مواضع متناقض ترامپ، اعتبار مرده آمریکا

 از زمان آغاز جنگ با ایران در اواخر فوریه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اظهاراتی به‌طور فزاینده متناقض درباره راهبرد ایالات متحده مطرح کرده است. یکی از واضح‌ترین نمونه‌های این پیام‌های متغیر، تغییر مداوم زمان‌بندی پایان جنگ بوده که موجب سردرگمی شده و بارها کارکنان کاخ سفید را ناچار به توضیح و اصلاح مواضع کرده است.

پیش از آنکه ترامپ در ۲۱ آوریل آتش‌بس شکننده را به‌طور نامحدود تمدید کند، بارها اعلام کرده بود که جنگ به‌زودی پایان می‌یابد، اما همزمان نقشه‌راه‌های متفاوت و گاه متناقضی ارائه می‌داد. برای نمونه، صبح اول آوریل به خبرنگاران گفت جنگ ظرف سه روز به پایان می‌رسد، اما تنها چند ساعت بعد، در یک سخنرانی تلویزیونی وعده داد که طی دو تا سه هفته آینده حملات بسیار شدیدی علیه ایران انجام خواهد داد؛ حملاتی که هرگز عملی نشد.

لئون پانتا، وزیر دفاع و رئیس پیشین سیا، این نوع پیام‌رسانی را بی‌سابقه توصیف کرده و گفته است تاکنون نمونه‌ای از چنین تغییر مداوم در دلایل و اهداف یک رهبر سیاسی ندیده است.

ترامپ همچنین درباره اهداف جنگ و نقش آمریکا در تنگه هرمز نیز مواضع متناقضی اتخاذ کرده است. در اواسط مارس، او ایران را تهدید کرد و خواستار بازگشایی تنگه شد، اما ۱۰روز بعد اهمیت آن را برای آمریکا کم‌اهمیت جلوه داد و گفت کشورهایی که به نفت این مسیر وابسته‌اند باید خودشان از خودشان دفاع کنند. دو هفته بعد، بار دیگر تهدیدها از سر گرفته شد و آمریکا محاصره‌ای ادعایی علیه کشتی‌های ایرانی اعمال کرد.

تنگه هرمز به محور اصلی تقابل میان دو کشور تبدیل شده و انسداد عملی آن فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کرده است؛ فشاری که فراتر از پیش‌بینی‌های آمریکا بوده است. به گفته تحلیلگران، بدون بازگشایی این مسیر حیاتی، دستیابی به توافق دشوار خواهد بود.

در همین حال، اهداف اعلامی جنگ نیز دچار تغییر شده است. ترامپ در ابتدا ادعای «حذف تهدیدات ناشی از حکومت ایران» می کرد، اما یک ماه بعد ادعا کرد که تغییر رژیم هدف جنگ نبوده است. این تناقض‌ها به‌گفته کارشناسان، اعتبار دولت آمریکا را در مذاکرات تضعیف کرده و موجب کاهش اعتماد طرف ایرانی شده است.

برخی تحلیلگران معتقدند یکی از دلایل این سردرگمی، برآورد نادرست آمریکا از توان ایران در تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی بوده است. به گفته سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز، واشنگتن تصور می‌کرد که ایران به‌سرعت فرو می‌پاشد و جنگ کوتاه خواهد بود، اما این فرض نادرست از آب درآمده است.

عامل دیگر، شیوه بیان مواضع ترامپ است که بیشتر از طریق شبکه‌های اجتماعی و به‌صورت لحظه‌ای صورت می‌گیرد، نه از طریق سازوکارهای رسمی سیاست‌گذاری.

کارشناسان تأکید می‌کنند که راه‌حل نظامی نمی‌تواند این بحران را حل کند و تنها مسیر واقعی، دستیابی به یک توافق دیپلماتیک است. همچنین خروج آمریکا از این بحران بدون توافق، می‌تواند ضربه‌ای جدی به اعتبار جهانی این کشور وارد کند.