به عنوان عضو ناتو با شتابی بی‌سابقه افزایش یافته و به نظر می‌رسد رهبران اروپا در حال عملی کردن وعده‌های خود برای تقویت بودجه‌های نظامی ناتو هستند اما هنوز این میزان هزینه‌ها به سطح مورد نظر دولت ترامپ نرسیده است. بر این اساس، اختلافات دیرینه اروپایی‌ها با ترامپ بر سر بودجه نظامی ناتو یکی دیگر از زمینه‌های اختلافات ریشه‌دار ۲ طرف است.

پیامدهای خروج از آلمان برای واشنگتن

با وجود ادعای آمریکا مبنی بر خروج نظامیان آمریکایی از آلمان اما این تصمیم چندان هم ساده نیست. در واقع آلمان فقط یک متحد عادی برای آمریکا نیست، بلکه همانگونه که گفته شد، آلمان یک «هاب عملیاتی» برای ارتش آمریکاست.

وال‌استریت ژورنال در گزارشی درباره اهمیت پایگاه‌هایی مثل پایگاه هوایی رامشتاین برای آمریکا نوشت: این پایگاه در آلمان به واشنگتن اجازه می‌دهد نیرو و تجهیزات را سریع به خاورمیانه، آفریقا و شرق اروپا منتقل کند، عملیات‌های هوایی و پهپادی را هماهنگ و شبکه لجستیکی جهانی‌اش را حفظ کند. این بدان معناست که حضور آمریکا در آلمان فقط برای دفاع از اروپا نیست، بلکه آنگونه که کارشناس وال‌استریت ژورنال گفته، این حضور «دسترسی سریع آمریکا به کل دنیا» را تسهیل می‌کند.

این روزنامه آمریکایی، حضور نظامیان آمریکا در آلمان را به «قدرت‌نمایی» (Power Projection) واشنگتن مرتبط می‌کند و می‌نویسد: «قدرت‌نمایی» یک مفهوم کلیدی در سیاست نظامی است و به معنای توانایی یک کشور برای اعمال قدرت سریع و مؤثر در خارج از مرزهایش است و حضور نیروهای آمریکایی در آلمان دقیقاً همین کار را برای آمریکا می‌کند.

«دنیل مایکلز» کارشناس نظامی در بلژیک و «مایکل گوردون» کارشناس نظامی در واشنگتن هم در مقاله‌ای مشترک نوشته‌اند اگر نیروهای آمریکایی از آلمان خارج شوند واکنش آمریکا به بحران‌ها کندتر می‌شود، هزینه عملیات‌ها بالا می‌رود و وابستگی به پایگاه‌های دورتر بیشتر می‌شود.

سایر کارشناسان غربی نیز معتقدند خروج نظامیان آمریکایی از آلمان ممکن است به خود آمریکا آسیب بزند، چون پایگاه‌های آمریکا در آلمان نتیجه دهه‌ها سرمایه‌گذاری هستند و انتقال آنها به کشورهای دیگر بسیار پرهزینه و زمانبر است. بر مبنای گزارش وال‌استریت ژورنال، خروج نیروهای آمریکا از آلمان فقط یک تصمیم سیاسی نیست، بلکه می‌تواند توان جهانی آمریکا برای دخالت سریع در بحران‌ها را به‌شدت تضعیف کند.

البته این را نیز باید در نظر داشت که خروج نظامی آمریکا از آلمان بی‌تردید با نگرانی اروپایی‌ها نسبت به تضعیف چتر امنیتی آمریکا همراه خواهد بود و قابل پیش‌بینی است کشورهای اروپا بیشتر روی توان نظامی خود سرمایه‌گذاری خواهند کرد.