حسن رشوند طی یادداشتی نوشت:
در همه نظامهای سیاسی، امنیت، انتظار نخست انسانها از حکومت است که با گذشت زمان نه تنها از اهمیت آن کاسته نشده بلکه با توجه به پیچیدگی زندگی مدرن بشر، روز به روز بر اهمیت آن افزوده شده و ابعاد گسترده و متنوعی یافته است. فیلسوفانی که دغدغه عدالت داشتهاند، آن را شرط ضروری عدل دانستهاند و کسانی که به رفاه میاندیشیدهاند، آن را عامل اصلی آسایش بشر شمردهاند و آنان که بر توسعه سیاسی یا اقتصادی تکیه کردهاند، امنیت را عامل اساسی آن تلقی کردهاند و همه آنها، از فلاسفه گرفته تا کسانی که برای حاکمیت ارزشهای معنوی یک جامعه تلاش میکنند، امنیت را مقدمه واجب برای یک حکمرانی سالم میدانند. از رئالیستها (واقعگرایان) تا لیبرالیستها (آرمانگرایان) تا سازهانگاران و حتی مکاتب انتقادی، وقتی سخن از امنیت میشود، هیچگاه اصالت آن را مورد سؤال قرار نمیدهند و بلکه در اتخاذ شیوههای تامین آن سخن میگویند.
با این وجود نگاه به امنیت در اسلام بسیار عمیقتر از مکاتب دیگر رخ نمایانده است تا آنجا که کلماتی با ریشه امن ۷۸۹ بار در قرآن کریم تکرار شده است و پیوند ناگسستنی این اصطلاح با نفس کلماتی همچون اسلام، ایمان و مؤمن، حاکی از اهمیت فوقالعاده این مفهوم در مبانی دینی ما دارد. خداوند در قرآن کریم آنجا که میفرمایند: «و امنهم من خوف» یکی از بزرگترین نعمتهای خود را نعمت امنیت به شمار میآورد و آن را به رخ آن مردمی که مخاطب این معنا بودند، میکشد. قطعا از همین منظر است که پیامبر مکرم اسلام(ص)، میفرمایند:«النعمتان مجهولتان، الصحه و الامان» دو نعمت است که مورد قدر ناشناسی و ناسپاسی است. یکی نعمت امنیت و دیگری نعمت سلامتی است.یا امیر سخن علی بن ابیطالب میفرمایند: «لا نعمه اهنا من الامن» هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد.
با توجه به این اهمیت است که میتوان گفت؛ آنچه در طول یک هفته ناامنی و اغتشاش، تخریب اموال عمومی و شخصی و تعرض به جان مردم به فجیعترین حالتی که صورت گرفت، ناشی تعمد تخطی از امنیت یا عدم فهم این موضوع مهم بوده است.
۱-اینکه رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی در ۱۵ مهر ۱۳۸۳ میفرمایند: «امنیت... برای زندگی مردم و یک جامعه، گاهی از نان شب واجبتر و مهمتر است و خداوند متعال در قرآن کریم در مقام ذکر نعمتهای بزرگ خود به جامعه، میفرماید: «الّذی اطعمهم من جوع و امنهم من خوف»؛ یعنی گرسنگی و ناامنی در مقابل امنیت و راحتی و رفاه قرار دارد؛ اینها دو عنصر مقابل و مهمند.» نشان از اهمیت این موضوع دارد.
اکنون که با نگاه تاملبرانگیز به یک هفته اعتراضات مردمی درخصوص گرانیها و به دنبال آن تبدیل اعتراضات کسبه به یک بحران امنیتی و ریخته شدن خون تعداد زیادی از افراد بیگناه و تخریب اموال عمومی و شخصی مردم مینگریم، درک بهتری از این آیه قرآن کریم و اینکه امنیت برای زندگی مردم گاهی از نان شب واجبتر است، میرسیم. چراکه اگر امنیت مردم به مخاطره بیفتد نه تنها کسب و کارآنها از بین خواهد رفت بلکه جان آنها نیز در معرض خطر ناامنی کسانی قرار خواهد گرفت که نه نانی برای مردم میخواهند نه امنیت و آرامش برای آنها.
