عواملی که فروپاشی عربستان سعودی را رقم خواهند زد

در حال حاضر، همه نشانه ها حاکی از آن است که عربستان سعودی وارد این مرحله شده است. سیاست های مداخله گرایانه این کشور در منطقه، حمله نظامی به یمن، سرکوب اعتراضات عمومی در بحرین و حمایت مالی و تسلیحاتی از مزدوران جنگجو در عراق و سوریه، از جمله اقدامات مخربی است که عربستان در خاورمیانه انجام می دهد.

این عوامل به همراه تعداد دیگری از عوامل و اقدامات، نشان می دهد که عربستان سعودی تا حدود زیادی در حال از دست دادن قدرت و بقای خود است. بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و منطقه ای این رژیم تعمیق یافته و در هر زمان باید شاهد انفجاری درونی در خاندان آل سعود و فروپاشی آن باشیم.

 

جنگ ها و حقوق بشر

روز سه شنبه 22 سپتامبر 2015 بود که نشریه «میدل ایست آی» گزارشی از یک عضو ارشد خانواده سلطنتی عربستان منتشر کرد که خواهان «تغییر» در رهبری کشور به منظور جلوگیری از فروپاشی نظام سلطنت شده بود. این نامه که نویسنده آن، یکی از نوادگان ملک عبدالعزیز بن سعود بود و در بین شاهزادگان سعودی دست به دست شد، ملک سلمان پادشاه فعلی را در به وجود آمدن مشکلات بی سابقه ای که بقای نظام پادشاهی را به مخاطره انداخته است، مقصر می داند.

نویسنده این نامه هشدار داده بود: «ما قادر به جلوگیری از تحلیل رفتن درآمدها، ناپختگی های سیاسی و خطرات نظامی نخواهیم بود، مگر آنکه در شیوه تصمیم سازی خود تغییراتی به وجود آوریم، حتی اگر این کار مستلزم تغییر دادن خود پادشاه باشد».

چه یک کودتای داخلی سلطنتی در کمین نظام عربستان باشد یا خیر، با این حال، تجزیه و تحلیل این نامه از آینده تیره و تار پیش روی عربستان کاملاً درست است و علاوه بر اقتصاد، جنگ های منطقه ای و نقض حقوق بشر، عوامل مهمی هستند که زمینه های فروپاشی خاندان آل سعود در شبه جزیره عربستان را فراهم می کند.

در ادامه در این مطلب آمده، عربستان سعودی یک دیکتاتوری رانتی است که با تروریسم جهانی ساخت و پاخت و تبانی دارد. خانواده سلطنتی هیچ مخالفتی را تحمل نمی کند و به شدت فعالان حقوق بشر و سیاسی را مجازات و سرکوب می کند. در چند ماه گذشته، سعودی ها خشونت افراطی خود را تشدید کرده اند و این خشونت نه تنها در مقابل اقلیت شیعه داخل کشور خود که در مقابل تمامی شیعیان در مقیاس جهانی اعمال می شود.

هر کسی که جرأت کند در مورد طرز تفکر سلفی/وهابی حتی سؤالی بپرسد ـ چه در سطح داخلی و چه بین المللی ـ به شدت از سوی عربستان سرکوب می شود. واکنش اخیر عربستان در مقابل انتشار اسناد 11 سپتامبر مبنی بر دخالت سعودی ها در آن حادثه نیز به خوبی این مسأله را نشان می دهد.

منطقه شیعه نشین در شرق این کشور با جمعیت حدود 4 میلیون جمعیت، 80 درصد نفت عربستان را در خود جای داده و برای چند دهه به شدت از سوی دولت وهابی آل سعود تحت فشار هستند و سرکوب می شوند. نقض حقوق اقلیت شیعه در این کشور گسترده و غیر انسانی است. مساجد آن ها تخریب، مدارسشان ویران و شخصیت های سیاسی شیعه نیز به طور منظمی زندانی، شکنجه و اعدام می شوند.

