فیلیپ پیلکینگتون، اقتصاددان ایرلندی که روی بازارهای مالی در غرب متمرکز است، توضیح میدهد که چگونه دولت ترامپ سعی دارد با گفتاردرمانی و برخی دستکاریهای فراقانونی، نظم دلارمحوری را نجات دهد که برای چندین دهه بر اقتصاد سراسر جهان استیلا داشت. او تأکید میکند با مسدود شدن تردد در شاهرگهای حیاتی انرژی ازجمله در تنگه هرمز، پترودلار به شدت تحت فشار قرار گرفته و بالتبع نظم دلارمحور هم در سراشیبی سقوط حرکت میکند.این کارشناس اقتصادی تأکید میکند ژاپن و برخی کشورهای اروپایی هم نمیتوانند به جلوگیری از فروپایشی نظم کمکی کنند و این سقوط تدریجی اما قطعی خواهد بود. همزمان چین با ایجاد نظمی مستقل اما کارآمدتر، مسیری را پیشروی اقتصاد جهان قرار داده است که خواه ناخواه، جایگزین نظم پیشین خواهد شد.
دولت ترامپ نمیتواند بحران مالی پیشروی آمریکا را مهار کند
از نگاه پیلکینگتون، دولت آمریکا برای جلوگیری از بالا رفتن بیشتر هزینههای بدهی و تشدید بحران مالی، ناچار شده بهطور مستقیم در بازار اوراق خزانه دخالت کند؛ این اقدام نشان میدهد شرایط مالی آمریکا تا چه اندازه حساس شده است. او توضیح میدهد خزانهداری تلاش میکند با خرید و فروش انواع اوراق و همچنین ارسال پیامهای مختلف به بازار، نرخ بهره را پایین نگه دارد و سرمایهگذاران را آرام کند، در حالی که فدرال رزرو به دلیل نگرانی از تورم هنوز حاضر نیست به شکل جدی برای کاهش نرخهای بلندمدت اقدام کند.
پیلکینگتون معتقد است اگر نرخ بهره اوراق همچنان بالا بماند، پرداخت هزینه بدهی سنگین آمریکا دشوارتر میشود و فشار بیشتری به بازار سهام، بهویژه شرکتهای فناوری و حوزه هوش مصنوعی، وارد خواهد شد. از نظر او، تلاش دولت برای پایین نگه داشتن نرخها در شرایط کنونی شبیه «مبارزه با جاذبه» است؛ یعنی دولت میتواند برای مدتی بازار را تحت تأثیر قرار دهد، اما نمیتواند با مداخله و پیامهای سیاسی، مشکلات عمیقتر اقتصاد و بدهی آمریکا را برای همیشه پنهان کند.
بحران اقتصادی فعلی، برخلاف بحرانهای گذشته، فرصت احیا نخواهد داشت
این کارشناس اقتصادی معتقد است که بحران کنونی صرفاً یک مشکل در اقتصاد یک کشور نیست، بلکه نشانه بحران در کل نظام مالی غرب است؛ زیرا همزمان بازده اوراق در آمریکا، ژاپن و اروپا به سطوح بسیار بالایی رسیده و کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا، ژاپن و بریتانیا با مشکلات جدی مالی و بدهی مواجهاند. بنابراین پیلکینگتون نتیجه میگیرد وضعیت کنونی میتواند به بحرانی بزرگتر از بحران مالی ۲۰۰۸ منجر شود، با این تفاوت که این بار اقتصادهای غربی ممکن است توان بازگشت و احیای مشابه گذشته را نداشته باشند؛ چراکه پس از ۲۰۰۸ نیز رشد واقعی دستمزدها و سطح زندگی در بخشهایی از غرب، بهویژه انگلیس، عملاً متوقف یا تضعیف شده است. از این منظر، آنچه را که در حال وقوع است نمیتوان یک نوسان در بازار تلقی کرد، بلکه ساختار نظام اقتصادی و مالیای درحال اضمحلال است که در چند دهه اخیر زمینه رشد اقتصاد غربی را فراهم کرده بود.
