تجربه جنگهای گذشته نشان میدهد شناسایی سامانههای متحرک موشکی دشوار است. این طرح همچنین میتواند نقش مستقیم واشنگتن را در جنگ گسترش دهد، واکنش تلافیجویانه مسکو را برانگیزد و خطر تشدید درگیری میان روسیه و آمریکا و تهدید امنیت آینده آمریکا را افزایش دهد.
درخواست تازه کییف برای دریافت اطلاعات، تسلیحات و پشتیبانی آمریکا با هدف نابودی موشکاندازهای روسیه، نهتنها تضمینی برای حفاظت از شهرهای اوکراین نیست، بلکه میتواند واشنگتن را به رویارویی مستقیم با مسکو نزدیکتر کند.
روایت جنگ اوکراین، روایت سلاحهایی است که قرار بود معجزه کنند، اما نتوانستند نتیجه جنگ را تغییر دهند. ابتدا سامانههای موشکی هایمارس، سپس تانکهای آبرامز، جنگندههای اف-۱۶ و موشکهای دوربرد اتکمز بهعنوان راهحل تعیینکننده معرفی شدند. هر بار، پس از فشارهای کییف و متحدانش، آمریکا با درخواستها موافقت کرد؛ اما هیچکدام نتوانستند مشکلات اساسی اوکراین در میدان نبرد را برطرف کنند.
اکنون ولودیمیر زلنسکی و حامیانش در کنگره آمریکا خواستار دریافت اطلاعات، پشتیبانی هدفگیری و تسلیحاتی هستند که به اوکراین امکان دهد موشکاندازهای بالستیک روسیه را در داخل خاک این کشور شناسایی و نابود کند. حامیان این طرح آن را راهحلی ساده و کمهزینه برای مشکلات پدافند هوایی اوکراین معرفی میکنند. اما چنین عملیاتی نه موفقیت را تضمین میکند و نه از شهرهای اوکراین در برابر حملات آینده محافظت کامل خواهد کرد. در مقابل، خطر گسترش جنگ و آسیبپذیری آینده آمریکا را افزایش میدهد.
چرا شکار موشکاندازها دشوار است؟
هدف کییف روشن است: اوکراین با نزدیک شدن زمستان و کمبود موشکهای رهگیر پاتریوت، میخواهد بهجای رهگیری موشکهای روسیه، سکوی پرتاب آنها را پیش از شلیک نابود کند. این راهبرد تازه نیست. دولت ترامپ نیز در عملیاتهای اخیر علیه حوثیها و ایران تلاش کرده توانایی دشمنان را برای حمله موشکی به پایگاهها، متحدان و کشتیهای تجاری آمریکا از بین ببرد. در جنگ خلیج فارس سال ۱۹۹۱ نیز ارتش آمریکا برای یافتن موشکاندازهای اسکاد عراق تلاش گستردهای انجام داد.
بااینحال، نتایج بسیار کمتر از انتظارات بود. آمریکا در جنگ خلیج فارس حدود ۱۵۰۰ پرواز عملیاتی برای شکار موشکاندازهای عراق انجام داد، اما موفقیتهای تأییدشده اندکی به دست آورد. در جنگ با ایران نیز، با وجود بیش از ۱۰ هزار پرواز عملیاتی آمریکا، برخی گزارشها حاکی است که ایران همچنان حدود نیمی از موشکاندازهای خود را حفظ کرده و بسیاری را زیر زمین پنهان کرده است.
روسیه نیز از سامانههای متحرک پرتاب موشکهای بالستیک از جمله موشکهای اسکندر استفاده میکند. این سامانهها در جنگلها، میان درختان یا داخل ساختمانهای صنعتی و انبارها پنهان میشوند و میتوانند با سرعت در مسیرهای غیرآسفالته جابهجا شوند. تاکتیک «شلیک و فرار» شناسایی و هدفگیری آنها را دشوارتر میکند؛ بهویژه شبها که بخش مهمی از عملیات اوکراین انجام میشود.
درخواستهای کییف از واشنگتن
اولویت اصلی اوکراین، دریافت مجوز استفاده از شبکه ماهوارهای استارلینک در خاک روسیه است. این دسترسی میتواند ارتباطات، فرماندهی و کنترل عملیات پهپادی و مقابله با جنگ الکترونیک را تقویت کند و به هدفگیری موشکاندازهای روسیه کمک برساند.
گزینه دیگر، تجهیز جنگندههای اف-۱۶ اوکراین به مهمات تهاجمی دوربرد موسوم به ERAM است. آمریکا فروش این مهمات را تأیید کرده، اما اوکراین فعلاً فقط میتواند از آنها در هواپیماهای قدیمی شوروی استفاده کند. جنگندههای اف-۱۶ نیز برای بهروزرسانی پویای مختصات اهداف متحرک، به اصلاحات نرمافزاری و سختافزاری نیاز دارند. اجرای این اصلاحات نسبتاً ساده است و میتواند توان اوکراین را افزایش دهد؛ اما حتی ترکیب این تجهیزات نیز تضمینی برای نابودی موشکاندازهای روسیه فراهم نمیکند.
محدودیتهای عملیاتی نیز جدی هستند. پیشنهاد برخی سناتورهای آمریکایی، استفاده از استارلینک تا عمق ۳۰۰ کیلومتری خاک روسیه را در نظر میگیرد. روسیه میتواند موشکاندازهای خود را به خارج از این محدوده منتقل کند و حملات را ادامه دهد. از سوی دیگر، ناوگان محدود اف-۱۶ اوکراین با کمبود قطعات یدکی، نیاز به تعمیرات و کمبود خلبان رو به رو است. بنابراین، حتی اگر اوکراین بتواند تعدادی از موشکاندازهای روسیه را نابود کند، بعید است از وارد آمدن خسارتهای سنگین به شهرها و زیرساختهایش در زمستان جلوگیری کند.
خطر کشیده شدن آمریکا به جنگ مستقیم
مهمتر از محدودیتهای نظامی، پیامدهای سیاسی این طرح است. فراهم کردن اطلاعات آمریکا، دسترسی به شبکه ماهوارهای آن بر فراز روسیه و احتمالاً استفاده از تسلیحات و هواپیماهای آمریکایی برای حمله به اهداف داخل روسیه، نقش واشنگتن را در جنگ گسترش میدهد.
اگرچه نیروهای اوکراینی ماشه را میکشند، اما بخش عمده زیرساخت اطلاعاتی و عملیاتی مأموریت آمریکایی خواهد بود. مسکو احتمالاً این اقدام را تحریکآمیز تلقی میکند و ممکن است آن را بهانهای برای تشدید عملیاتهای ترکیبی علیه اعضای ناتو قرار دهد. چنین روندی خطر گسترش جنگ بر اثر محاسبه اشتباه را افزایش میدهد. روسیه همچنین ممکن است با ارائه تسلیحات و اطلاعات به ایران یا دیگر رقبای آمریکا، فشار بر نیروهای آمریکایی در مناطق دیگر را بیشتر کند.
این تصمیم پیامد بلندمدت دیگری نیز دارد. در حال حاضر، آمریکا از توانایی ماهوارهای جهانی استارلینک برخوردار است، اما روسیه و چین نیز در آینده شبکههای مشابهی خواهند داشت. اگر واشنگتن استفاده از این فناوری را برای حمله به اهداف داخل روسیه مجاز بداند، مسکو و پکن نیز میتوانند به اقدام مشابهی متوسل شوند؛ موضوعی که امنیت آینده خاک آمریکا را تهدید خواهد کرد.