چرا پروژه آشوب و تجزیه‌طلبی در ایران به بن‌بست رسیده است؟

به گزارش افکارنیوز، یکی از این راهبردها، تمرکز بر مسائل داخلی ایران و تلاش برای فعال‌سازی شکاف‌های اجتماعی و قومی از مسیر جنگ روانی و رسانه‌ای است؛ رویکردی که برخی تحلیلگران آن را «سلاح بی‌صدا» علیه ایران توصیف می‌کنند.

با این حال، بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد این سناریو نیز مانند بسیاری از پروژه‌های پیشین، به نتیجه عملی نرسیده است.

تغییر میدان نبرد؛ از جنگ سخت به جنگ شناختی

پس از ناکامی در مهار قدرت منطقه‌ای ایران از مسیر تحریم، تهدید نظامی و فشار دیپلماتیک، تمرکز دشمنان ایران به سمت جنگ شناختی و اجتماعی تغییر کرده است. در این الگو، به‌جای رویارویی مستقیم، تلاش می‌شود با اثرگذاری بر افکار عمومی، انسجام داخلی کشور هدف تضعیف شود.
رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی و برخی اندیشکده‌های غربی، طی ماه‌های اخیر به‌طور مکرر بر «ناآرامی داخلی» و «بحران اجتماعی» در ایران مانور داده‌اند؛ تصویری که با واقعیت‌های میدانی فاصله قابل توجهی دارد.

تمرکز بر اقلیت‌ها؛ سناریویی قدیمی با بسته‌بندی جدید

یکی از محورهای اصلی این پروژه، بزرگنمایی مطالبات قومی و محلی و پیوند دادن آن به جریان‌های تجزیه‌طلب است. طراحان این سناریو تلاش دارند مطالبات طبیعی و محدود اجتماعی را به‌عنوان نشانه‌ای از فروپاشی انسجام ملی معرفی کنند.
اما تجربه نشان داده است که اکثریت اقوام ایرانی، نه‌تنها همراه پروژه‌های تجزیه‌طلبانه نیستند، بلکه این جریان‌ها را تهدیدی علیه امنیت و ثبات کشور می‌دانند.

نقش رسانه‌های خارجی و اپوزیسیون خارج‌نشین

بازوی اجرایی این پروژه، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و برخی چهره‌های سیاسی ساکن خارج هستند. این رسانه‌ها با بزرگنمایی تجمعات محدود، تولید اخبار جهت‌دار و تحلیل‌های اغراق‌آمیز تلاش می‌کنند فضای کشور را ملتهب نشان دهند.
با این حال، داده‌های میدانی و واکنش جامعه نشان می‌دهد که فراخوان‌های این جریان‌ها، پایگاه اجتماعی مؤثری در داخل کشور ندارد و اغلب در سطح شبکه‌های اجتماعی باقی می‌ماند.

چرا پروژه آشوب شکست خورد؟

کارشناسان چند دلیل اصلی برای ناکامی این سناریو برمی‌شمرند: • هوشیاری افکار عمومی نسبت به اهداف پشت‌پرده جریان‌های تجزیه‌طلب؛ • نبود رهبری و سازمان‌دهی مؤثر در میان گروه‌های معارض؛ • مدیریت میدانی نهادهای مسئول در کنترل ناآرامی‌های محدود؛ • و مهم‌تر از همه، حفظ انسجام ملی در بزنگاه‌های حساس.
این عوامل باعث شده «سلاح پنهان» مورد ادعای رسانه‌های معاند، در عمل کارایی لازم را نداشته باشد.جنگ روانی بدون دستاورد
آنچه امروز تحت عنوان «پروژه بی‌ثبات‌سازی ایران» از سوی برخی محافل صهیونیستی تبلیغ می‌شود، بیش از آنکه یک راهبرد مؤثر باشد، تلاشی رسانه‌ای برای جبران شکست‌های راهبردی در منطقه است. جامعه ایران، هرچند منتقد و مطالبه‌گر، اما در برابر سناریوهای آشوب‌طلبانه و تجزیه‌محور، موضعی روشن و بازدارنده داشته است.