به گزارشافکارنیوز، حسن طوفانیان مهمترین مسئول خریدهای کلان نظامی دوره محمدرضا شاه در ۱۵ شعبان ۱۳۳۱ق / ۲۹ تیر ۱۲۹۲ش در تهران متولد شد. مادرش آمنه حاج شیخ علی عرب و پدرش میرزا مهدی در امامزاده یحیی تهران دکان خیاطی و پارچه فروشی داشت. اجداد طوفانیان سالها در منطقه تفرش، فراهان و آشتیان زندگی میکردند.
حسن طوفانیان در ۳ مرداد ۱۳۰۵ دوره ابتدائی را در مدرسه ترقی به پایان رساند. تحصیلات متوسطه را در مدرسه ادب و دارالفنون طی نمود و در تیر ماه ۱۳۱۲ موفق به اخذ دیپلم علمی با معدل ۷/۱۳ شد. وی مدرسه طب را نیمه کاره رها کرد و در ۱۹ دی ۱۳۱۲ به خدمت ارتش درآمد و در مهر ماه ۱۳۱۵ دورۀ دانشکده افسری را به پایان رساند. در اول بهمن ۱۳۱۶ خلبان نظامی شناخته شد. درجات نظامی را یکی پس از دیگری دریافت نمود و در یکم فروردین ۱۳۳۰ به درجۀ سرهنگی نائل آمد. پس از مدت کوتاهی راهی آمریکا شد و در ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۲ موفق به دریافت گواهی فارغالتحصیلی رشته افسری رزمی از نیروی هوائی ایالات متحده آمریکا شد.
حسن طوفانیان به همراه سرلشکرعبدالحسین حجازی، سرلشکر علی اشرف مطهری، سرهنگ منصور افخمی، سرهنگ نصرتالله اربابی، سرهنگ علی زند و سرهنگ فریدون جم یکی از اعضاء ثابت در کمیته نظامی پیمان بغداد بود که بعدها به سنتو تغییر نام یافت.
وی در مهر ماه ۱۳۳۶ به درجه سرتیپی نائل آمد و در همان سال به عضویت کمیسیون دائمی سازمان دفاع غیر نظامی کشور منصوب شد. در سال ۱۳۴۰ آجودان کشوری شاه شد. در یکم مهر ۱۳۴۱ به درجه سرلشکری و در ۲۸ فروردین ۱۳۴۵ به درجۀ سپهبدی نائل آمد. وی در زمان سپهبدی مسئولیت ریاست اداره چهارم ستاد بزرگ ارتشتاران را بر عهده داشت.
خدمات طوفانیان به شاه سبب دریافت نشانهای زیادی شد. نشان اول همایون در ۴ آبان ۱۳۴۷ و در پی آن مدال تاجگذاری را دریافت نمود. در ۱۱ دی ماه ۱۳۴۸ نشان درجه یک خدمت را به سینه آویخت. وی در ۳ آبان ۱۳۵۱ به درجه ارتشبدی، بالاترین درجه نظامی نائل آمد. و در ۲۹ شهریور ۱۳۵۲ نشان درجه یک سپاس را به کلکسیون نشانهای خود افزود.
حسن طوفانیان فرزند ارشد خانواده و دارای ۵ برادر و یک خواهر بود. وی در ۲۴ مرداد ۱۳۲۰ با فاطمه شکوهالملوک زرهی ازدواج کرد. چهار پسر و دو دختر به نامهای احمد(همایون)، علی(هوتن)، عبدالله(هومن)، حمید، گیتی و شهره ثمرۀ این ازدواج بود.
مهمترین سمت طوفانیان مسئول خرید اقلام نظامی بود که از سال ۱۳۴۲ آغاز و تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. با افزایش درآمدهای نفتی در دهههای ۴۰ و ۵۰، ایران به بزرگترین خریدار تجهیزات نظامی از انگلیس و خصوصا آمریکا تبدیل شد.
