در سالهای اخیر و در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، همزمان با اجرای احکام اعدام درباره برخی محکومان جرایم سنگین، از جمله محکومان به افساد فیالارض، محاربه و جرایمی که به قتل و سلب امنیت عمومی انجامیدهاند، اتفاقی در حال شکلگیری است: پیوند خوردن اجرای حکم اعدام با صدای اذان صبح.
در یک سوی این ماجرا، برخی مخالفان اعدام و فعالان کارزار «نه به اعدام» از شنیدن اذان صبح با تلخی یاد میکنند؛ چراکه آن را یادآور اجرای احکام اعدام و حتی «آوای عزا به وقت سپیدهدم از گلدستهها» میدانند. در سوی دیگر، موافقان اعدام و اجرای عدالت نیز گاه با لحنی هیجانی از «انتظار برای اذان صبح» به عنوان زمان اجرای حکم فلان محکوم سخن میگویند.
فارغ از این دوگانه و جدال رسانهای، یک پرسش جدیتر وجود دارد:
آیا اساساً ضرورتی دارد که اجرای حکم اعدام با لحظه اذان صبح همزمان شود؟
این پرسش، نه به معنای دفاع از مجرم است و نه مخالفت با اصل مجازات اعدام.
قتل عمد، جنایتهای فجیع و جرایمی که در شرع و قانون برای آنها مجازاتهای سنگین پیشبینی شده است، بحث دیگری است. اگر حکمی پس از طی مراحل قانونی و قطعیت، لازمالاجرا شده باشد، اجرای آن نیز تابع قانون و مقررات مربوط خواهد بود.
بحث بر سر چیز دیگری است: میان «صبح» و «اذان» تفاوت وجود دارد.
در آییننامه نحوه اجرای احکام سالب حیات مصوب سال ۱۳۸۲، زمان اجرای حکم «اول طلوع آفتاب» تعیین شده بود، مگر آنکه دادگاه زمان دیگری را مشخص کند. بنابراین، حتی در همان مقرره نیز آنچه به عنوان زمان اجرا ذکر شده، «طلوع آفتاب» است، نه «اذان صبح».
پس اگر مبنای زمانی اجرای حکم، طلوع آفتاب است، چرا باید در افکار عمومی این تصور شکل بگیرد که گویی اذان، مقدمه یا نشانه اجرای اعدام است؟
حتی اگر در برخی موارد، زمان اجرای حکم با زمان اذان همزمان شده باشد، تکرار و برجستهسازی رسانهای این همزمانی میتواند بهتدریج یک تداعی ذهنی بسازد:
اذان صبح = اعدام
و این، فارغ از موضع سیاسی افراد، اتفاق مطلوبی نیست.
صدای اذان برای میلیونها مسلمان، دعوت به نماز و یادآور عبادت، معنویت و آغاز روز است؛ نه علامت اجرای حکم مرگ. اگر در اثر تکرار یک همزمانی رسانهای، صدای اذان در ذهن بخشی از مخاطبان با تصویر طناب دار و چوبه دار گره بخورد، آنچه آسیب میبیند نه اصل یک حکم قضایی، بلکه تجربه و تداعی ذهنی مردم از یکی از مقدسترین شعائر دینی است.
از همین رو، حتی اگر هیچ تغییری در اصل احکام اعدام مورد نظر نباشد، میتوان درباره زمانبندی اجرای آنها تأمل کرد.
اگر قرار است حکم در ساعات ابتدایی صبح اجرا شود، لزوماً ضرورتی ندارد اجرای آن دقیقاً با لحظه پخش اذان همزمان باشد.
این تفکیک میتواند به نفع همه باشد:
هم قانون اجرا شود؛هم اجرای یک مجازات قانونی، به حاشیه یک مناقشه رسانهای کشیده نشود؛و هم صدای اذان، بیش از این، در ذهن مخاطبان با تصویر مرگ و اعدام پیوند نخورد.
مسئله، دفاع از اعدام یا مخالفت با اعدام نیست.
مسئله این است که نباید اجازه دهیم یک همزمانی قابل اجتناب و غیرضروری، بهتدریج یک تداعی ناخواسته و ماندگار بسازد.
گاهی برای پاسداشت یک امر مقدس، لازم نیست وارد مناقشههای فرعی شویم؛ کافی است اجازه ندهیم تداعی نادرست و تکرارشوندهای پیرامون آن شکل بگیرد.
اذان، اذان بماند؛و اجرای حکم، اجرای حکم.