نشریه اکونومیست در تحلیلی نوشت: زمانی که آمریکا در سال ۲۰۰۹(۱۳۸۸ خورشیدی) نخستین توافق همکاری هستهای خود را با امارات متحده عربی امضا کرد، شروط سختگیرانهای را در نظر گرفت.
براساس این توافق، امارات متعهد شد از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت هستهای در داخل کشور صرفنظر کند و «پروتکل الحاقی» پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را بپذیرد؛ پروتکلی که بازرسیهای گسترده و سختگیرانهای را پیشبینی میکند. امارات این شروط را پذیرفت و اکنون چهار نیروگاه هستهای این کشور حدود ۲۵ درصد برق آن را تامین میکنند. مقامهای آمریکایی آن زمان این توافق را «استاندارد طلایی» نامیدند.
اما توافقی که دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا، روز ۲۲ ژوئیه(۳۱ تیر) با عربستان سعودی اعلام کرد، حتی با معیارهای پایینتر نیز قابل مقایسه نیست. متن این توافق هنوز منتشر نشده است، اما اگر اطلاعات درزیافته درست باشد، این توافق ضمن تقویت روابط متزلزل آمریکا و عربستان، منافع اقتصادی قابل توجهی برای شرکتهای آمریکایی به همراه خواهد داشت. با این حال، ممکن است به تضعیف پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای منجر شود؛ اقدامی که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود.
اکونومسیت نوشت: این توافق که باید در کنگره آمریکا بررسی شود، عربستان را ملزم به چشمپوشی از غنیسازی اورانیوم نمیکند. در عوض، دو کشور قرار است طی یک مطالعه دو ساله بررسی کنند که آیا عربستان به چنین قابلیتی نیاز دارد یا خیر. اگر نتیجه این بررسی مثبت باشد، آمریکا میتواند یک مرکز غنیسازی در خاک عربستان احداث کند و در غیر این صورت، عربستان متعهد خواهد شد به مدت ۱۰ سال به دنبال ایجاد چنین تاسیساتی نرود.
دولت ترامپ اعلام کرده است هرگونه برنامه هستهای عربستان تحت بازرسیهای دقیق قرار خواهد گرفت، اما این کشور ملزم به پذیرش پروتکل الحاقی نخواهد بود. کنگره میتواند این توافق را رد کند، اما برای بیاثر کردن حق وتوی رئیسجمهوری به رای دوسوم اعضا نیاز خواهد داشت.
عربستان سعودی دلایل خاص خود را برای توسعه برنامه هستهای غیرنظامی دارد. گرمای شدید تابستان فشار زیادی بر شبکه برق این کشور وارد میکند و عربستان برای تامین برق مورد نیاز، نفت خام میسوزاند؛ روشی پرهزینه، آلاینده و غیربهینه. استفاده از انرژی هستهای میتواند امکان صادرات حجم بیشتری از نفت را فراهم کند.
این نشریه ادامه داد: اما منافع آمریکا از این توافق محدودتر است. در ابتدا، هدف از توافق هستهای با عربستان، تشویق این کشور به عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی بود؛ هدفی که پیش از آغاز جنگ غزه در سال ۲۰۲۳(۱۴۰۲ خورشیدی) نزدیک به تحقق به نظر میرسید، اما اکنون دیگر چنین نیست.
در شرایط کنونی، اعلام این توافق بیشتر تلاشی برای جلوگیری از گسترش نفوذ چین و روسیه در عربستان تلقی میشود؛ دو کشوری که فرصت نزدیکی بیشتر به ریاض را پیدا کردهاند. همچنین ممکن است این توافق تلاشی برای دلجویی از عربستان باشد که از نحوه مدیریت جنگ علیه ایران توسط ترامپ ناراضی است. این رویکرد، نمونهای از سبک سیاستورزی ترامپ توصیف شده که در آن، یک توافق ناقص جایگزین پیامدهای یک جنگ ناموفق میشود.
