تنگه هرمز، تنگه تحریم شکن

 بسیاری از نظریه پردازان در ادبیات علوم سیاسی بین الملل، به عنوان واقع گرایان شناخته می‌شوند. بنا به اعتقاد آنان قواعد بین‌الملل، سازمان‌های بین المللی و حقوق و قوانین بین‌المللی به عنوان رو بنا و ابزاری در دسترس صاحبان قدرت است و آنچه به صورت حقیقی و واقعی صحنه بین الملل را می سازد، نه قوانین و ابزارها و قواعد، بلکه قدرت و توانایی اعمال این قدرت است. ابزارهای ذکر شده نیز تا جایی محترم است که وسیله‌ای برای اعمال قدرت زورمندان عالم باشد. سازمانهای پولی و مالی بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به عنوان ابزار استیلای جهان شمال (توسعه یافته) بر کشورهای جنوب (در حال توسعه) عمل کرده است. آنجا که این قدرت ها بخواهند از این ابزارها که ظاهرا برای کسترش و توسعه تجارت ایجاد شده‌اند، به عنوان ابزار جنگی بهره می برند.ایالات متحده آمریکا و جهان غرب با استفاده از ابزارهای پرداخت بین المللی مانند سوئیفت به تحریم کشورهای مخالف می‌پردازند. کشورهایی مانند روسیه و ایران این موضوع را به خوبی لمس کرده‌اند.یکی دیگر از این ابزارها معاهده منع و گسترش سلاح های هسته ای با ان پی تی است. این سازمان به جای جلوگیری از اعمال قدرتِ کشورهای دارای قدرت هسته‌ای و به جای آنکه به دنبال خلع سلاح هسته‌ای خطرناکترین رژیم منطقه باشد. به ممانعت از کشورهای صلح دوستی مانند ایران از دستیابی به انرژی پاک هسته‌ای می پردازد. در جریان تجارت جهانی نیز تاجایی که منافع قدرت‌های بزرگ را در بر داشته باشد، از تجارت آزاد حمایت می‌شود، ولی هر زمان منافع این قدرت‌ها اقتضا نکند، انواع تعرفه‌گذاری، تحریم و ممنوعیت در دستور کار قرار می‌گیرد.

در جریان تجارت جهانی و در تقسیم کار بین‌المللی، همواره به گونه‌ای عمل می‌شود که کشورهای ضعیف تر از رابطه مبادله بدتری برخوردار شوند و همواره ارزش محصولات تولیدی آنها کاهنده باشد، کشورهای ضعیف به تولید مواد خام انرژی بر بپردازند.مسلما اگر آبراه‌ها و تنگه های بین المللی هم در دسترس قدرت های بزرگ باشد از هر گونه اعمال قدرت بر آن ها دریغ نخواهند کرد. اما در حال حاضر که به یمن جنگ تحمیلی و بعثت عمومی ملت ایران و هدایت داهیانه رهبر عظیم الشان ایران اسلامی، به اهمیت تنگه هرمز و خلیج فارس پی برده‌ایم، باید برای حفظ و حراست از میهن عزیز و امت اسلام از این ابزار قدرت خدادادی حداکثر بهره را ببریم. امروز تنگه هرمز با تاثیر شگرفی که بر بازارهای جهانی به ویژه بازار انرژی دارد اولا به عنوان عامل بازدارنده از اقدامات خصمانه تر آمریکا و اسرائیل عمل می کند، ثانیا به عنوان ابزار قدرت ایران در آینده می تواند موثر باشد، ثالثا منبع درآمد مستقلی را برای ایران ایفا می نماید.اما آنچه باید مورد توجه قانون گذاران باشد این است که به این ابزار قدرت نباید تنها به عنوان وسیله درآمد زدایی نگریست بلکه می تواند به عنوان وسیله ای برای اعمال نظرات و احقاق حقوق ملت باشد. اولین و بدیهی ترین حق ملت ایران رفع تحریم های ظالمانه است.این تحریم های ظالمانه که عمدتا به وسیله آمریکا و کشورهای اروپایی وضع شده است، از سوی کشورهای دیگر به دلیل اعمال قدرت کشورهای غربی مورد حمایت قرار می گیرد.

گویا در دستور کار جدید مدیریت تنگه این موضوع مطرح شده که کشورهای متخاصم حق عبور از تنگه را ندارند اما برای شکستن تحریم ها به راحتی می توان قانونی را وضع کرد که عبور از تنگه هرمز منوط به رفع تحریم از سوی شرکت ها و کشورهای مختلف است.در این صورت کشورهای مختلف که وابسته به این تنگه اقتصادی هستند، با محاسبه سود و زیان هم که شده حاضر به شکستن سد تحریم خواهند شد. در این صورت تنگه هرمز علاوه بر تمام منافع دیگری که دارد می‌تواند به عنوان تنگه تحریم شکن هم به خوبی عمل کند.