تنها چند ماه پیش بود که یکی از علمای شیعه به نام شیخ نمر باقر النمر به جرم اعتراض به سیاست های ظالمانه آل سعود، زندان و اعدام شد. باقر النمر زندگی شیعیان در عربستان را این گونه توصیف کرده بود: «از لحظه ای که در عربستان به دنیا می آییم، ترس، ارعاب، آزار، اذیت و سوءاستفاده ما را احاطه می کند. ما در یک فضای ارعاب انگیز به دنیا آمدیم و حتی از دیوار هم می ترسیم. کسی از میان ما نیست که با ترس و وحشت ناآشنا باشد. من نیم قرن عمر کرده ام ولی هرگز در این مدت در این کشور احساس امنیت نکرده ام. ما همیشه به چیزی متهم می شویم و در معرض خطریم».

اعتراض شیخ نمر که منجر به اعدام او شد، چیزی نبود جز اعتراض به وضعیت ناعادلانه و تبعیض آمیز در این کشور نسبت به شیعیان. آن ها از هرگونه برگزاری مراسم مذهبی منع شده اند و بسیاری از خدمات عمومی نیز محروم هستند.

مسأله بعدی، جنگ نامشروع و بی رحمانه ال سعود در یمن است. آن ها به خاطر حمایت از منصور هادی رئیس جمهور سابق یمن، به این کشور به عنوان فقیرترین و ضعیف ترین کشور در جهان عرب حمله ور شدند و بخش های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور را به مرز نابودی کامل کشاندند.

این جنگ در درجه اول با حمایت ضمنی ایالات متحده و دوستان منطقه ای خود (قطر، بحرین، امارات متحده، کویت و غیره) انجام گرفت و عواقب فاجعه باری را برای یمن به همراه داشته است. کشته شدن بسیاری از مردم بی دفاع، آواره شدن نزدیک دو میلیون و پناهندگی 500 هزار نفر دیگر این کشور و خاورمیانه را با یک بحران انسانی بی سابقه ای مواجه کرده است. این به ما یادآوری می کند که ایدئولوژی مخرب داعش نیز ریشه در همین عربستان سعودی دارد.

سعودی ها محاصره ای بی رحمانه بر یمن تحمیل کردند، در حالی که این کشور حدود 90 درصد از مواد غذایی خود را وارد می کند. حدود 21 میلیون نفر از مردم یمن (80 درصد جمعیت این کشور) دسترسی کافی به کالاها و لوازم اساسی مانند غذا، آب سالم، مراقبت های پزشکی و سوخت و برق ندارند. گزارش های مکرری از سوی سازمان های بشردوستانه جهانی وجود دارد که عربستان سعودی با استفاده از سلاح های غیرمتعارف (سلاح های خوشه ای و حتی شیمیایی) جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت مرتکب شده است.

عربستان سعودی استقلال و تمامیت ارضی این کشور را که در طول تاریخ تحت نفوذش بود، درهم شکست؛ اما تاکنون هیچ دستاورد مشخصی از این جنگ به دست نیاورده است. در مقابل، مقاومت مردم یمن بسیاری از شهرهای یمن را حفظ کرده و جنگ در حال رفتن به سمت مرزهای عربستان است.

ریاض هم اکنون در یک بن بست کامل است و حملات هوایی علیه مردم یمن نیز چیزی جز یک شکست تلخ به همراه نداشته است. بدون شک، شکست عربستان در یمن می تواند در کنار عوامل ذکر شده دیگر، سقوط این حکومت پادشاهی در شبه جزیره عربستان را تسریع بخشد و به نظر می رسد، همان طور که فرد هالیدی در سال ۱۹۷۴ در کتاب «عربستان بدون پادشاهان» پیش بینی کرده بود، زوال این رژیم نزدیک باشد.