ادعای اسرائیل درباره کنترل عملیاتی علیالطاهر هنوز تأیید مستقل نشده و حزبالله نیز واکنش رسمی به آن نداشته است. همزمان، روایتهایی درباره حضور افسران سپاه در تونلهای این منطقه منتشر شد که میتوانست عملیات را از یک نبرد با حزبالله به نمایش «ضربه به ایران» تبدیل کند؛ روایتی که بعداً با اظهارنظر یک مقام ارشد اسرائیلی درباره نبود افسر یا مستشار ایرانی در تونلها با تردید مواجه شد.
اهمیت واقعی علیالطاهر اما در پیوند آن با کارنامه نتانیاهو در جنگ ایران است. جنگی که او با مشارکت ترامپ و با اهدافی فراتر از تخریب تأسیسات، از تضعیف توان هستهای و موشکی تا ضربه به قدرت منطقهای ایران، آغاز کرد ولی در آن ناکام ماند. اکنون در آستانه انتخابات اکتبر، این پرسش همچنان باقی است که دستاورد نهایی آن جنگ پرهزینه چه بوده است؟
از این منظر، علیالطاهر میتواند برای نتانیاهو «نماد جبرانی» باشد؛ تلاشی برای ساختن زنجیرهای از روایت پیروزی: ایران تضعیف شد، حزبالله عقب نشست و اسرائیل همچنان دست بالا را دارد. اما ادامه درگیریها در منطقه نشان میدهد ارتفاع نظامی الزاماً به پیروزی سیاسی تبدیل نمیشود؛ و اگر پاسخ روشنی برای نتایج جنگ ایران وجود نداشته باشد، علیالطاهر حتی اگر بخشی از روایتهای اسراییل درست باشد ممکن است بیش از آنکه نماد پیروزی باشد، هزینه و ناکامی جنگ با ایران را برای نتانیاهو مضاعف کند.