طی طریق و سلوک، عزم و اراده میخواهد. عزم برای شروع حرکت، لازم است اما برای ادامه مسیر، ضرورتی صدچندان دارد. در ابتدای راه و صعود به سمت قله، همه کاروان، پرانرژی، شاداب و همراهند اما هر چه بالاتر میرویم؛ گرد خستگی و حتی پشیمانی بر چهره برخی مینشیند. گلایهها آغاز میشود و کمکم ساز جدایی بعضی اعضای گروه، کوک میشود. اوج هنرمندی، این است که همه آنان که در کوهپایه همقسم شدند برای فتح قله، بر فراز آن سیمرغوار بدرخشند ولی نباید واقعیتها را نادیده گرفت. برخی آدمِ فتح نیستند؛ قعود را به قیام ترجیح میدهند و به تفضیل الهی مجاهدان بر قاعدان، کاری ندارند.
تعارف نداریم صدای نفسنفس زدن باارادهها هم میآید؛ اما اتفاقا این شیرینترین نشانه نزدیکی به قله است. وقتی عرق بر پیشانی باتجربهها و راهرفتهها مینشیند یعنی دامنهها سپری شده و با زاویه تند، داریم به قله میرسیم. وعده الهی همین است که «من صبر ظفر؛ هرکه صبر پیشه کند پیروز میشود» نمیشود ملتی سالها بر طریق هدایت و ولایت، راه رفته باشند و دست خالی برگردند. ببینید امیرمؤمنان علیهالسلام چگونه لب به گلایه و شکایت از مردم عصر خود گشودند و ببینید فرزند ایشان چگونه تمجید میکنند از مردم عصر خودشان. این یعنی مردم ما خیلی پیش رفتهاند و خیلی آماده شدهاند.
باید ترسید و باید امیدوار بود. باید ترسید از اینکه مبادا در آستانه رسیدن از کشتی نجات پیاده شویم یا هم-قطارانمان کم بیاورند و از آن فوز عظیم جا بمانند و باید امیدوار باشیم که طوفانها و تلاطمها بالاخره آرام میگیرد و آنان که صبوری کردهاند طعم شیرین وصال را هم خواهند چشید.
فتن آخرالزمان، حکم غربال دارد و ما باید اولا مراقب خودمان باشیم و از نفسمان در برابر تیرهای سهمگین و زهرآلود پیوسته روزگار و اولیاء شیطان حفاظت کنیم و ثانیا تا جایی که توان داریم دست افراد بیشتری را بگیریم که نکند بلغزند یا شل شوند و از ادامه سیر و سلوک، منصرف گردند.
برخی متأسفانه گمان میکنند آنها هم باید نقش غربال را بازی کنند و بهجای اینکه دستگیر باشند، دست آنان که به کمک نیاز دارند را کوتاه میکنند تا سقوط کنند. در زمانه شدت فتن، تظاهر زمان، کثرت عدو و قلت عدد ما، باید مراقب یکدیگر باشیم. اجازه ناامیدی و کمآوردن به احدی ندهیم. ما وقتی پیروزیم که «ما» بمانیم.
مسعود پیرهادی