در جهان امروز، جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد. گلولهها که خاموش میشوند، میدان نبرد تغییر میکند و دوربین، میکروفن و قلم جای سلاح را میگیرند. یکی از مهمترین عرصههای تقابل، میدان افکار عمومی است؛ جایی که دشمن با سرمایهگذاری گسترده رسانهای و عملیات روانی میکوشد بر ذهن جامعه اثر بگذارد، واقعیتها را تحریف کند و روایت خود را جایگزین حقیقت سازد.
از همین رو، رهبرشهید انقلاب بارها بر ضرورت عملکرد قویتر و هوشمندانهتر در عرصه تبلیغات و رسانه تأکید کردهاند و نقش خبرنگاران را در ماندگار کردن لحظههای تاریخی، نقشی تعیینکننده دانستهاند. اگر دوربین و قلم خبرنگار نباشد، بسیاری از رخدادها ثبت نمیشوند و آنچه امروز واقعیت است، ممکن است فردا در هیاهوی روایتهای رقیب به فراموشی سپرده شود.
خبرنگار در این میدان، صرفاً گزارشگر خبر نیست؛ مرزبان حقیقت و حافظ حافظه تاریخی ملت است. اگر روایت درست بهموقع ثبت و منتشر نشود، خلأ ایجادشده را روایتهای تحریفشده پر خواهند کرد. تحریف تاریخ، بمبی بیصداست که میتواند حافظه یک ملت را هدف قرار دهد؛ بیآنکه صدای انفجاری شنیده شود.
جنگ اخیر نیز نشان داد که دشمن از «روایت درست» به اندازه میدان نظامی هراس دارد. تلاش برای خاموش کردن رسانهها و جلوگیری از ثبت و انتشار واقعیتها، نشان میدهد که تصویر و گزارش صادقانه میتواند دیوار عملیات روانی را فرو بریزد. در همین چارچوب، بزرگنمایی برخی رخدادها برای پوشاندن ناکامیها و کوچکنمایی دستاوردهای طرف مقابل، بخشی از همان جنگ پنهانی روایتهاست؛ جنگی که در آن، واقعیت و تصویری که از واقعیت به افکار عمومی ارائه میشود، با یکدیگر رقابت میکنند.
اما وظیفه رسانه داخلی تنها مقابله با روایت دشمن نیست؛ رسانه باید از گرفتار شدن در دام روایتسازی دشمن نیز جلوگیری کند. تبیین، پاسخ به مغالطهها و روشنگری باید جای جنجالآفرینی و پرداختن افراطی به مسائل فرعی را بگیرد. رسانه وطندوست، رسانهای نیست که ضعفها را پنهان کند؛ بلکه رسانهای است که نقد و مطالبهگری را به ابزاری برای تضعیف وحدت و امنیت ملی تبدیل نمیکند.
در همین راستا، هشدار درباره عملیات رسانهای دشمن برای خدشه به وحدت ملی، یک مسئولیت مهم را متوجه رسانههای داخلی میکند: نباید ناآگاهانه به تکمیل پازل رسانهای دشمن کمک کرد. اختلاف دیدگاه سیاسی و فکری طبیعی است، اما تبدیل اختلافها به شکاف اجتماعی و برجستهسازی نقاط ضعف به شکلی که خوراک عملیات روانی دشمن شود، میتواند هزینهای فراتر از یک خطای رسانهای داشته باشد.
از سوی دیگر، مسئولیت فقط بر دوش تولیدکنندگان خبر نیست؛ مخاطب نیز باید در برابر رسانههای مغرض، سواد رسانهای و نگاه انتقادی داشته باشد. همانگونه که تأکید شده، گوش و ذهن جامعه نباید بدون بررسی و با اعتماد سادهانگارانه در اختیار رسانههایی قرار گیرد که سابقه خصومت با منافع ایران دارند.
امروز مسئله فقط «خبر» نیست؛ مسئله مالکیت روایت است. مشکل بشر کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل، تشخیص حقیقت در میان انبوه اطلاعات است؛ کسی که روایت را در اختیار دارد، تا حد زیادی تعیین میکند یک ملت چگونه گذشته خود را به یاد بیاورد، حال خود را بفهمد و آیندهاش را تصور کند.
بنابراین روز خبرنگار، روز یادآوری یک مسئولیت تاریخی و تجدید عهد با قلم است. خبرنگار باید دقیق ببیند، صادقانه روایت کند، مغالطه را بشناسد، در دام هیجانسازی نیفتد و در برابر تحریف بایستد؛ بتواند میان واقعیت و شایعه، خبر و تبلیغ، سند و ادعا، تحلیل و عملیات روانی مرز ایجاد کند و آنقدر به حقیقت وفادار باشد که حتی در میان هیاهوی شبکههای اجتماعی، اسیر موج نشود.
روز خبرنگار، روز همه کسانی است که میدانند گاهی یک جمله میتواند تاریخ را حفظ کند؛ یک تصویر میتواند پردهای از تحریف را کنار بزند و یک گزارش صادقانه میتواند اجازه ندهد حقیقت، در هیاهوی جهان گم شود.
در جبهه جنگ روایتها، قلمِ خبرنگار سنگر حقیقت است؛ و هر روایت درست، تیری است بر دیوار تحریف؛ در این جبهه، سلاح خبرنگار نه گلوله، بلکه کلمه؛ نه موشک، بلکه تصویر؛ و نه قدرت تخریب، بلکه قدرت اقناع و روشن کردن حقیقت است. روزتان مبارک .