ترامپ گرفتار در بن‌بست سه‌گانه ایران

 سخنرانی‌ها و پیامهای مجازی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و همچنین گزارش‌های رسانه‌های حامی او، از «اعتماد مطلق» وی به ابزارهای قدرت نظامی و فشار اقتصادی علیه ایران پرده برمی‌دارد که هدف آن وادار کردن ایران به تسلیم بی‌قید و شرط است. ترامپ همچنان روایت تکراری «قدرت نظامی عظیم» آمریکا را مطرح می کند و از استمرار «محاصره دریایی ایران» خبر می دهد.

روزنامه لبنانی الاخبار در این رابطه می نویسد که نگاهی دقیق به واقعیت مواضع ایران از شکاف عمیقی بین گفتمان رسمی آمریکا و واقعیت داده‌های میدانی پرده برمی‌دارد و تردیدهای جدی را درباره «روایت پیروزی ترامپ» مطرح می کند. از سوی دیگر گسترش روزافزون شکاف بین گفتمان قدرت مطلق و عدم تأثیرگذاری سیاسی آن، علائم بیماریِ راهبردیِ مزمن در آمریکا را نشان می دهد.

در واقع، آمریکا جنگ خود را علیه ایران با تحریک رژیم صهیونیستی آغاز کرد؛ ترامپ مطمئن بود که این جنگ منجر به تسلیم ایران یا سقوط حاکمیت آن خواهد شد و تنها در عرض چند ساعت پس از حملات اولیه، سناریوی ونزوئلا در ایران نیز تکرار خواهد شد. اما نتیجه، شکست فاجعه‌بار واشنگتن در دستیابی به اهداف بود که واشنگتن را در برابر دو گزینه قرار داد: عقب‌نشینی از جنگ، یا جستجوی جایگزین‌های نظامی و سیاسی به امید دستیابی به نتیجه مطلوب.

با عمیق‌تر شدن درگیری در جنگ و تشدید پاسخ‌های ایران از جمله در زمینه بستن تنگه هرمز، دستیابی به جایگزین‌های نظامی و سیاسی غیرممکن شد، تا حدی که واشنگتن در برابر دو سناریو قرار گرفت: پیروزی کامل یا عقب‌نشینی تحقیرآمیز و شکست راهبردی.

با این حال، آمریکا در سایه تمدید مکرر آتش‌بس بدون مهلت و تغییر ظاهری طرح های خود، بر امکان تسلیم ایران در نتیجه محاصره اقتصادی حساب کرده است و آن را عامل نجاتی برای برون رفت از یک بن‌بست سه‌ جانبه می داند: او نمی‌خواهد جنگ را ادامه دهد، نمی‌تواند ایران را تسلیم کند و گزینه‌های دیگری نیز ندارد.

در شرایطی که دونالد ترامپ طرح جدید و مبهم خود با عنوان «آزاد سازی کشتی ها» در تنگه هرمز را مطرح کرده، الاخبار می افزاید که سوالی که اینجا مطرح است، اینکه اگر ایران در برابر طرح های مکرر ترامپ مقاومت کند، چه می شود؟ اگر محاصره به اعتبار ترامپ در داخل آمریکا آسیب برساند، چه می شود؟ آیا گزینه‌های دیگری شبیه به محاصره اقتصادی وجود دارد که منجر به توقف موقت بن‌بست برای آمریکا شود؟

الاخبار پاسخ می دهد که تاکنون چنین گزینه‌هایی وجود نداشته است. ممکن است ترامپ، خود را در برابر گزینه پذیرش توافقی قرار دهد که حداقل خواسته‌های ایران را در نظر بگیرد و برای او دستاوردهایی فراهم کند، اما این گزینه در داخل آمریکا که درگیری به اوج خود رسیده است، دوام نخواهد آورد. بنابراین بعید است که ترامپ چنین سناریویی را بپذیرد. در عین حال، از سرگیری جنگ نیز نتایج فاجعه‌باری خواهد داشت که آن را غیرقابل تحمل می‌کند. واقعیت این است که اگر دولت ترامپ می‌توانست حملاتی تأثیرگذار انجام دهد که ایران را به تسلیم وادار کند، در انجام آن تأخیر نمی‌کرد و مجبور به تمدید آتش‌بس نمی‌شد.

بدین ترتیب، همه گزینه‌ها در برابر دولت ترامپ دشوار به نظر می‌رسند. او می داند که افق جنگ کاملا مسدود می‌کند و به همین علت عناوین طرح های خود در قبال تنگه هرمز را تغییر می دهد تا بتواند برای خود زمان بخرد .

عامل دیگر پیچیدگی عرصه سیاسی آمریکا این است که تصمیم گیری در آمریکا منحصر به یک نفر شده و او نیز نمی داند چه خواهد شد. به این ترتیب در سایه گزینه‌های محدود موجود، تصمیم‌ گیری در واشنگتن ممکن است احساسی و انفعالی باشد و هرگونه پیش‌بینی را به سناریوهای احتمالی تبدیل کند. اما آنچه تاکنون مسلم است، این است که آمریکا که برای رسیدن به پیروزی سریع وارد جنگ شد، امروز خود را در تونلی طولانی می‌بیند که نمی‌داند آیا در انتهای آن به پیروزی خواهد رسید یا به سمت شکستی فاجعه‌بار حرکت می کند.