راجی، آخرین سفیر خاندان پهلوی در لندن، در خاطرات ۱۲ مرداد ۱۳۵۶ مینویسد: از هویدا راجع به مسئله قطع برق سوال کردم، و او جواب داد «موقعی که فقط ۳۰% از در آمد کشور در دست دولت قرار دارد و ۷۰% بقیه را در اختیار شرکت نفت و ارتش گذاردهاند، چطور میتوان از دولت انتظار داشت که فقط با ۳۰% از در آمد کشور، همه کارها را بدون عیب و نقص انجام دهد».
در این دوران شاه به جای سرمایه گذاری در زمینههای زیربنائی مثل آموزش، بهداشت، نیروگاههای برق، سدسازی و … دست به خریدهای کلان نظامی میزد. روزنامه لوموتن چاپ فرانسه در ۱۸ مه ۱۹۷۸ نوشت: «سطح خرید اسلحه توسط ایران، خصوصا از آمریکا به سالی ۱۰ میلیارد دلار میرسد. ایران بیش از نیمی از سلاحهای فروخته شده توسط آمریکا را دریافت میدارد. ایران بزرگترین قرارداد خریدهای نظامی که شامل ۸۰ هواپیما شکاری Tomcat F - ۱۴ که برخوردار از پیشرفتهترین تکنولوژی هواپیماسازی میباشد با آمریکا منعقد ساخته است». خریدهای کلان تسلیحاتی شاه از امریکا و انگلیس، جنجال و سر و صدای
زیادی به راه انداخت، به خصوص آنکه این خریدها بالاتر از قیمت متعارف و هزینههای تمام شده بود. ۱
طوفانیان در خریدهای نظامی مورد اعتماد و محرم محمدرضا پهلوی بود و ارتباط نزدیکی با کمپانیهای تولید سلاح بخصوص در کشورهای آمریکا، انگلیس و اسرائیل داشت. فردوست دربارۀ محمدرضا پهلوی و طوفانیان و خرید اسلحه مینویسد:
نمیدانم که طوفانیان چگونه توسط محمدرضا به عنوان مأمور تهیه سلاح انتخاب شد. ولی حدس میزنم که به علت طی دورۀ نظامی در آمریکا و آشنائی زیاد با مستشاران نظامی آمریکائی در ایران، از طریق آنها به محمدرضا معرفی شد و از آن پس خریدهای گزاف اسلحۀ ایران را ترتیب میداد. اما این تصور که نوع سلاحها و کشور و کمپانی خریدار را طوفانیان تعیین میکرد، تصور صحیحی نیست. چه نوع سلاح، به چه تعداد، از کجا، همه و همه توسط محمدرضا دیکته میشد و طوفانیان تنها مجری خوبی بود. محمدرضا از کجا انواع سلاحها را میشناخت؟ رویه این بود که رئیس ستاد ارتش از طریق متخصصین ستاد فرماندهان سه نیرو(زمینی، هوائی، دریائی) و بخصوص فرمانده نیروی هوائی در دوران فرماندهی ارتشبد خاتمی، فرمانده ژاندارمری، رئیس شهربانی از روی کاتالوگها و در مورد سلاحهای سبک از روی نمونههای ارسالی از شرکت سازنده و همچنین شخص طوفانیان تقاضای تهیه میکردند و تعداد را همین مقامات به محمدرضا پیشنهاد میدادند. در اینجا دو موضوع مورد توجه محمدرضا بود. خود سلاح و کشور تهیه کنندۀ آن. او اگر با نوع سلاح موافق بود و شرکت و کشور تأمین کننده جزء لیست مورد نظرش بود که آمریکائیها و انگلیسها دیکته میکردند، سفارش را تصویب میکرد و تهیه کننده طوفانیان بود.
در مورد سلاحهای سنگین یا وسائل جنگی، تانکها و زرهپوشها و امثالهم، در مسافرتهای محمدرضا به آمریکا و اروپای غربی نمونهها و طرز کار آنها به وی نشان داده میشد. مثلاً یک هواپیمای شکاری را از نظر فنی و امکانات و طرزکار در عمل به او نشان میدادند و او نوع و تعداد را به طوفانیان اطلاع میداد و دستور میداد که تهیه شود. پس طوفانیان شخصأ سفارش دهنده اصلی نبود. سفارش دهنده، شخص محمدرضا بود و البته نظر طوفانیان هم موثر بود. شیوۀ کار طوفانیان به نحوی بود که همه از او متشکر بودند و به وی علاقه داشتند. در دوران طولانی این مأموریت، کوچکترین نارضایتی در بین فرماندهان نظامی از طوفانیان دیده نشد. مسلم است که فروشندگان سلاح به طوفانیان حق و حساب میدادند.
