شکاف در رسانه‌های عربی در پی جنگ آمریکا علیه ایران

 در دهه‌های اخیر، رسانه‌ها از جایگاه «راوی رویداد» خارج شده و به یکی از بازیگران اصلی منازعات ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند. امروز دیگر هیچ جنگی صرفاً در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بلکه موفقیت هر طرف تا حد زیادی به توانایی آن در تثبیت روایت خود از تحولات وابسته است.بررسی تحولات شبکه‌های رسانه‌ای قطر، عربستان و امارات نشان می‌دهد که جنگ، تنها معادلات امنیتی منطقه را تغییر نداد، بلکه ساختار درونی مهم‌ترین رسانه‌های عربی را نیز تحت تأثیر قرار داد. استعفای خبرنگاران، اختلافات تحریریه، جابه‌جایی مدیران، تمرکز بیشتر بر سیاست‌های رسمی دولت‌ها و رقابت شدید برای جذب مخاطب، همگی نشانه آن است که رسانه‌های عربی خود به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده‌اند.

 
 
رسانه؛ بازیگری فراتر از انتقال خبراختلافات درون شبکه «التلفزیون العربی» تنها یک اختلاف اداری یا حرفه‌ای نیست، بلکه بازتاب دو نگاه متفاوت به تحولات منطقه است؛ نگاهی که مقاومت را بخشی از معادله امنیت منطقه می‌داند و نگاهی که همسو با سیاست‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایران را منشأ بحران معرفی می‌کند.«آریل ادمونی» (Ariel Admoni)، پژوهشگر موسسه مطالعات راهبردی و امنیتی قدس، در مقاله‌ای تاکید کرده بود «التلفزیون العربی» و رسانه‌های قطری رویکردی دوگانه نسبت به ایران دارند. همچنین Arabi Facts Hub (AFH) و پروژه پژوهشی Anmat نیز تحلیل داده‌محور درباره روایت رسانه‌های عربی در جنگ ایران منتشر کرده‌اند، که نشان می‌دهد، الگوهای خبری متفاوتی در پوشش اخبار داشته‌اند.این اختلافات نشان می‌دهد که نبرد اصلی دیگر بر سر انتشار خبر نیست، بلکه بر سر تعریف «حقیقت» است. به همین دلیل، سیاست‌های تحریریه، انتخاب مهمانان، نحوه پوشش اخبار و حتی ترکیب نیروهای رسانه‌ای، به ابزارهایی برای جهت‌دهی به افکار عمومی تبدیل شده‌اند.
 
 
 
الجزیره؛ میان حرفه‌ای‌گری و ملاحظات سیاسیدر میان رسانه‌های عربی، الجزیره همچنان یکی از مهم‌ترین بازیگران جنگ روایت‌ها در منطقه است؛ شبکه‌ای که با پوشش گسترده تحولات، حضور میدانی خبرنگاران و دعوت از کارشناسان مختلف، تلاش دارد نفوذ رسانه‌ای خود را افزایش دهد.در جریان جنگ غزه، پوشش لحظه‌به‌لحظه و حضور خبرنگاران الجزیره در خط مقدم، این شبکه را به یکی از منابع اصلی خبری بحران تبدیل کرد؛ موضوعی که در گزارش‌های رویترز نیز به افزایش نقش رسانه‌ای آن اشاره شده است. با این حال، الجزیره در کنار فعالیت حرفه‌ای، از این بحران‌ها برای تقویت جایگاه خود در رقابت رسانه‌ای منطقه نیز بهره برده است.اگرچه الجزیره نسبت به بسیاری از شبکه‌های عربی فضای بیشتری برای طرح دیدگاه‌های مختلف فراهم می‌کند، اما همچنان در چارچوب سیاست‌های کلان قطر حرکت می‌کند؛ سیاستی که گاه میان نمایش حمایت از مقاومت و ملاحظات دیپلماتیک دوحه در نوسان است.در جریان تنش‌های ایران و اسرائیل این شبکه علاوه بر پوشش تحولات میدانی، توجه ویژه‌ای به مواضع دیپلماتیک قطر و نقش میانجی‌گرانه این کشور نشان داد. به‌عنوان نمونه، انتشار گفت‌وگوهایی با مقام‌های قطری درباره ضرورت کنترل تنش‌ها و نقش میانجی‌گرانه دوحه. این رویکرد بیانگر آن است که الجزیره، با وجود توانمندی حرفه‌ای، در پرونده‌های حساس منطقه‌ای از چارچوب سیاست خارجی قطر فاصله نمی‌گیرد.
 
