موسسه کوئینسی آمریکا در مقالهای به بررسی مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب پرداخته که در ادامه آمده است.
مراسم تشییع پیکر این هفتهٔ آیتالله علی خامنهای در سراسر ایران، که با دقت تمام سازماندهی شده است، بالاترین مقام سیاسی و مذهبی کشور را گرامی میدارد و در عین حال پیامی به دقت محاسبهشده دربارهٔ آیندهٔ ایران مخابره میکند.
بهطور خلاصه، تهران بر تداوم جمهوری اسلامی تحت رهبری رهبر جدید، آیتالله مجتبی خامنهای، و همچنین گرایش روزافزون کشور به سوی نظم ژئوپلیتیکی غیرغربی تأکید دارد.
علیرغم ترور آیتالله خامنهای در جریان جنگ بهار امسال آمریکا و اسرائیل علیه ایران – که ایرانیها عموماً از آن به عنوان «جنگ تحمیلی سوم» یاد میکنند – جمهوری اسلامی باقی ماند و تلاشها برای تغییر رژیم در نهایت با شکست مواجه شد.
«غنچه تضمینی» نویسندهٔ کتاب «زوج قدرتمند: همسویی روسیه و ایران در خاورمیانه» میگوید: ایران از تشییع جنازه برای اعلام این پیام استفاده میکند که جمهوری اسلامی از یک گذار تاریخی جان سالم به در برده، جانشینی با موفقیت انجام شده و نظام سیاسی علیرغم فشارهای خارجی همچنان پابرجاست.
او گفت که «ابعاد عظیم تشییع جنازه همچنین وحدت ملی و تداوم نهادی را به نمایش میگذارد» و تأکید کرد که این مراسم فراتر از بزرگداشت یک رهبر از دسترفته است؛ آنها به عنوان تأییدیهای عمومی برای وفاداری به انقلاب اسلامی و دکترین ولایت فقیه عمل میکنند.
او افزود: «روایتهای رسمی ایران بر این نکته تأکید دارند که انقلاب نهادی است نه شخصی و مشروعیت آن به هیچ فرد خاصی وابسته نیست. همچنین، تحلیلهای رسمی ایران، مشارکت گستردهٔ مردم را گواهی بر این میدانند که دههها تحریم، فشار نظامی و تلاش برای منزویکردن ایران نتوانسته است تعهد عمومی به جمهوری اسلامی را تضعیف کند.»
در داخل کشور، رهبری ایران به دنبال تقویت مشروعیت دولت از طریق روایتهای انقلابی و مذهبی است و در عین حال تصویری از ثبات را به جمعیت وسیعتری نشان میدهد. وسعت این بسیجگری، توانایی دولت را در حفظ یک پایگاه حمایتی منسجم و متعهد نشان میدهد.
سینا طوسی، محقق ارشد غیرمقیم در مرکز سیاست بینالملل مستقر در واشنگتن، گفت که توانایی دولت در جلب پشتیبانی عمومی و گردآوری وفاداران خود مهم است، زیرا «بسیاری از فرضیات آمریکا دربارهٔ تغییر رژیم بر این ایده استوار بوده است که فشار خارجی منجر به فروپاشی دولت یا قیام تودهای خواهد شد.
او خاطرنشان کرد: «از بسیاری جهات، رویارویی نظامی و فشار حداکثری، روایت امنیتی دولت را تقویت کرده و موازنهٔ قدرت داخلی را از جامعهٔ مدنی بومی به سمت نهادهای امنیتی تغییر داده است.»
رهبر جدید
با به دست گرفتن رهبری توسط سومین رهبر ایران، به احتمال زیاد دکترینهای استراتژیک پدرش حفظ خواهند شد. میتوان با اطمینان نتیجه گرفت که نهادهای پیرامون او از تداوم سیاستها حمایت میکنند، نه اصلاحات. با این حال، آیتالله مجتبی خامنهای احتمالاً از جهات قابل توجهی با دو پیشین خود متفاوت خواهد بود.