امنیت یکی از اساسیترین و اصلیترین نیاز یک ملت و یک کشور است. معظمله در جمع فارغالتحصیلان پلیس در ۱۸ مهر ۱۳۷۹ میفرمایند:«مهمترین مشکل برای یک کشور وقتی به وجود میآید که در محیط کار، در محیط زندگی، در محیط تحصیل و در فضای عمومی جامعه، مردم احساس امنیت نکنند. اینجاست که مغزهای فعال، دستهای توانا و سرانگشتان ماهر،هیچ یک نخواهند توانست مسئولیت مهمی را که هر کدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضای امنیت است که هم تلاش علمی، هم تلاش اقتصادی، هم روحیه و نشاط و هم همه فعالیتهای یک کشور میتواند بهدرستی برنامهریزی شود و با دقت دنبال گردد و به نتایج خود برسد.»
۲- وقتی حوادث تلخ اغتشاشات سال ۱۳۹۸ در پی افزایش قیمت بنزین رخ داد رهبر حکیم انقلاب در ابتدای درس خارج فقه بار دیگر کانون توجه را به مبحث مهم امنیت سوق دادند و فرمودند:«ناامنی بزرگترین مصیبت برای هر کشوری است، برای هر جامعهای است، اینها قصدشان این است. شما ملاحظه کنید در این دو روز تقریباً یعنی دو شب و یک روزی که از این قضایا گذشته همه مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند، از خانواده منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعه خبیث و جنایتکار منافقین، اینها دارند مرتباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق میکنند، ترغیب میکنند که این شرارتها انجام بگیرد. من عرضم این است؛ هیچ کس به این اشرار کمک نکند، هیچ انسان عاقل و شایستهای که به کشور خودش علاقهمند است، به زندگی راحت خودش علاقهمند است، به اینها نباید کمک بکند؛ اینها اشرارند، این کارها کار مردم معمولی نیست.» این سخن رهبری معظم انقلاب، حکایت از این منطق قوی دارد که امنیت رکن اساسی برای اداره یک کشور و حکمرانی سالم در آن است. طبیعی است وقتی دشمن هویت ملت و امنیت کشوری را نشانه میرود، باید بپذیریم که تهدیدات هویتی، مرجع اساسی ناامنی خواهد بود و برخلاف آن، پیوستگی و اتحاد میان یک ملت اولین ابزار تحقق امنیت خواهد بود. بنابراین در چنین جامعهای باید نسبت به هر آنچه که زمینهساز ناامنی میشود و به نوعی هویت انسجام یافته و همبستگی ملت را خدشهدار میکند،حساس بوده و با آن مقابله کرد.
۳- یکی از بحثهای مهم در موضوع تهدیدات «الگوی تحلیل فضائی» است.در الگوی تحلیل فضائی ما با چهار سطح تحلیل مواجه هستیم.سطح فردی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی سطوح چهارگانهای است که یک تحلیلگر باید پدیدههای مورد نظر را بر اساس آن تحلیل کند.فضای فردی به حوزهای اطلاق میشود که در آن پدیدهها تحت تاثیر شاخصههای شخصی همچون؛ علائق و سلیقهها تعریف و تحلیل میشوند. پدیدههایی که در حوزه فردی قرار میگیرند از حیث مدیریت تحت کنترل قدرت رسمی نیستند.یعنی ساختار قدرت رسمی نمیتواند با توسل به ابزاری که دارد فرد را در انقیاد مطلق خود در آورد. به تعبیری هرچقدر چاقوی قدرت رسمی در این حوزه ضعیف است، چاقوی قدرت غیر رسمی و اخلاق در اینجا کارایی دارد. پیامبر اسلام(ص) یا حضرت امام(ره)با ابزار اخلاق بود که توانستند فتح قلوب کنند و افراد را به سمت خویش بکشانند. بنابراین اخلاق حاکمان و مسئولان در حوزه فردی خیلی تاثیرگذار است و میتواند مبنای محکمی در جذب مردم به حاکمیت باشد و یا آنها را از دایره تهدید برای حاکمیت دور کند. باید بپذیریم آنچه در طول حیات انقلاب اسلامی شاهد آن بودیم این بوده که به جز امامین انقلاب که کلید واژه سخنان آنها همواره مردم بوده و مسئولان را به همراهی با مردم و شنیدن حرف آنها توصیه میکردند، کمتر مسئولانی بودندکه به خواستهها و مطالبات این سطح از جامعه توجه داشتهاند.
