مواضع امام شهید درباره مجوز مذاکره

محسن مهدیان، مدیر مسئول روزنامه همشهری در تلگرام نوشت: برخی گویا به اسم مذاکره حساسیت دارند البته حق دارند بجهت سابقه برجام. از سویی ممکن است برخی سیاسیون و گروه‌ها از بیخ و بن با مذاکره باآمریکا مخالف باشند؛ اشکالی هم ندارد. اما موضع رهبر شهید انقلاب این نبود.

روشن است که بحث "مجوز" مذاکره، غیر از بحث "محتوای" مذاکره است. مطالبه درباره محتوای مذاکره امر دیگری است.

سؤال ساده این است: رهبری شهید فرمودند مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست؛ پس چرا مذاکره می‌کنیم؟

پاسخ را باید با یک سؤال دیگر آغاز کرد: مگر رهبر انقلاب نفرمودند مذاکره شرافتمندانه نیست؟ پس چرا در دوره خودشان مجوز مذاکره دادند؟ چرا تائید کردند؟ سؤال دقیق‌تر این است که این دو چطور با هم جمع می‌شوند؟

گزاره اصلی این است: رهبر انقلاب هیچ‌وقت مذاکره «بای نحو کان» را رد نکردند. اما بسامد مخالفت ایشان با مذاکره بسیار بیشتر است. چرا؟

چون در چهار دهه گذشته، مذاکره عمدتا از سوی جریان غرب‌زده، که اتفاقاً در حاکمیت هم حضور داشته، به‌عنوان راه‌حل نهایی مشکلات کشور معرفی می‌شد. در برابر این نگاه، امام جامعه تأکید می‌کرد راه اصلاح مشکلات، مقاومت و قوی‌شدن است؛ نه مذاکره.

اما امام شهید کجاها مجوز مذاکره دادند؟

بررسی سخنان ایشان حداقل پنج جهت را نشان می‌دهد:

یکم.

مذاکره با هدف دفع شر آمریکایی‌ها.

"ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی دربارهی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند." ۱۹/۱/۹۲

جای دیگر می فرمایند:

" گاهی دشمنان موانعی [برای پیشرفت] ایجاد میکنند. بله، عاقلانه است که انسان برود با تدبیر، این موانع را برطرف کند، امّا به دشمن اطمینان نمیشود کرد" ۱۱/۵/۹۵

دوم.

مذاکره در مورد خاص.

" ما نسبت به مسائل عراق بی تفاوت نیستیم و مسئولین ما می‌خواهند با مسئولین آمریکایی بنشینند و این مسئولیت را به آنها یادآوری کنند." ۲۶/۲/۸۶

یا:

" مسئولین ما و هیئت مذاکره‌[ کننده‌ی‌] ما و دولت ما همه‌ی تلاششان را دارند میکنند که حربه‌ی تحریم را از دست دشمن خارج کنند." ۱۹/۱۱/۹۳

سوم.

مذاکره برای تجربه‌آموزی.

"من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضرری نمیکنیم. یک تجربه‌ای در اختیار ملّت ایران است، این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد."۱۱/۸/۹۲

چهارم.

مذاکره برای انتقال منطق ایران به دنیا.

"با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود." ۲۰/۱/۹۳

و اما پنجم؛

در شرایط برتری ایران.

"بله، آن‌وقتی که جمهوری اسلامی از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فرهنگی، به آن اقتداری که ما در نظر گرفته‌ایم برسد، آنجا برود مذاکره کند؛ حرفی نیست". ۲۲/۵/۹۷

و اینجا:

"مذاکره باید از موضع قدرت و قوّت باشد." ۲۷/۱۲/۸۰

حتی تصریح می‌کنند: به مذاکره نه باید خوشبین بود و نه حتی بدبین.

درجائی مسیر حرکت مذاکره را هم تائید کردند: در گام‌های اول تصمیم کشور به مذاکره خوب کار شده است، بعد از این هم باید با دقت حرکت کرد ضمن اینکه خطوط قرمزی برای ما و برای طرف مقابل کاملاً روشن است.

۲۶/۱/۱۴۰۴

با این مقدمه می‌توان گفت ما وارد دوره جدیدی از مذاکره شده‌ایم؛ دوره‌ای که همه پنج دلیل پیشین را در خود دارد: دفع شر، مورد خاص، تجربه‌آموزی و اتمام حجت، و انتقال منطق جمهوری اسلامی و اقتدار ناشی از پیروزی میدان. اما یک مسئله تازه هم اضافه شده است: امروز باید پیروزی‌های میدان را روی میز مذاکره تثبیت کرد.

امروز به‌واسطه پیروزی جمهوری اسلامی در میدان و خیابان، شکل میز مذاکره، ادبیات گفت‌وگو و جایگاه مذاکره‌کننده ایرانی تغییر کرده است. مذاکره‌کننده از موضع برتر سخن می‌گوید و آمریکا در وضعیت استیصال قرار دارد. دریوزگی او برای مذاکره و توافق را حتی رسانه‌های غربی و آمریکایی نیز تصریح کرده‌اند.