تجاوز نظامی به ایران و تغییر معادلات حضور واشنگتن در منطقه

 جنگ و تنش فزاینده میان ایران و آمریکا، علاوه بر آثار مستقیم نظامی و اقتصادی، یک پیامد مهم دیگر نیز برای واشنگتن به همراه داشته است؛ افزایش هزینه حفظ پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در منطقه و ضرورت بازنگری در الگوی حضور این کشور. در واقع، پایگاه‌هایی که آمریکا سال‌ها آنها را بخشی از شبکه بازدارندگی و تأمین امنیت منطقه معرفی می‌کرد، در جریان درگیری‌های اخیر به اهداف مستقیم حملات تبدیل شده است.

بر اساس گزارشی که الجزیره منتشر کرده است، دولت بغداد تأکید کرده است که مأموریت ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا در پایان سپتامبر به طور کامل پایان می‌یابد و خروج نیروها تا ۳۰ سپتامبر (۸ مهر) نهایی خواهد شد. مقام‌های عراقی این تاریخ را «قطعی و نهایی» اعلام کرده‌اند و خروج نیروها و تجهیزات آمریکایی از اقلیم کردستان نیز در حال انجام است. حتی آلمان نیز در چارچوب همین روند، نیروهای خود را از اربیل خارج کرده است.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که در ماه‌های گذشته، پایگاه‌های آمریکا در عراق بارها هدف قرار گرفت و در جریان تجاوز آمریکا به ایران، موقعیت نیروهای آمریکایی در عراق عملاً به یکی از نقاط آسیب‌پذیر شبکه نظامی واشنگتن تبدیل شد. از این منظر، خروج از عراق را می‌توان نه فقط اجرای توافق قبلی بغداد و واشنگتن، بلکه نشانه‌ای از افزایش هزینه نظامی حضور آمریکا در کشوری دانست که خود خواهان بازگشت کنترل کامل امنیتی به دولت عراق است و خروج نیروهای بیگانه به مطالبه‌ای مردمی بدل شده است.

جنگ با ایران، معادله حضور واشنگتن در منطقه را تغییر داد
حضور نیروهای آمریکایی در عراق

اما تحول عراق لزوماً به معنای آغاز یک خروج سراسری از منطقه نیست. در ماه اوت، گزارش‌هایی منتشر شد از جمله در روزنامه واشنگتن‌پُست که نشان می‌داد پنتاگون در حال بررسی کاهش و جابه‌جایی بخشی از نیروهای آمریکایی در خلیج فارس است. دلیل اصلی این بررسی، آسیب‌پذیری پایگاه‌های بزرگ آمریکا در برابر موشک‌ها و پهپادها و هزینه سنگین حفاظت از آنها عنوان شده است.

در این بررسی، حتی انتقال بخشی از نیروها از پایگاه‌های نزدیک به ایران در کشورهای خلیج فارس مطرح شده است؛ هرچند تصمیم نهایی درباره یک تغییر دائمی در آرایش نیروها هنوز اعلام نشده است.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا، از جمله قطر، بحرین، کویت و اردن، در جریان جنگ عملاً دیدند که میزبانی از تأسیسات نظامی آمریکا می‌تواند آن ها را به بخشی از میدان تقابل واشنگتن و تهران تبدیل کند.

در ماه‌های گذشته، پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت و اردن هدف حملات قرار گرفتند و در مواردی نیز کشورهای میزبان مجبور به فعال کردن سامانه‌های دفاعی خود شدند.

در واقع، یکی از تناقض‌های اساسی حضور نظامی آمریکا در منطقه همین‌جاست؛ واشنگتن حضور خود را عامل بازدارندگی و امنیت معرفی می‌کند، اما در زمان تشدید درگیری، همین حضور می‌تواند کشور میزبان را در معرض حملات طرف مقابل قرار دهد. اردن نمونه روشنی است؛ پایگاه ها، نیروها و تأسیسات آمریکایی در این کشور، طی ماه‌های اخیر بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت.

جنگ با ایران، معادله حضور واشنگتن در منطقه را تغییر داد
حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان

از این منظر، تجربه دو دهه گذشته نیز پرسش‌های جدی درباره کارآمدی نسخه امنیتی آمریکا در منطقه ایجاد می‌کند. افغانستان مهم‌ترین نمونه است. آمریکا و متحدانش حدود ۲۰ سال در این کشور حضور نظامی داشتند، میلیاردها دلار برای آموزش و تجهیز نیروهای افغان هزینه کردند و ساختار سیاسی و امنیتی جدیدی ایجاد کردند، اما در نهایت دولت و ارتش افغانستان در مدت کوتاهی فروپاشید و طالبان بار دیگر کنترل کابل را در دست گرفت.