این یکی از اصول متداول جهانی در معاملات تسلیحاتی است. در معاملات بزرگ ۲ درصد و در اقلام کوچک تا ۵ درصد پرداخت میشود که فروشندگان بدون سئوال به حساب مسئول خرید میریزند. البته طوفانیان به نحوی عمل نمیکرد که محمدرضا حساسیت پیدا کند. او ارقام دقیق پورسانتاژ را به محمدرضا میگفت. او مقداری را به خودش میداد و در مورد بقیه مبلغ دستور میداد که به کدام شخص و به چه مبلغی پرداخت شود. این را از یک منبع موثق شنیدم که طوفانیان در مورد پورسانت چنین رویهای داشت. اگر در هر معامله، محمدرضا نیم درصد به طوفانیان میداد، در طول سالها رقم کلانی میشد. طوفانیان خود بسیار باهوش، پرحافظه، سریعالانتقال، فوقالعاده مسلط به حرفهاش و از نظر رفتار بسیار خوشبرخورد و شوخمزاج بود. او اگر دارای این مسئولیت نمیشد مسلمأ به ریاست ستاد ارتش میرسید که عالیترین مقام ارتشی است. ۲
با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، طوفانیان به مدت نزدیک به ۷ ماه به صورت پنهانی زندگی کرد و در این مدت مخفیگاه خود را بارها به خاطر ترس از دستگیری تغییر داد. وی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۸با تغییر قیافه به طور زمینی از مرزهای غربی کشور به ترکیه و از آنجا به اروپا و سپس امریکا فرار کرد و در واشنگتن زندگی مرفهی برای خود ساخت. طوفانیان در اواخر عمر به سرطان مثانه مبتلا شد و در سال ۱۳۷۷ درگذشت. ۳
۱. حسن طوفانیان، خاطرات ارتشبد سابق حسن طوفانیان. به کوشش ضیائ صدقی(تهران: زیبا، ۱۳۸۱)، ص ۱۳و ۱۹-۲۰. صفاءالدین تبرائیان، سراب یک ژنرال: بازشناسی نقش ارتشبد طوفانیان در حاکمیت پهلوی دوم(تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۷)، اغلب صفحات.
۲. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۱: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست(تهران: اطلاعات، ۱۳۶۹)، ص ۲۱۹-۲۲۰.
۳. صفاءالدین تبرائیان، ص ۱۴۳ و ۱۴۵.
حسن طوفانیان در ۳ مرداد ۱۳۰۵ دوره ابتدائی را در مدرسه ترقی به پایان رساند. تحصیلات متوسطه را در مدرسه ادب و دارالفنون طی نمود و در تیر ماه ۱۳۱۲ موفق به اخذ دیپلم علمی با معدل ۷/۱۳ شد. وی مدرسه طب را نیمه کاره رها کرد و در ۱۹ دی ۱۳۱۲ به خدمت ارتش درآمد و در مهر ماه ۱۳۱۵ دورۀ دانشکده افسری را به پایان رساند. در اول بهمن ۱۳۱۶ خلبان نظامی شناخته شد. درجات نظامی را یکی پس از دیگری دریافت نمود و در یکم فروردین ۱۳۳۰ به درجۀ سرهنگی نائل آمد. پس از مدت کوتاهی راهی آمریکا شد و در ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۲ موفق به دریافت گواهی فارغالتحصیلی رشته افسری رزمی از نیروی هوائی ایالات متحده آمریکا شد.
حسن طوفانیان به همراه سرلشکرعبدالحسین حجازی، سرلشکر علی اشرف مطهری، سرهنگ منصور افخمی، سرهنگ نصرتالله اربابی، سرهنگ علی زند و سرهنگ فریدون جم یکی از اعضاء ثابت در کمیته نظامی پیمان بغداد بود که بعدها به سنتو تغییر نام یافت.