 
 
تمرکز رسانه‌های سعودی؛ حرکت به سوی روایت واحدیکی دیگر از نکات قابل توجه، انتقال مراکز رسانه‌ای بزرگ عربستان به ریاض و تقویت حضور نیروهای سعودی در مدیریت شبکه‌هایی همچون «العربیه»، «الشرق» و MBC است. این روند نشان می‌دهد که ریاض در تلاش برای ایجاد یک ساختار رسانه‌ای متمرکز است؛ ساختاری که بیش از گذشته روایت رسمی حکومت سعودی را بازتاب می‌دهد.این تمرکزگرایی صرفاً یک تصمیم مدیریتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان عربستان برای اثرگذاری بر افکار عمومی منطقه است. در چنین شرایطی، کاهش حضور خبرنگاران و مدیران غیرسعودی و همسوتر شدن سیاست‌های تحریریه با سیاست خارجی ریاض، می‌تواند تنوع دیدگاه‌ها را کاهش داده و رسانه را بیش از پیش به ابزاری در خدمت سیاست رسمی تبدیل کند.
 
 
 
امارات؛ سرمایه‌گذاری مالی بدون مرجعیت رسانه‌ایامارات نیز طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه رسانه انجام داده است، اما این سرمایه‌گذاری‌ها هنوز به مرجعیت رسانه‌ای منجر نشده است. در همین راستا، تغییرات مدیریتی در شبکه «اسکای نیوز عربی»، از جمله انتصاب مدیران جدید و بازآرایی ساختار تحریریه، در کنار توسعه زیرساخت‌های رسانه‌ای و افتتاح مقر جدید این شبکه با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، نشان می‌دهد که ابوظبی همچنان در پی تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از قطب‌های رسانه‌ای منطقه است.با این حال، تجربه جنگ اخیر نشان داد که بودجه‌های کلان، فناوری‌های پیشرفته و توسعه زیرساخت‌های رسانه‌ای، به‌تنهایی برای تبدیل شدن به یک مرجع خبری کافی نیستند. آنچه یک رسانه را به مرجع تبدیل می‌کند، اعتماد مخاطب، انسجام روایت و توانایی درک و بازنمایی تحولات میدانی است؛ مؤلفه‌هایی که صرفاً با سرمایه‌گذاری مالی به دست نمی‌آیند. در همین چارچوب، گزارش Al-Monitor درباره آینده «اسکای نیوز عربی» نیز به چالش‌های این شبکه در تثبیت جایگاه و افزایش نفوذ رسانه‌ای در فضای رقابتی رسانه‌های عربی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که برخورداری از حمایت مالی و سازمانی گسترده، به‌تنهایی برای دستیابی به مرجعیت رسانه‌ای و اثرگذاری پایدار بر افکار عمومی منطقه کافی نیست.
 
 
 
جنگ روایت‌ها؛ میدان تعیین‌کننده آینده منطقهیکی از مهم‌ترین درس‌های این جنگ آن است که رسانه دیگر ابزار جانبی قدرت نیست، بلکه بخشی از قدرت راهبردی کشورها محسوب می‌شود. همان‌گونه که عملیات نظامی می‌تواند معادلات میدانی را تغییر دهد، روایت رسانه‌ای نیز قادر است برداشت افکار عمومی از پیروزی، شکست، مشروعیت و مقاومت را دگرگون کند.از این منظر، نبرد آینده منطقه صرفاً میان ارتش‌ها نخواهد بود، بلکه میان روایت‌هایی خواهد بود که هر یک تلاش می‌کنند حقیقت جنگ را از زاویه دید خود تعریف کنند. در چنین شرایطی، هر اندازه توان نظامی برای بازدارندگی ضروری است، تقویت رسانه‌های مستقل و توانمند نیز برای جلوگیری از تحریف واقعیت و تثبیت روایت مقاومت اهمیتی راهبردی خواهد داشت.نتیجه‌گیریتحولات اخیر رسانه‌های عربی نشان می‌دهد که جنگ علیه ایران، تنها معادلات نظامی و سیاسی منطقه را دستخوش تغییر نکرد، بلکه ساختار و کارکرد رسانه‌های خلیج فارس را نیز وارد مرحله‌ای تازه کرده است. اختلافات داخلی، تغییرات مدیریتی، بازتعریف سیاست‌های تحریریه و رقابت بر سر تصاحب افکار عمومی، همگی از واقعیتی حکایت دارد که در آن رسانه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل منطقه‌ای تبدیل شده است. در این میان، آنچه آینده این رقابت را رقم خواهد زد، نه صرفاً تعداد شبکه‌ها یا حجم سرمایه‌گذاری، بلکه توانایی هر جریان در تولید روایت‌های معتبر، اقناع افکار عمومی و حفظ اعتماد مخاطبان خواهد بود. از نگاه گفتمان مقاومت، این همان عرصه‌ای است که می‌تواند به اندازه میدان نظامی، در تعیین سرنوشت منازعات آینده منطقه اثرگذار باشد.