نشریه فایننشالتایمز با انتشار گزارشی و با اشاره به نقش غیرقابل انکار پاکستان در روند دیپلماتیک و کنترل تنش میان تهران و واشنگتن نوشت: با گسترش دامنه جنگ ایران در سراسر خاورمیانه، پاکستان در کانون دیپلماسی منطقهای قرار گرفته است. برگزاری دور نخست گفتوگوهای صلح میان امریکا و ایران در هتل سرینا اسلامآباد در روزهای ۱۱ و ۱۲ آوریل نشان داد که واشنگتن همچنان در زمان تنگ شدن مسیرهای منطقهای به اسلامآباد رجوع میکند. پاکستان که در چهارراه ژئوپلیتیکی میان ایران، کشورهای خلیجفارس، افغانستان و جنوب آسیا قرار دارد، همچنان از مزیت پایدار جغرافیا برخوردار است؛ مزیتی که نادیده گرفتن آن دشوار است، چراکه موقعیت جغرافیایی پاکستان در تقاطع جنوب آسیا، آسیای مرکزی و خاورمیانه، همچنان مهمترین دارایی راهبردی این بازیگر است.
به گزارش این نشریه، تحرکات دیپلماتیک اسلامآباد صرفا تلاشی فرصتطلبانه برای دیده شدن نیست، بلکه بازتاب یک غریزه راهبردی عمیقتر است: تبدیل جغرافیا به اهرم اثرگذاری. پاکستان با حفظ روابط کاری با تهران و در عین حال تداوم پیوندهای کارکردی با واشنگتن و به تبع آن با متحدان امریکا در خلیجفارس خود را به عنوان فضایی معرفی میکند که در آن، حتی در محدودترین سطح، امکان تداوم ارتباطات دیپلماتیک وجود دارد.
همزمان نشریه فرستپست با انتشار گزارشی از تصمیم اخیر پاکستان برای عملیاتیسازی شش مسیر ترانزیتی زمینی به مقصد ایران نوشت: این تصمیم در حالی اتخاذ شده که محاصره دریایی به رهبری ایالات متحده در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. این همزمانی، بعدی تازه به رقابت راهبردی در منطقه بخشیده؛ جایی که ابزارهای فشار اقتصادی و ابتکارات لجستیکی بهطور همزمان در حال بازتعریف موازنهاند.
از یک سو واشنگتن میکوشد با محدودسازی دسترسی دریایی ایران، حداکثر فشار اقتصادی را بر تهران وارد کند. از سوی دیگر ایجاد کریدورهای زمینی جایگزین از سوی پاکستان، عملا روزنهای حیاتی برای تداوم جریان کالا و ارتباطات تجاری ایران فراهم کرده؛ روزنهای که میتواند بخشی از اثرگذاری محاصره دریایی را خنثی کند. به نوشته این نشریه، این اقدام اگرچه ظرفیت تغییر مسیرهای تجاری به سوی ایران را دارد، اما در عین حال پرسشهای قدیمی درباره جایگاه راهبردی اسلامآباد و میزان همسویی آن با بلوکهای قدرت را بار دیگر به صدر تحلیلها بازگردانده است.
گفتنی است هفته گذشته، پاکستان با صدور دستور عبور کالا از قلمرو پاکستان تصمیم خود را برای ایجاد یک چارچوب حقوقی مشخص جهت انتقال کالا به مقصد ایران رسمیت بخشید. بنا بر گزارشاتی در این چارچوب، استفاده از «تضمین گمرکی قابل وصول» پیشبینی شده تا اطمینان حاصل شود که تمامی مقررات و الزامات قانونی در طول مسیر رعایت میشود و از هرگونه تخلف یا انحراف در فرآیند ترانزیت جلوگیری به عمل آید. این اعلامیه همچنین شش کریدور مشخص را معرفی کرده که قرار است این جابهجایی کالا را تسهیل و بنادر مهم پاکستان را به گذرگاههای مرزی ایران متصل میکند.