وی در مهر ماه ۱۳۳۶ به درجه سرتیپی نائل آمد و در همان سال به عضویت کمیسیون دائمی سازمان دفاع غیر نظامی کشور منصوب شد. در سال ۱۳۴۰ آجودان کشوری شاه شد. در یکم مهر ۱۳۴۱ به درجه سرلشکری و در ۲۸ فروردین ۱۳۴۵ به درجۀ سپهبدی نائل آمد. وی در زمان سپهبدی مسئولیت ریاست اداره چهارم ستاد بزرگ ارتشتاران را بر عهده داشت.
خدمات طوفانیان به شاه سبب دریافت نشانهای زیادی شد. نشان اول همایون در ۴ آبان ۱۳۴۷ و در پی آن مدال تاجگذاری را دریافت نمود. در ۱۱ دی ماه ۱۳۴۸ نشان درجه یک خدمت را به سینه آویخت. وی در ۳ آبان ۱۳۵۱ به درجه ارتشبدی، بالاترین درجه نظامی نائل آمد. و در ۲۹ شهریور ۱۳۵۲ نشان درجه یک سپاس را به کلکسیون نشانهای خود افزود.
حسن طوفانیان فرزند ارشد خانواده و دارای ۵ برادر و یک خواهر بود. وی در ۲۴ مرداد ۱۳۲۰ با فاطمه شکوهالملوک زرهی ازدواج کرد. چهار پسر و دو دختر به نامهای احمد(همایون)، علی(هوتن)، عبدالله(هومن)، حمید، گیتی و شهره ثمرۀ این ازدواج بود.
حسن طوفانیان در یک مراسم سلام در حضور محمدرضا پهلوی
مهمترین سمت طوفانیان مسئول خرید اقلام نظامی بود که از سال ۱۳۴۲ آغاز و تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. با افزایش درآمدهای نفتی در دهههای ۴۰ و ۵۰، ایران به بزرگترین خریدار تجهیزات نظامی از انگلیس و خصوصا آمریکا تبدیل شد.
راجی، آخرین سفیر خاندان پهلوی در لندن، در خاطرات ۱۲ مرداد ۱۳۵۶ مینویسد: از هویدا راجع به مسئله قطع برق سوال کردم، و او جواب داد «موقعی که فقط ۳۰% از در آمد کشور در دست دولت قرار دارد و ۷۰% بقیه را در اختیار شرکت نفت و ارتش گذاردهاند، چطور میتوان از دولت انتظار داشت که فقط با ۳۰% از در آمد کشور، همه کارها را بدون عیب و نقص انجام دهد».
حسن طوفانیان در یک مراسم سلام در حضور محمدرضا پهلوی
طوفانیان در خریدهای نظامی مورد اعتماد و محرم محمدرضا پهلوی بود و ارتباط نزدیکی با کمپانیهای تولید سلاح بخصوص در کشورهای آمریکا، انگلیس و اسرائیل داشت. فردوست دربارۀ محمدرضا پهلوی و طوفانیان و خرید اسلحه مینویسد:
نمیدانم که طوفانیان چگونه توسط محمدرضا به عنوان مأمور تهیه سلاح انتخاب شد. ولی حدس میزنم که به علت طی دورۀ نظامی در آمریکا و آشنائی زیاد با مستشاران نظامی آمریکائی در ایران، از طریق آنها به محمدرضا معرفی شد و از آن پس خریدهای گزاف اسلحۀ ایران را ترتیب میداد. اما این تصور که نوع سلاحها و کشور و کمپانی خریدار را طوفانیان تعیین میکرد، تصور صحیحی نیست. چه نوع سلاح، به چه تعداد، از کجا، همه و همه توسط محمدرضا دیکته میشد و طوفانیان تنها مجری خوبی بود. محمدرضا از کجا انواع سلاحها را میشناخت؟ رویه این بود که رئیس ستاد ارتش از طریق متخصصین ستاد فرماندهان سه نیرو(زمینی، هوائی، دریائی) و بخصوص فرمانده نیروی هوائی در دوران فرماندهی ارتشبد خاتمی، فرمانده ژاندارمری، رئیس شهربانی از روی کاتالوگها و در مورد سلاحهای سبک از روی نمونههای ارسالی از شرکت سازنده و همچنین شخص طوفانیان تقاضای تهیه میکردند و تعداد را همین مقامات به محمدرضا پیشنهاد میدادند. در اینجا دو موضوع مورد توجه محمدرضا بود. خود سلاح و کشور تهیه کنندۀ آن. او اگر با نوع سلاح موافق بود و شرکت و کشور تأمین کننده جزء لیست مورد نظرش بود که آمریکائیها و انگلیسها دیکته میکردند، سفارش را تصویب میکرد و تهیه کننده طوفانیان بود.