اکونومیست افزود: در عین حال، این توافق مخاطراتی نیز به همراه دارد. عربستان سعودی حدود یک قرن است که نظام سیاسی باثباتی داشته و تقریبا به همین مدت نیز متحد آمریکا بوده است، اما دولتها ممکن است تغییر کنند و این کشور سابقه گرایشهای افراطگرایانه نیز دارد. از این رو، مشخص نیست در آینده کنترل یک برنامه هستهای عربستان در اختیار چه کسانی خواهد بود.
این نشریه با ترسیم سناریوی رقابت تسلیحاتی در منطقه نوشت: این وضعیت، معادلات منطقه را پیچیدهتر میکند. ممکن است موضع ایران در هرگونه مذاکره هستهای با آمریکا سختتر شود زیرا اگر عربستان اجازه برخورداری از توان غنیسازی را داشته باشد، تهران نیز ممکن است دلیلی برای کنار گذاشتن برنامه غنیسازی خود نبیند؛ موضوعی که ترامپ بر آن اصرار دارد.
همچنین امارات متحده عربی نیز احتمالا از این وضعیت رضایت نخواهد داشت، زیرا میبیند رقیب منطقهایاش توافقی با محدودیتهای کمتر نسبت به توافق خود با آمریکا به دست آورده است. رژیم اسرائیل، تنها دارنده سلاح هستهای در منطقه، نیز احتمالا با نگرانی این روند را دنبال خواهد کرد و ممکن است ترکیه نیز این پرسش را مطرح کند که آیا باید به سمت دستیابی به توان هستهای حرکت کند یا خیر.
این نشریه ادامه داد: این تحولات به مسئلهای بزرگتر اشاره دارد. پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای تاکنون یکی از موفقترین توافقهای بینالمللی بوده است. از زمان امضای این پیمان تاکنون، تنها چهار کشور جدید به سلاح هستهای دست یافته و آن را حفظ کردهاند. جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای همواره یکی از اصول مورد توافق هر دو حزب اصلی آمریکا بوده است. با این حال، ترامپ ممکن است گسترش ظرفیتهای هستهای در میان متحدان آمریکا را کماهمیت تلقی کند، اما همین روند میتواند به تدریج پایههای پیمان منع گسترش را سست کند؛ زمانی که متحدان آمریکا به دنبال دستیابی به ظرفیتهای بالقوه هستهای بروند.
برای نمونه، برخی مقامهای کره جنوبی بهطور غیرعلنی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا دستیابی به سلاح هستهای میتواند بازدارندگی موثرتری در برابر همسایه هستهای این کشور ایجاد کند، بهویژه اگر تضمینهای هستهای آمریکا دیگر قابل اتکا نباشد. همچنین وزیر دفاع ژاپن نیز اخیرا خواستار آغاز بحث درباره سیاست هستهای این کشور شده است.
اکونومیست در پایان مینویسد: البته این احتمال نیز وجود دارد که تاسیسات غنیسازی عربستان هرگز ساخته نشود. در بسیاری از موارد، زمانی که حل یک مسئله دشوار باشد، تشکیل یک کمیته یا انجام یک مطالعه راهی برای به تعویق انداختن تصمیمگیری است. با توجه به دوره دو ساله پیشبینیشده برای این بررسی، ممکن است تصمیم نهایی به رئیسجمهوری بعدی آمریکا واگذار شود؛ فردی که احتمالاً ثبات بیشتری در تصمیمگیری خواهد داشت و وابستگی مالی کمتری به عربستان نسبت به ترامپ خواهد داشت. با این حال، نویسنده این توافق را ناکافی ارزیابی کرده و معتقد است بهتر بود آمریکا همان شروطی را که برای امارات تعیین کرده بود، از عربستان نیز مطالبه میکرد. به اعتقاد نویسنده، کنگره آمریکا باید ترامپ را برای اصلاح این توافق تحت فشار قرار دهد.