تنگهای تاریخی که گاهی هوای آن مهگرفته میشود و عرض آن بین 56 تا 180 کیلومتر متغیر است، امروز به یکی از پیچیدهترین معادلات جهان تبدیل شده است. ایران با این اهرم فشار بزرگترین و نیرومندترین ارتش جهان را دچار چالش بیسابقهای کرده است. متحدان اروپایی آمریکا با اولویت مقابله با روسیه در اوکراین، توان تحمل بار جنگ دیگری در جهان نداشتند و در کارزار فشارهای نظامی ترامپ علیه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز همراهی نکردند؛ حالا ترامپ امروز بعد از حتی حصول توافقی هرچند متزلزل با ایران که بنا بود عبور و مرور از این تنگه با ترتیبات ایرانی انجام شود، به نتیجه نرسید، به کارزار نظامی تنهای خود برگشت. در این شرایط باید ببینم ترامپ چرا شکست خورده و آیا بیمهری اروپاییها نسبت به او، به سود ایران خواهد بود؟
چرا ترامپ تا اینجا شکست واقعی و تاریخی خورده است؟
حملات مجدد ترامپ به نقاط مختلف در ایران؛ تهدید حمله به زیرساختهای حیاتی ایران و درنهایت محاصره دریایی؛ یک روی تصویری از شکست توافقی است که خود حاصل شکست در تمامی این راهبردهای نظامی بود. اما روی دیگر تصویر چنین وضعیتی تنها تکرار حلقه شکست راهبردهای نظامی محدود آمریکا علیه مقاومت و کارت تنگه هرمز ایران نیست، روی دیگر آن صحبت جدید ترامپ برای دریافت هزینه از کشتیها توسط آمریکا است که ادعا دارد کشتیرانی امن آنها را در تنگه هرمز تامین میکند.
این یک شکست تاریخی برای آمریکا است وقتی که این نکات را مرور کنیم، اول آنکه، چندی پیش مارکو روبیو، وزیر خارجه در سفر خود برای شرکت در نشست شورای همکاری خلیجفارس گفت نباید مدیریت تنگه هرمز توسط ایران و دریافت عوارض ادامه پیدا کند. استدلال روبیو برای این بود که چنانچه این رفتار ایران ادامه پیدا کند و تبدیل به الگو شود، برای آمریکا فاجعه بهبار خواهد آورد. گویی که او از یک «تهدید وجودی» برای راهبردهای کلان آمریکا پرده برداشت چرا که اشاره ضمنی او از الگو شدن چنین رفتاری، مشخصا چین و تنگه تایوان بود. ولی حالا رییس دولتش عینا رفتار ایران را تکرار میکند و این ادعاها و وجاهت آمریکا را درخصوص آزادی کشتیرانیها در آبراهههای حیاتی بینالمللی زیر سوال میبرد. اما این «تهدید وجودی» برای آمریکا فراتر از رقابتهای امروز با چین است؛ هویت و ریشه تاریخ نظامی و برتری دریایی آمریکا را باید در مبارزات طولانی آن در قرنهای نوزدهم و بیستم در جنگهای دردیاییش با بریتانیا با هدف تثبیت آزادی کشتیرانی در سراسر اقیانوسها جستوجو کرد. فرید زکریا، یکی از نظریهپردازان واقعگرایی نوکلاسیک و کارشناس مطرح سیانان بعد از اعلام آتشبس، آن را یک شکست بزرگ آمریکا دانست چرا که در نهایت آمریکا در تامین این امر دیرینه، یعنی آزادی کشتیرانی، در سنت سیاستخارجی خود ناکام مانده بود و بدون مشخص شدن وضعیت نهایی تنگه؛ در ماه آوریل تن به آتشبس داد. هرچند ادعای عجیب ترامپ برخلاف سنت سیاستخارجی کشورش در دریافت عوراض از کشتیها شاید ناشی از عصبانیت او در تنها ماندن از سوی اروپاییها در کارزار نظامیش علیه ایران باشد، ولی موضوعی که باید با احتیاط آن را بررسی کرد این است که این اختلافها امروز حول چه اموری میچرخد و میتواند به نفع ایران تمام شود.
غربیها بر خلاف اختلاف خود، چه چیزی را مشترکاً دنبال میکنند؟
معامله تنگه هرمز امروز برای ایران در پیروزی نظامی و افزایش قدرت چانهزنی آن در مذاکرات بر کسی پوشیده نیست، هرچند تبعات اقتصادی از اقدامات تلافیجویانه آمریکا نظیر محاصره دریایی و مدیریت روابط با همسایگان و جلوگیری از ائتلافسازی بینالمللی، اضلاع پرخطر راهبرد ایران در قبال تنگه هرمز هستند. اما هوشیاری اصلی فراتر از معاملات نظامی و سیاسی لازم است. چنانچه در بهینهترین حالت این اضلاع خطرناک با احتیاط کامل مدیریت شوند؛ توطئه جایگزینی مسیرها دیگر برای دور زدن تنگه هرمز نباید از نظر دور داشت. گزارشها حاکی است که علاوه بر تلاشهای امارات و عربستان برای ساخت و توسعه خطوط لوله انتقال انرژی، آمریکا با عراق و سوریه هم به دنبال احیای یک خط لوله قدیمی 500مایلی از کرکوک به بندر بانیاس در سواحل مدیترانه است. وزیر خارجه فرانسه هم چند روز پیش، پس از سفر ماکرون به دمشق از طرح مشابهی با همکاری عراق خبر داده است. این طرحها امروز مشخصا با هدف «دور زدن تنگه هرمز» اعلام میگردند.
کارزارهای نظامی برای بازگرداندن تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ اگر در ظاهر حول اختلاف و دلخوری میان ترامپ و متحدانش در ناتو میگذرد اما تلاش برای جایگزینی این آبراهه حیاتی با مهندسیهای ژئوپولیتیکی در منطقه، احتمالا در همکاری یا رقابت میان غربیها به صورت مشترک دنبال میشود.