کمکهای ژاپن و اروپا هم نتوانست مانع تشدید بحران در اقتصاد آمریکا شود
در ادامه این اقتصاددان بین بحران ین ژاپن و حباب بازار سهام و هوش مصنوعی، ارتباط برقرار میکند. او معتقد است که مداخله ژاپن برای حمایت از ین، برخلاف انتظار، موفق نبوده و اگر ژاپن برای تقویت پول ملی خود ناچار به فروش گستردهتر اوراق خزانه آمریکا شود، عرضه اوراق در بازار آمریکا افزایش یافته و میتواند بازدهی اوراق و در نتیجه فشار بر بازارهای مالی آمریکا را بیشتر کند. همزمان، بازار سهام آمریکا نیز با حباب قابلتوجهی، بهویژه در بخش هوش مصنوعی، مواجه است و تلاش دولت برای حمایت از این بازار از طریق پایین آوردن نرخهای بهره یا مداخله در بازار اوراق، بیشتر به معنای مبارزه با نیروهای بنیادی بازار است. از سوی دیگر، هشدار بانک مرکزی اروپا درباره حباب سهام آمریکا میتواند سرمایهگذاران و صندوقهای اروپایی را به کاهش سرمایهگذاری در سهام آمریکا سوق دهد؛ بنابراین، شکست مداخله ژاپن در بازار ارز، آسیبپذیری بازار اوراق خزانه و احتمال ترکیدن حباب سهام و هوش مصنوعی میتوانند به یکدیگر متصل شده و فشار مالی گستردهتری بر آمریکا ایجاد کنند.
چین نظم اقتصادی مستقل و بسیار کارآمدتر از نظم مالی غربی ایجاد کرده است
از نگاه این اقتصاددان ایرلندی، چین لزوماً نمیخواهد به شکل مستقیم جایگزینی برای نظام مالی آمریکا باشد، بلکه بهتدریج در حال ساختن یک نظام مالی موازی و مستقل است؛ نظامی که در آن چین با استفاده از طلا، ایجاد زیرساختهای ذخیره طلا در کشورهای مختلف و ارائه شیوههای جایگزین تأمین مالی، بهویژه به کشورهای در حال توسعه، وابستگی آنها به نظام مالی و دلار آمریکا را کاهش میدهد.
در این شرایط، تأمین مالی و وامدهی برای چین، بخشی از دیپلماسی اقتصادی و راهبرد افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی آن محسوب میشود. بنابراین، به عقیده پیلکینگتون چین قرار نیست جای آمریکا را در نظام مالی جهانی بگیرد، بلکه با ایجاد مسیرهای مالی، اعتباری و پولی موازی، بهتدریج یک ساختار متفاوت در کنار نظام موجود ایجاد میکند و در نتیجه انحصار و مرکزیت نظام مالی غرب خودبهخود تضعیف و مضمحل میشود.
نابودی انحصار نظم دلارمحور تدریجی اما قطعی است
از نگاه پیلکینگتون تضعیف تدریجی نظام دلارمحور جهانی، لزوماً به معنای فروپاشی ناگهانی دلار نیست، بلکه از فرسایش تدریجی سازوکارهایی خبر میدهد که تاکنون جایگاه مرکزی آمریکا را در نظام مالی جهان حفظ کردهاند.او تأکید میکند افزایش فشار بر بازار اوراق خزانه آمریکا، وابستگی واشنگتن به خرید اوراق و داراییهای آمریکایی توسط سرمایهگذاران خارجی، مشکلات مالی شرکای اصلی و همزمان حرکت چین به سمت ایجاد مسیرهای مالی جایگزین، همگی میتوانند این فرسایش را تشدید کنند. بنابراین اگر کشورهایی مانند ژاپن و کشورهای اروپایی برای حل مشکلات داخلی خود ناچار به کاهش داراییهای دلاری یا فروش اوراق آمریکا شوند، فشار بر بازار بدهی آمریکا افزایش مییابد و توان واشنگتن برای حفظ شرایط فعلی کاهش پیدا میکند؛ بنابراین، نباید منتظر فروپاشی دفعی دلار بود، بلکه میتوان گفت معماری مالی جهانی به تدریج تغییر کرده و انحصار نظام دلارمحور از بین خواهد رفت.
بازار نفت، دیگر گفتاردرمانیهای دولت ترامپ در مورد تنگه هرمز را باور نمیکند
این کارشناس اقتصادی معتقد است که دعاوی رسانههای وابسته به دولت ترامپ در آمریکا در باب کریدور کشتیرانی در سمت عمانی تنگه هرمز صرفاً برای آرام کردن بازار انرژی در آمریکا مطرح میشوند. اما او تأکید میکند صحت یا کذب بودن این دعاوی چندان اهمیتی ندارد زیرا بازار نفت این دعاوی را باور نکرده است و باوجود انتشار این اخبار و تلاش دولت ترامپ برای القای این تصور که جریان نفت از هرمز برقرار است، قیمت نفت همچنان بالا مانده و در حال افزایش است.به عقیده پیلکینگتون اگر واقعاً روزانه ۱۰ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت از مسیر عمان عبور میکرد، فشار کاهشی جدیتری بر قیمتها ایجاد میشد؛ بنابراین تداوم قیمت بالا نشانهای از این است که بازار نسبت به دعاوی مذکور تردید دارد و همچنان ریسک اختلال در عرضه نفت از هرمز را جدی تلقی میکند.