به گفتهٔ سینا عضدی، استادیار سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورج واشنگتن، سطح بالای حمایتی که او از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دریافت میکند، همراه با «رویکرد امنیتمحور» او، او را اندکی از پدرش متمایز خواهد کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که رهبر جدید با فقدان شخصی قابل توجهی روبهرو است: نه تنها پدرش، بلکه سایر اعضای خانوادهاش نیز در روز اول جنگ (شهید) شدند.
با توجه به این موضوع، عضدی، آیتالله مجتبی خامنهای را ظاهراً «خشمگین» و «مایل به ریسکپذیری بیشتر» از پدرش توصیف کرد.
استقبال از همگرایی اوراسیایی و چندقطبی
صرفنظر از نتیجهٔ «یادداشت تفاهم اسلامآباد» و گفتوگوهای ایران و آمریکا، سیاست خارجی ایران تحت رهبری آیتالله مجتبی خامنهای، تأکید بیشتری بر بازدارندگی و امنیت ملی خواهد داشت و رهبری در تهران با توجه به بدبینی روزافزون – اگر نه خصومت – نسبت به ایالات متحده و اروپا، بر تقویت روابط با بازیگران غیرغربی متمرکز خواهد بود.
فهرست هیئتهای خارجی شرکتکننده در مراسم تشییع جنازه، تصویر روشنی از جایگاه منطقهای و بینالمللی تهران ارائه میدهد. مشارکت نمایندگانی از همسایگان ایران، از جمله ارمنستان، عمان، قطر، عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، در کنار چین، هند و روسیه، در تضاد با غیبت قابل توجه اکثر دولتهای غربی، عمق تعامل دیپلماتیک ایران را در سراسر جهان غیرغربی نشان میدهد.
نگار مرتضوی، روزنامهنگار مقیم واشنگتن، مجری پادکست ایران و محقق ارشد در مرکز سیاست بینالملل، گفت: «فهرست حاضرین، تصویری از جایگاه ژئوپلیتیکی ایران پس از جنگ ارائه میدهد. حضور متحدان منطقهای، شرکای استراتژیک و کشورهای جنوب جهانی نشان میدهد که ایران همچنان یک قدرت منطقهای مهم است و به دور از انزوای بینالمللی قرار دارد.» او افزود: اگر چیزی باشد، این حضور، نشاندهندهٔ لنگر انداختن آن به نظم جهانی غیرغربی است.
مرتضوی اظهار داشت: «غیبت دولتهای اروپایی نیز به همان اندازه گویاست. از دیدگاه تهران، اروپا در جنگ عاملی بیطرف نبود. مقامات ایرانی استدلال میکنند که بسیاری از کشورهای اروپایی از آمریکا و اسرائیل از نظر سیاسی حمایت کردند و در برخی موارد، حمایت نظامی یا اطلاعاتی ارائه دادند؛ بنابراین غیبت آنها نه تنها نشاندهندهٔ ادامهٔ گسست در روابط ایران و اروپاست، بلکه نشاندهندهٔ دیدگاه تهران مبنی بر تغییر نقش اروپا از یک همصحبت دیپلماتیک به یک دشمن سیاسی است.»
فراتر از یک تشییع جنازه
این تحولات تأیید میکند که انتقال رهبری در ایران، مسیرهای سیاسی و استراتژیک دیرینهٔ جمهوری اسلامی را تقویت میکند، نه اینکه آنها را مختل کند.
تضمینی گفت: «رهبر شهید، نه تنها یک منصب سیاسی، بلکه یک دکترین استراتژیک را به جای میگذارد که تقریباً برای چهار دهه، روابط ایران با آمریکا، اسرائیل و منطقهٔ وسیعتر را شکل داد. خواه با این دکترین موافق باشید یا نه، درک نقش او مستلزم تشخیص این نکته است که او صرفاً یک چهرهٔ نمادین نبود. او یک راهبردساز سیاسی عمیقاً باتجربه بود که نفوذش بسیار فراتر از مرزهای ایران گسترش داشت.»
او افزود: «شاید مهمترین نکته این باشد که این تشییع جنازه را نباید صرفاً یک رویداد تشریفاتی در نظر گرفت. این لحظهای را نشان میدهد که جمهوری اسلامی در زمان گذاری تاریخی، تداوم خود را به نمایش میگذارد.»