هدر دیگبی پارتون، ستوننویس سالون، در مقالهای با عنوان «دنیا بالاخره بلوف ترامپ را میخواند» مینویسد بخش بزرگی از موفقیت سیاسی ترامپ طی بیش از یک دهه گذشته بر پایه تصویری شکل گرفته که او از خود بهعنوان یک «معاملهگر فوقالعاده» ساخته است؛ اما به اعتقاد نویسنده، عملکرد ترامپ در عرصه سیاست خارجی نشان داده که این تصویر بیشتر یک شخصیتپردازی تبلیغاتی بوده تا یک واقعیت.نویسنده به اظهارات «تونی شوارتز»، نویسنده پشتپرده کتاب ترامپ یعنی هنر معامله، استناد میکند که پس از همکاری نزدیک با ترامپ گفته بود تصویری که در کتاب از او ساخته شده با واقعیت فاصله زیادی داشته است. شوارتز ترامپ را فردی با دانش سطحی، توجهطلب و فاقد توانایی واقعی در مذاکره توصیف کرده بود.سالون سپس تفاوت میان «معاملهگری» و «دیپلماسی» را محور اصلی تحلیل خود قرار میدهد. به نوشته این نشریه، حتی اگر ترامپ واقعاً یک مذاکرهکننده موفق بود، این موضوع الزاماً به معنای توانایی او در اداره روابط میان کشورها نیست؛ زیرا دیپلماسی صرفاً رسیدن به یک توافق کوتاهمدت نیست، بلکه حفظ روابط پایدار، قابل پیشبینی و بلندمدت میان کشورهاست.پارتون معتقد است ترامپ سیاست خارجی آمریکا را بیش از حد معاملهای و شخصی کرده است؛ یعنی به جای آنکه منافع بلندمدت آمریکا و ثبات نظام بینالمللی را در نظر بگیرد، مرتب به دنبال پیروزیهای تبلیغاتی و توافقهایی است که بتواند آنها را بهعنوان موفقیت شخصی خود معرفی کند.جهان دیگر عقبنشینی نمیکندیکی از مهمترین بخشهای مقاله، ادعای نویسنده درباره تغییر رفتار کشورهای جهان است.
سالون با استناد به گزارش اخیر واشنگتنپست مینویسد در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، کشورهای مختلف به تدریج متوجه شدهاند که تهدیدهای او همیشه به اقدام واقعی منجر نمیشود. به همین دلیل، بسیاری از دولتها دیگر مانند گذشته از تهدیدهای آمریکا هراسان نمیشوند.نویسنده نمونههایی از این تغییر رفتار را برمیشمارد:ایران با وجود حملات آمریکا حاضر به تسلیم نشده و از بازگشایی تنگه هرمز خودداری کرده است، روسیه همچنان جنگ در اوکراین را ادامه میدهد و فشارهای ترامپ نتوانسته مسکو را وادار به عقبنشینی کند، اروپا در برابر درخواستهای ترامپ درباره گرینلند، آنطور که واشنگتن انتظار داشته، واکنش نشان نداده است، شرکای تجاری آمریکا نیز در برابر تهدیدها و تعرفههای ترامپ بیش از گذشته مقاومت میکنند.به نوشته سالون، این وضعیت برای آمریکا خطرناک است؛ زیرا قدرت یک ابرقدرت تنها به ارتش و سلاحهایش وابسته نیست و اعتبار سیاسی و دیپلماتیک نیز بخشی از قدرت آن محسوب میشود.از «بلوف» تا فرسایش اعتبار آمریکانویسنده میگوید ترامپ در سالهای نخست فعالیت سیاسی خود توانست از اعتبار و قدرت انباشته آمریکا استفاده کند. کشورهای دیگر هنوز آمریکا را قدرتی میدانستند که تهدیدهایش را در صورت لزوم عملی خواهد کرد.اما از نگاه سالون، ترامپ این سرمایه را به تدریج مصرف کرده است.در همین زمینه، «جرمی شاپیرو»، مدیر برنامه آمریکا در شورای روابط خارجی اروپا، به واشنگتنپست گفته است که مدت زمانی که بلوفها و لفاظیهای ترامپ کار کردهاند، تعجبآور بوده است؛ اما این موفقیت به گفته او تا حد زیادی ناشی از قدرت عظیم و سرمایه دیپلماتیک انباشته آمریکا بوده که ترامپ اکنون در حال مصرف کردن آن است.
نمونه عربستان و ایرانسالون برای اثبات ادعای خود به رفتار ترامپ در قبال عربستان نیز اشاره میکند.ترامپ در اواسط ژوئیه با سروصدای زیاد از یک توافق هستهای با عربستان خبر داد، اما تنها یک روز بعد با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی خود شرط جدیدی مطرح کرد که به نوشته مقاله، طرف سعودی را غافلگیر کرد.نویسنده میگوید این اتفاق نمونهای از مشکل اصلی دیپلماسی ترامپ است: اعلام توافق بهعنوان یک پیروزی بزرگ، و سپس تغییر شرایط یا افزودن خواستههای جدید.همین الگو، به اعتقاد سالون، در قبال ایران نیز دیده میشود. ترامپ از یک سو ایران را تهدید به نابودی میکند و از سوی دیگر از مذاکرات و پیشرفت دیپلماتیک سخن میگوید؛ در نتیجه، تهدیدهای او بهتدریج اثر خود را از دست دادهاند.استدلال نهایی سالون این است که مشکل فقط این نیست که ترامپ در چند پرونده سیاست خارجی موفق نشده است؛ مشکل بزرگتر، از نگاه نویسنده، فرسایش اعتبار آمریکا در نتیجه تکرار تهدیدهایی است که عملی نمیشوند.پارتون هشدار میدهد وقتی متحدان و رقبای آمریکا دیگر مطمئن نباشند تهدیدهای واشنگتن واقعی است، قدرت بازدارندگی آمریکا کاهش پیدا میکند و کشورهای دیگر جسارت بیشتری برای نادیده گرفتن خواستههای آن پیدا خواهند کرد.به همین دلیل حتی اگر ترامپ روزی از قدرت کنار برود، بازسازی اعتبار بینالمللی آمریکا آسان نخواهد بود؛ زیرا مشکل فقط شخص ترامپ نیست، بلکه ضعفهایی که در دوران او آشکار شده و کاهش اعتماد دیگر کشورها به آمریکا، ممکن است آثار بلندمدتی داشته باشد.