این شش مسیر عبارتند از: مسیر «گوادر به گبد»، دوم مسیر «کراچی و بندر قاسم به گبد» از طریق بزرگراه ساحلی و عبور از «لیاری، اورماره و پسنی»، سوم مسیر «کراچی به تفتان که از خضدار و دالبندین عبور میکند»، چهارم مسیر «گوادر به تفتان از طریق یک مسیر داخلی که تربت و کویته» را به هم متصل میکند، پنجم یک مسیر ترکیبی که «گوادر را به تفتان» وصل و همزمان از بخشهایی از مسیر ساحلی و داخلی شامل لیاری و خضدار عبور میکند و در نهایت، یک مسیر مستقیم تجاری از «کراچی به گبد» که برای تسهیل و تسریع جریان کالا طراحی شده است.
به ادعای ناظران در مجموع، این کریدورها سه بندر مهم پاکستان یعنی گوادر، کراچی و بندر قاسم را به گذرگاههای مرزی تفتان و گبد در مرز ایران متصل میکنند. اهمیت این شبکه زمانی پررنگتر میشود که در نظر بگیریم پاکستان بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد؛ عاملی که امکان تبدیل مسیرهای زمینی به یک جایگزین عملی و قابل اتکا برای مسیرهای دریایی را فراهم میکند.
در ادامه گزارش فرستپست آمده است: در چنین فضایی، ایجاد کریدورهای زمینی از سوی پاکستان، در برخی تحلیلها به عنوان اقدامی تلقی شده که کارآمدی محاصره دریایی ایالات متحده را تضعیف میکند. این برداشت، بهویژه در محافل امنیتی امریکا بازتاب داشته و بحث درباره نقش واقعی اسلامآباد را دوباره برجسته کرده است.
در همین زمینه «درک جی. گراسمن»، تحلیلگر امنیت ملی مستقر در امریکا به پیامدهای این اقدام اشاره کرده و نوشته است: «دولت ترامپ، شما یک مشکل دارید. دوست خوبتان پاکستان ظاهرا شش مسیر زمینی برای ایران باز کرده که به این کشور کمک میکند محاصره متقابل شما در تنگه هرمز را دور بزند. این اقدام به ایران کمک خواهد کرد فشار امریکا را تاب بیاورد. اسلامآباد دوباره در حال بازی دوگانه با امریکاست!» این در حالی است که اسلامآباد در همین دوره میزبان گفتوگوهای غیرمستقیم میان دو طرف بوده و عملا به عنوان یک محل بیطرف برای تماس و رایزنی در شرایط تشدید تنشها عمل کرده است. این نقش دوگانه از یک سو تسهیل مسیرهای ترانزیتی برای ایران و از سوی دیگر ایفای نقش میانجی در گفتوگوهای دیپلماتیک در برخی تحلیلها به عنوان نوعی «پارادوکس میانجیگری» توصیف شده است.
در همین چارچوب «هیمانشو جین»، تحلیلگر ژئوپلیتیک این تحول را نشانهای از تغییر قابل توجه در معادلات راهبردی منطقه دانسته و گفت: «پاکستان عملا یک شکاف رسمی در محاصره ایجاد کرده است.» به ادعای ناظران، اما گزاره دیگری وجود دارد و آن، این است که طی سالهای اخیر و همزمان با کاهش کمکهای مالی امریکا در دهه ۲۰۱۰، پاکستان بهطور فزایندهای به سمت چین متمایل شده است. کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) از نگاه واشنگتن بخشی از تلاش پکن برای دسترسی به یک پایگاه نفوذ دریایی در اقیانوس هند از طریق بندر گوادر تلقی میشود؛ اقدامی که بهطور مستقیم با راهبرد هند-پاسیفیک ایالات متحده در رقابت ژئوپلیتیک با چین در تضاد ارزیابی میشود.