نشریه فارن افرز در این تحلیل افزود: وزارت دفاع آمریکا با مشکلات جدی روبهرو است. در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، توجه رسانهها عمدتا به رژههای نظامی، برکناریهای پرسروصدا و اظهارنظرها درباره مدل موی نظامیان معطوف بوده است. اما از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، روندی کمتر مورد توجه اما به همان اندازه نگرانکننده، بهتدریج توان ارتش آمریکا را تضعیف کرده است؛ روندی که در آن فرایند تامین و خرید تجهیزات دفاعی همچنان با کندی مزمن و هزینههایی بسیار فراتر از بودجههای پیشبینیشده همراه است.
این نشریه آمریکایی در ادامه نوشت: ایالات متحده اکنون با انواع مختلفی از درگیریها و طیف گستردهتری از رقبای راهبردی نسبت به گذشته مواجه است. برای همگام شدن با این شرایط، وزارت دفاع آمریکا باید در کنار حفظ قدرت نظامی، از چابکی و انعطافپذیری بیشتری نیز برخوردار باشد در غیر این صورت، خطر از دست دادن توانایی واکنش موثر به بحرانهای جهانی و بازدارندگی در برابر درگیری با قدرتهای بزرگ وجود خواهد داشت.
فارن افرز می افزاید: با این حال، با وجود آنکه بیش از یک تریلیون دلار برای بخش دفاعی هزینه میشود، ارتش آمریکا هنوز نتوانسته توانمندیهای خود را بهطور کامل بهروز کند و برنامههای خرید تسلیحاتی خود را با ماهیت تهدیدهای نوین هماهنگ سازد. برای نمونه، این کشور همچنان در استقرار تسلیحات فراصوت، سامانههای رهگیری موشکی و تولید انبوه فناوریهای خودکار مانند رباتهای نظامی و گروههای پهپادی از چین عقبتر است.
به نوشته این نشریه، ارتش آمریکا در سال مالی جاری، مبلغ ۲۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار برای سامانه دفاع موشکی بحثبرانگیز «گنبد طلایی» دولت ترامپ و ۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برای برنامه موشک بالستیک قارهپیمای «سنتینل» هزینه میکند. این در حالی است که هیچیک از این دو برنامه، توان بازدارندگی یا برتری آمریکا در یک جنگ متعارف مدرن را تقویت نخواهد کرد.
این مجله نوشت: نه وزارت دفاع آمریکا و نه کنگره این کشور که اختیار تعیین بودجه این وزارتخانه را در دست دارد، تمایلی به ادامه چنین هزینهکرد ناکارآمدی ندارند. در یکی از معدود موارد اجماع میان دو حزب، جمهوریخواهان و دموکراتها هر دو بر این باورند که ایالات متحده برای دستاوردی اندک، هزینهای بسیار سنگین پرداخت میکند.
به نوشته نویسنده فارن افرز: حتی «وزارت بهرهوری دولت» که در دولت ترامپ تشکیل شد نیز بر این باور بود که وزارت دفاع باید در هزینهکرد منابع حاصل از مالیات شهروندان آمریکایی مسئولانهتر عمل کند. با این حال، این نهاد فرصت اصلاحات را بهشدت از دست داد؛ زیرا تمرکز خود را بر حملات حزبی به برنامههای مرتبط با تغییرات اقلیمی و سیاستهای تنوع، برابری و فراگیری معطوف کرد و در نهایت تنها توانست حدود ۰.۵۹ درصد از بودجه کلی پنتاگون را کاهش دهد.
رو خانا با اذعان به عقبماندگی ایالات متحده از چین در برخی زمینههای نظامی مینویسد: ایالات متحده تقریبا سه برابر چین برای بودجه دفاعی خود هزینه میکند، اما با وجود این، در برخی حوزههای حیاتی صنعت دفاعی بهمراتب از چین عقبتر است. برای نمونه، پیشبینی میشود نیروی دریایی چین تا سال ۲۰۳۰ در مجموع ۴۳۵ فروند شناور نظامی در اختیار داشته باشد، در حالی که شمار شناورهای نیروی دریایی آمریکا ۲۹۷ فروند خواهد بود.
به نوشته فارن افرز: چین همچنین در تولید سامانههای خودکار و بدون سرنشین با شتابی چشمگیر پیش میرود و انتظار دارد تنها در سال جاری یک میلیون فروند پهپاد انتحاری تولید کند. در مقابل، پنتاگون امیدوار است طی چند سال آینده حدود ۳۰۰ هزار فروند پهپاد تهاجمی تولید کند.
رو خانا در ادامه خاطر نشان کرد: امروزه شرکتهایی که فعالیت تجاری اندکی دارند یا اساسا در بازارهای غیرنظامی حضور ندارند، از نظر ارزش قراردادها بیش از ۶۰ درصد برنامههای اصلی پنتاگون را در اختیار دارند. در نتیجه، این شرکتها با سرعت کمی فناوریهای نوین تجاری را به کار میگیرند و از ظرفیت لازم برای افزایش سریع تولید در شرایط اضطراری و همچنین مزایای ناشی از تولید انبوه برخوردار نیستند.
فارن افرز در پایان نوشت: کمبود رقابت در این بخش نیز موجب افزایش هزینهها، تاخیر در تحویل تجهیزات و کاهش فرصتهای شغلی شده است بهگونهای که شمار نیروی کار مرتبط با صنایع دفاعی از سه میلیون نفر در سال ۱۹۸۵ به یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۱(۱۴۰۰ خورشیدی) کاهش یافته است.