در سپتامبر ۲۰۲۰، ترامپ در مراسم امضای توافقنامههای ابراهیم اعلام کرد که «خاورمیانه جدید» آغاز شده است. امارات و بحرین در کنار اسرائیل، با حمایت مستقیم آمریکا، روابط رسمی خود را عادی کردند و بعدتر مراکش و سودان نیز به این روند پیوستند.در ظاهر، این توافقها با شعار صلح، همکاری اقتصادی و کاهش تنشهای منطقهای معرفی شدند. برخی از سیاستمداران آمریکایی و تحلیلگران غربی آن را موفقیتی تاریخی دانستند که میتواند منازعات قدیمی خاورمیانه را مهار کند. اما در عمل، معماری شکلگرفته پس از این توافقها نشان داد که هدف اصلی، صرفاً عادیسازی دیپلماتیک نبود؛ بلکه ایجاد یک نظم امنیتی جدید با محوریت اسرائیل و آمریکا بود.توافقنامههای ابراهیم در زمانی امضا شدند که تنش منطقهای میان ایران و محور آمریکا-اسرائیل وارد مرحله تازهای شده بود. به همین دلیل، بسیاری از منتقدان از همان ابتدا هشدار دادند این توافقها ممکن است به جای کاهش تنش، منطقه را به سمت بلوکبندی نظامی و تقابل گستردهتر سوق دهند.
معماری امنیتی جدید؛ ادغام اسرائیل در ساختار دفاعی خلیج فارس
مهمترین تحول پس از توافقنامههای ابراهیم، ادغام تدریجی اسرائیل در ساختار امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس بود. انتقال اسرائیل از حوزه فرماندهی اروپا به فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM)، نقطه عطف این روند محسوب میشد.این تغییر، همکاری مستقیم نظامی میان اسرائیل، امارات، بحرین و ارتش آمریکا را ممکن میساخت. در این راستا، رزمایشهای مشترک دریایی و هوایی آغاز شد، سامانههای دفاع موشکی هماهنگ شدند و تبادل اطلاعات امنیتی گسترش یافت. در واقع، برای نخستینبار اسرائیل توانست به شکل رسمی وارد شبکه نظامی منطقهای شود.در همین چارچوب، فروش تسلیحات نیز جهش پیدا کرد. امارات قراردادهای گستردهای برای خرید فناوریهای امنیتی، سامانههای سایبری، پهپاد و تجهیزات نظامی اسرائیلی امضا کرد. آمریکا نیز با قراردادهای چند ده میلیارد دلاری فروش جنگندههای اف-۳۵ و پهپادهای مسلح، این ائتلاف را تقویت کرد.در ظاهر، این همکاریها با عنوان «دفاع منطقهای» توجیه میشدند، اما در عمل هدف اصلی آنها مقابله با ایران بود. به این ترتیب، ماهیت اصلی توافقنامههای ابراهیم به تدریج آشکار شدند و مشخص شد که آنها بیش از یک توافق دیپلماتیک یک چارچوب امنیتی-نظامی ضد فلسطینی و ضد ایرانی هستند.
مسئله فلسطین؛ بحرانی که نادیده گرفته شد
یکی از مهمترین نقدهای واردشده به توافقنامههای ابراهیم، حذف آرمان فلسطین از معادلات اصلی صلح منطقهای بود.معماران این توافقها تصور میکردند میتوان بدون حل آرمان فلسطین، نظم جدیدی در خاورمیانه ایجاد کرد؛ نظمی که بر همکاری اقتصادی، فناوری و امنیت منطقهای استوار باشد. اما تحولات بعدی نشان داد این فرضیه بیش از حد خوشبینانه بوده است.پس از امضای توافقها، روند شهرکسازی اسرائیل در کرانه باختری ادامه یافت و خشونت شهرکنشینان علیه فلسطینیها افزایش پیدا کرد. همزمان، برخی کشورهای عربی حمایت مالی و سیاسی خود از نهادهای فلسطینی را کاهش دادند. این وضعیت باعث شد گروههای مقاومت مانند حماس، روند عادیسازی را تهدیدی مستقیم علیه جایگاه آرمان فلسطین در جهان عرب تلقی کنند.عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را نمیتوان جدا از این زمینه سیاسی تحلیل کرد. بخشی از هدف حنبش مقاومت حماس، متوقف کردن روند عادیسازی روابط عربی-اسرائیلی بود؛ روندی که در صورت پیوستن عربستان سعودی میتوانست توازن سیاسی منطقه را بهطور کامل تغییر دهد.
از عادیسازی تا ائتلاف جنگی
پس از آغاز جنگ غزه، همکاریهای امنیتی ناشی از پیمانهای ابراهیم وارد مرحلهای عملیاتیتر شد. گزارشها نشان میدهد برخی کشورهای عربی در رهگیری موشکها و پهپادهای ایرانی، تبادل اطلاعات راداری و هماهنگی دفاع هوایی با اسرائیل همکاری کردهاند.این مسئله نشان داد که توافقنامههای ابراهیم تنها توافقی سیاسی یا اقتصادی نبودند، بلکه زیرساخت لازم برای شکلگیری یک ائتلاف منطقهای را فراهم کرده بودند؛ ائتلافی که در صورت گسترش تنشها، بتواند در تقابل مستقیم با ایران نقش ایفا کند، همانند آنچه در جنگ دوازده روزه و به شکلی علنیتر در جنگ رمضان شاهد آن بودیم.نتیجه چنین وضعیتی، نه امکان نابودی ایران و نه امکان سلح برای عربهای منطقه بود؛ بلکه جنگ را برایشان به ارمغان آورد.
نتیجهگیری؛ صلحی که به جنگ منطقهای منجر شد
شش سال پس از امضای پیمانهای ابراهیم، خاورمیانه نهتنها آرامتر نشده، بلکه شکنندهتر و نظامیتر از گذشته درگیر جنگی شده که دامنگیر همه کشورهای منطقه شده است. جنگ غزه، تجاوز به لبنان، جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گسترش همکاریهای دفاعی و افزایش تنشهای منطقهای نشان میدهد که امنیت صرفاً از مسیر اتحادهای نظامی و فروش تسلیحات به دست نمیآید.مهمترین پیام تحولات اخیر این است که نمیتوان آرمان فلسطین را از معادلات اصلی خاورمیانه حذف کرد و همزمان انتظار ثبات پایدار داشت. توافقنامههای ابراهیم شاید توانستند اسرائیل را در ساختار امنیتی برخی از کشورهای عربی خلیج فارس ادغام کنند، اما نتوانستند ریشههای بحران اسرائیل و اعراب را حل کنند.اکنون تحلیلگران هشدار میدهند اگر بحران ایجاد شده توسط آمریکا و اسرائیل حل نشود، منطقه وارد مرحله جدیدی خواهد شد؛ مرحلهای که پیامدهای آن به سرتاسر جهان گسترش خواهد یافت.