عراق نیز تجربه مشابهی از پیامدهای مداخله نظامی آمریکا دارد. حمله سال ۲۰۰۳ و فروپاشی ساختارهای دولت عراق، خلأ امنیتی و سیاسی گسترده‌ای ایجاد کرد که زمینه رشد گروه‌های افراطی و در نهایت ظهور داعش را فراهم کرد. پژوهش‌های دانشگاهی نیز میان مداخله آمریکا، تشدید منازعات فرقه‌ای و زمینه‌های رشد داعش ارتباط مستقیم برقرار کرده‌اند.

اسناد معتبر بیشتر از نقش مداخلات خارجی، جنگ عراق، بی‌ثباتی سوریه، شبکه‌های مالی و تسلیحاتی و اشتباهات سیاستی غرب در فراهم شدن محیط رشد داعش سخن می‌گویند. با این حال، همین واقعیت که سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا به ایجاد یا تشدید شرایطی کمک کرد که گروه‌هایی مانند داعش در آن رشد کردند، یکی از مهم‌ترین نقدهای وارد بر عملکرد واشنگتن است. در مقابل، در جریان اقدامات تروریستی داعش به عراق در سال ۲۰۱۴، ایران از نخستین کشورهایی بود که به درخواست بغداد وارد همکاری نظامی و امنیتی با عراق شد. مقام‌های عراقی در سال‌های بعد بارها از حمایت ایران در آن دوره تقدیر کردند.

جنگ با ایران، معادله حضور واشنگتن در منطقه را تغییر داد
پراکندگی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه

در حوزه دیپلماتیک نیز جنگ اخیر نشان داد که آمریکا خود حضور دیپلماتیکش را در منطقه تا چه اندازه آسیب‌پذیر می‌بیند. آنطور که رویترز گزارش داده، در اسفند ۱۴۰۴/فوریه و مارس ۲۰۲۶، وزارت خارجه آمریکا دستور خروج کارکنان غیرضروری و خانواده‌های دیپلمات‌ها را از عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات، اردن و لبنان صادر کرد و فعالیت برخی نمایندگی‌ها نیز محدود یا متوقف شد. البته این بخش نیازمند یک تفکیک مهم است؛ این خروج دیپلماتیک در ماه‌های بعد تا حدی معکوس شده است. رویترز در گزارش دیگری نوشت که از اواخر اوت، واشنگتن روند بازگرداندن تدریجی کارکنان به سفارتخانه‌های منطقه را آغاز کرد؛ از جمله در لبنان، عراق، عربستان، قطر، اردن، عمان و کویت. بنابراین نمی‌توان گفت آمریکا اکنون در حال خروج کامل دیپلماتیک از این کشورهاست؛ بلکه می‌توان گفت جنگ اخیر نشان داد حضور دیپلماتیک آمریکا نیز در منطقه دیگر مصون از پیامدهای درگیری نظامی نیست و واشنگتن ناچار شده سطح آن را متناسب با تهدیدها تنظیم کند.

آنچه اکنون در منطقه مشاهده می‌شود، آغاز فرایند خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است و عراق مشخص‌ترین مورد خروج نظامی است و در خلیج فارس نیز بحث کاهش، جابه‌جایی و پراکنده‌سازی نیروها جدی شده است. جنگ اخیر به کشورهای میزبان نشان داد که میزبانی از پایگاه‌های آمریکا لزوماً به معنای مصونیت نیست و در شرایط جنگی حتی می‌تواند آنها را به میدان تقابل تبدیل کند.

از این منظر، تجربه افغانستان، عراق و سوریه یک پیام مشترک دارد؛ حضور طولانی‌مدت نیروی خارجی به تولید امنیت پایدار منجر نمی‌شود بلکه مداخله خارجی، خلأ قدرت، رقابت‌های فرقه‌ای و ژئوپلیتیکی و ایجاد گروه‌های مسلح جدید را تشدید کرده و خود به عاملی برای بی‌ثباتی تبدیل شده است.

آنچه امروز در عراق و در بحث آینده پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس جریان دارد، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی همین معادله باشد؛ معادله‌ای که در آن کشورهای منطقه بیش از گذشته به این نتیجه می‌رسند که امنیت پایدار، در نهایت باید بر پایه ظرفیت‌های داخلی و ترتیبات امنیتی منطقه‌ای شکل بگیرد، نه حضور دائمی نیروهای خارجی.