جنگ آب و آتش

​​​​​​​در فضای رسانه‌ای و حتی در برخی تحلیل‌های رسمی، این سؤال تکرار می‌شود که «جنگ می‌شود؟». گویی جنگ یک اتفاق دفعی است که یا رخ می‌دهد یا رخ نمی‌دهد. اما اگر از منطق قرآنی، روایی و بیانات رهبران انقلاب به مسئله نگاه کنیم، باید گفت: جنگ نه‌تنها می‌شود، بلکه هست. منتها نه الزاما با تانک و توپ، بلکه در لایه‌ای عمیق‌تر، مستمرتر و پیچیده‌تر.

قرآن کریم به صراحت می‌فرماید:

«وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا»؛

آن‌ها دست از جنگ با شما برنمی‌دارند، اگر بتوانند، تا شما را از دینتان برگردانند. (بقره/۲۱۷)

این آیه، تحلیل راهبردیِ دشمن است، نه توصیف یک نبرد مقطعی. جنگ، یک وضعیت دائمی است؛ مادامی که تقابل ایمان و کفر برقرار است.

امام خمینی(ره) بارها هشدار دادند که «آمریکا شیطان بزرگ است»؛ نه از سر شعار، بلکه به‌عنوان یک تعریف ماهوی. شیطان، اهل همزیستی نیست. شیطان، اهل اغوا، نفوذ و براندازی تدریجی است. مقام معظم رهبری نیز همین خط تحلیلی را ادامه دادند و فرمودند: «بعضی‌ها می‌گویند آقا، دشمن‌تراشی نکنید؛ نه، ما دشمن‌تراشی نمی کنیم؛ ما همین حرف پیغمبر و حرف خدا و حرف توحید را بر زبان می‌آوریم و خود همین گفتن، یک عده دشمن به وجود می‌آورد. دشمن، به خاطر ایجاد حرکت توحیدی دشمن می‌شود. رفع دشمنیِ او هم به این است که شما دست از حرکت بردارید و برگردید به همان چیزی که آنها می‌خواهند، یعنی عبودیت طاغوت، پیروی طاغوت و مانند اینها؛ آمریکا این توقع را از ما دارد.» این یعنی مسئله، رفتار مقطعی نیست؛ هویتی است.

رابطه ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی، رابطه آب و آتش است. نه به این معنا که گفت‌وگو یا تماس دیپلماتیک فی‌نفسه حرام است، بلکه به این معنا که این دو منطق، در نهایت کنار هم نمی‌مانند. آب اگر آب بماند و آتش اگر آتش، یکی دیگری را نفی می‌کند. یا آب از بین می‌رود، یا آتش. سازش پایدار، توهم است.

جنگ امروز، جنگ روایت‌هاست، جنگ اقتصاد است، جنگ اراده‌هاست. 

تحریم، یک گلوله است؛ رسانه، یک موشک است؛ تحریف، یک بمب خوشه‌ای است. دشمن وقتی از «گزینه نظامی روی میز» حرف می‌زند، اغلب منظورش همین جنگ ترکیبی است؛ جنگی که سال‌هاست آغاز شده و ما در دل آن زندگی می‌کنیم.

در منطق الهیاتی اسلام، صلح مطلوب است، اما نه به قیمت ذبح حقیقت. قرآن می‌فرماید: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»؛ اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز بپذیر. اما همین قرآن هشدار می‌دهد که فریب نخورید و هوشیار باشید. صلح، وقتی معنا دارد که طرف مقابل، جنگ را ابزار دائمی خود نداند.

پس مسئله این نیست که بترسیم و بگوییم جنگ می‌شود یا نمی‌شود. مسئله این است که بفهمیم در چه نوع جنگی هستیم و متناسب با آن، عقلانی، مردمی و ایمانی عمل کنیم. ملتی که بداند در جنگ است، غافلگیر نمی‌شود؛ و ملتی که منطق دشمن را بشناسد، تسلیم لبخند او نمی‌شود.

جنگ هست. اما اگر مؤمنانه، هوشمندانه و با اتکال به وعده الهی بایستیم، پایان این جنگ، به‌نفع جبهه حق خواهد بود:

«إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا».

مسعود پیرهادی