بیتوجهی به سطح فردی در الگوی تحلیل فضائی، منجر به حرکت آنها به سطح دوم یعنی« اجتماعی» میشود. فضای اجتماعی به حوزهای اطلاق میشود که در آن پدیدهها درون شبکه روابط اجتماعی قرار گرفته و بهطور مشخص با منافع بازیگران سلبی یا ایجابی ارتباط برقرار میکند.هنر حاکمیت باید آن باشد که پدیدهها را در حوزه فردی با ارتباط مستحکمی که با آحاد جامعه برقرار میکند در اختیار داشته باشد که لازمه چنین ارتباطی اخلاق محوری و فتح قلوب خواهد بود ولی اگر سطح فردی از دایره اختیار و نگاه حاکمیت فاصله گرفت نباید فراموش کرد که پدیدهها در سطح اجتماعی با جامعه بزرگتر و مطالبات بیشتری رخ مینماید و طبیعی است که در این سطح حاکمیت با چالشهایی روبهرو خواهد شد که نیازمند فراست و تلاش بیشتراست.
سطح سوم در الگوی تحلیل فضائی «سیاسی» است که معمولا مدیریت پدیدهها در سطح سیاسی سخت و هزینهزا خواهد بود. در سطح سیاسی غالبا مطالبات از چهارچوبهای منطقی خود خارج شده و در صحنه بروز بیرونی با شعارهای ساختارشکنانه مواجه میشود. به ویژه اینکه در جامعهای همچون ایران که احزاب و گروههای سیاسی کنترلی بر افکار عمومی ندارند و برای فعالیتهای سیاسی که جامعه را به سمت آن هدایت میکنند نمیخواهند هزینهای پرداخت کنند این مشکل بیشتر بروز میکند.در همین قضایای اخیر اغتشاشات دیدیم در زمانی که اصناف به خیابانها آمده و صرفا با شعارهای آرام، مطالبات صنفی و مشکلات بیثباتی قیمتها را مطرح میکردند، روزنامهها و پایگاههای خبری برخی احزاب بر طبل تحریک معترضان با تیترهای تند میکوبیدند و نه تنها بهدنبال ایجاد آرامش در جامعه معترض نبودند بلکه بنزین بر آتش افروخته شده دشمنان قسم خورده این ملت میریختند.با توجه به همین وضعیت است که میتوان گفت مدیریت فضای سیاسی به مراتب سختتر از فضای اجتماعی است.حاکمیت تا جایی که میتواند نباید بگذارد پدیدهها از سطح فردی به سطح اجتماعی و سیاسی کشانده شود.
۴- اما سختترین و خطرناکترین سطح تحلیل فضائی «سطح امنیتی» است. اگر پدیدهای سه سطح پیش گفته را پشت سر بگذارد و به سطح امنیتی یعنی آن چیزی که در روزهای گذشته در فضای اغتشاشات در کشور شاهد آن بودیم برسد، باید بدانیم که دیگر تنها ابزار هدایت و کنترل آن گفتوگو و تعامل با عوامل صحنه اغتشاش نیست و در اینجا حاکمیت برای تفکیک «معترض» از «مهاجم» به اموال و جان مردم ناچار در بهکارگیری از قوه قهریه است.قطعا هیچ حکومتی تمایل به استفاده از این قوه برای ایجاد امنیت در جامعه نیست و به طریق اولی جمهوری اسلامی که هدفش تالیف قلوب و رسیدن به آرمانهای بلند انقلاب اسلامی است، همواره پرهیز داشته که از این ابزار برای ایجاد امنیت استفاده کند. ولی از آنجا که برای ایجاد آرامش باید چشم فتنه را کور کرد چه در فتنه ۸۸ پس از ۷ ماه تحمل ناآرامیها، چه در فتنه ۹۶ و ۹۸ و چه در فتنه آمریکایی- صهیونیستی اخیر آن هم با وجود خویشتنداری نیروهای امنیتی پس از دو روز جرم و جنایت تروریستهای داعشی صهیونیستی و تقدیم صدها شهید با دستان خالی و بدون استفاده از قوه قهریه، باید تهدید امنیتی از سر این ملت دور میشد که به فضل الهی و با همراهی ملت بزرگ ایران دور شد و مکر دشمنان به خودشان بازگشت.