در مورد سلاحهای سنگین یا وسائل جنگی، تانکها و زرهپوشها و امثالهم، در مسافرتهای محمدرضا به آمریکا و اروپای غربی نمونهها و طرز کار آنها به وی نشان داده میشد. مثلاً یک هواپیمای شکاری را از نظر فنی و امکانات و طرزکار در عمل به او نشان میدادند و او نوع و تعداد را به طوفانیان اطلاع میداد و دستور میداد که تهیه شود. پس طوفانیان شخصأ سفارش دهنده اصلی نبود. سفارش دهنده، شخص محمدرضا بود و البته نظر طوفانیان هم موثر بود. شیوۀ کار طوفانیان به نحوی بود که همه از او متشکر بودند و به وی علاقه داشتند. در دوران طولانی این مأموریت، کوچکترین نارضایتی در بین فرماندهان نظامی از طوفانیان دیده نشد. مسلم است که فروشندگان سلاح به طوفانیان حق و حساب میدادند.
این یکی از اصول متداول جهانی در معاملات تسلیحاتی است. در معاملات بزرگ ۲ درصد و در اقلام کوچک تا ۵ درصد پرداخت میشود که فروشندگان بدون سئوال به حساب مسئول خرید میریزند. البته طوفانیان به نحوی عمل نمیکرد که محمدرضا حساسیت پیدا کند. او ارقام دقیق پورسانتاژ را به محمدرضا میگفت. او مقداری را به خودش میداد و در مورد بقیه مبلغ دستور میداد که به کدام شخص و به چه مبلغی پرداخت شود. این را از یک منبع موثق شنیدم که طوفانیان در مورد پورسانت چنین رویهای داشت. اگر در هر معامله، محمدرضا نیم درصد به طوفانیان میداد، در طول سالها رقم کلانی میشد. طوفانیان خود بسیار باهوش، پرحافظه، سریعالانتقال، فوقالعاده مسلط به حرفهاش و از نظر رفتار بسیار خوشبرخورد و شوخمزاج بود. او اگر دارای این مسئولیت نمیشد مسلمأ به ریاست ستاد ارتش میرسید که عالیترین مقام ارتشی است. ۲
با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، طوفانیان به مدت نزدیک به ۷ ماه به صورت پنهانی زندگی کرد و در این مدت مخفیگاه خود را بارها به خاطر ترس از دستگیری تغییر داد. وی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۸با تغییر قیافه به طور زمینی از مرزهای غربی کشور به ترکیه و از آنجا به اروپا و سپس امریکا فرار کرد و در واشنگتن زندگی مرفهی برای خود ساخت. طوفانیان در اواخر عمر به سرطان مثانه مبتلا شد و در سال ۱۳۷۷ درگذشت. ۳
بازدید حسن طوفانیان، اسدالله صنیعی و امیر عباس هویدا از کارخانه تولید تسلیحات نظامی
۱. حسن طوفانیان، خاطرات ارتشبد سابق حسن طوفانیان. به کوشش ضیائ صدقی(تهران: زیبا، ۱۳۸۱)، ص ۱۳و ۱۹-۲۰. صفاءالدین تبرائیان، سراب یک ژنرال: بازشناسی نقش ارتشبد طوفانیان در حاکمیت پهلوی دوم(تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۷)، اغلب صفحات.
۲. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۱: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست(تهران: اطلاعات، ۱۳۶۹)، ص ۲۱۹-۲۲۰.
۳. صفاءالدین تبرائیان، ص ۱۴۳ و ۱۴۵.