محمد انصاری از پرسپولیس جدا خواهد شد؟

به نظر می رسد محمد انصاری دیگر جایی در پرسپولیس فصول آینده ندارد و روزهای حضور این مدافع محجوب در جمع قرمزپوشان به پایان رسیده است. در همان ابتدای دوران حضور برانکو بود که پست دفاع چپ تبدیل به پاشنه آشیل پرسولیس شده بود و امید هواداران به درخشش وحید حیدریه بود که برای اولین بار نام محمد انصاری شنیده شد.

می گفتند به عنوان بازیکن تستی راهی اردو شده و مورد پسند سرمربی کروات قرار گرفته است. در همان اولین دربی که تحت تاثیر درگذشت هادی نوروزی بود و بسیاری از هواداران حتی چهره مدافع جدید تیم شان را به درستی نمی شناختند، محمد انصاری تبدیل به یکی از ستاره های میدان شد و این روند در ادامه فصل استمرار یافت.

 

 
 
 

کمتر از یک سال بعد بود که محمد انصاری تبدیل به یکی از بهترین مدافعان ایران شد و در تمامی پست های دفاعی می درخشید. کافی بود برانکو یک جا مهره کم داشته باشد تا شاهد حضور محمد انصاری در پست هایی غیرمتعارف باشیم.

در روزهای قهرمانی های متوالی پرسپولیس، محمد انصاری تبدیل به مهره ثابت تیم برانکو شده بود و این نمایش های دلپذیر حتی کارلوس کی روش را نیز مجاب به دعوت از او به اردوی تیم ملی می کرد. گرچه به نظر می رسید سرمربی تیم ملی علاقمند به بازی دادن به این بازیکن در پست مدافع میانی است، اما با مرور آرشیو حتی یک مصاحبه نیز از بی میلی او به بازی در پستی متفاوت در پرسپولیس پیدا نمی شود.

در روزهای بسته شدن پنجره ها، اخبار زیادی در مورد پیشنهادی هنگفت از چین برای محمد انصاری شنیده می شد. در این سالها تفاوت چشمگیر ارز با قراردادهای داخلی، حتی متعصب هواداران پرسپولیس نیز شاید به این بازیکن حق جدایی می دادند، اما او (حداقل در رسانه ها) برای تمدید قرارداد منت نگذاشت و همیشه پیشقدم بود. در آن مقطع محمد انصاری مدعی شد هر چه باشگاه و برانکو صلاح بدانند انجام می دهد، اما شاید حالا برخی او را برای این تصمیم احتمالا احساسی به سخره بگیرند.

گاهی اوقات تنها می توان یک واقعه را با تصویر تعریف کرد، از جنگ جهانی دوم تا یک اعتراض پس از انتخابات و حتی سقوط یک هواپیما. پس اگر کسی روزی خواست داستان دراماتیک و به یادماندنی صعود پرسپولیس به فینال لیگ قهرمانان آسیا با دستان بسته را برای کسی تعریف کند، شاید تصویر دست به عصای محمد انصاری هنگام دریافت مدال کارش را خلاصه کند.

 

در همان بازی فینال مقابل کاشیما آنتلرز بود که خودش گفت صدای پاره شدن رباطم را شنیدم. پس در آن روزهای عجیب تاریخ قرمزپوشان تصویر محمد انصاری، حسن مطلعی برای تیمی بود که ناباورانه تا یک قدمی جام پیش رفت.

اما همین محمد انصاری حالا در صفحه رسمی اش می گوید خدا را شکر که آخرین سال حضورش در پرسپولیس است. به نظر می رسد قرار نیست نام او در نیم فصل دوم وارد لیست شود و دوران چهار ساله حضور او به اتمام رسیده است.

سوء تعبیر نشود؛ بی شک حق تمام سرمربیان در تمام سطوح در فوتبال دنیاست که یک بازیکن را حتی در اوج آمادگی نخواهند. به هر حال بعد از دو بار پارگی رباط صلیبی، شاید محمد انصاری دیگر مانند گذشته مدافع آماده ای نیست و یحیی گل محمدی نیز کاملا در بیرون قرار دادن او ا لیست محق خواهد بود.

اما انگار در باشگاه جواب محمد انصاری را درست نداده اند. حداقل حق یک بازیکن در چنین شرایطی تمدید قرارداد و تسویه حساب کامل مالی است.  همین اخیرا بازیکنانی چون مهدی ترابی، علی علیپور، روزبه چشمی و در این سالها بسیاری دیگر از تیم های محبوب جدا شده اند و اصولا هم واکنش هواداران منفی بوده است.

لازم نیست خیلی راه دوری برویم و سرنوشت مجتبی محرمی را مرور کنیم. ستاره ای که هنور که تیفوسی ها در استادیوم بی غیرت ها را به او می سپارند، اما کسری از آنچه سه دهه قبل در آزادی ارائه می داد را حالا در حساب بانکی اش ندارد.

 

بسیاری از ما روی متفاوت زندگی یک بازیکن را ندیده و همه چیز را معطوف به مستطیل سبز می دانیم. با قدرت تمام تاکید می کنیم که فلانی و فلانی را همین ما هستیم که بزرگ کرده ایم و نقش سالها ممارست و تلاش غیرقابل تصور را نادیده می گیریم. تازه پس فردا اگر این وسط یکی هم ناکام شد، به بی عرضگی خودش نسبت می دهیم و دیگری را مثال می زنیم که همین وسط میلیاردر شد.

امثال محمد انصاری حتما حالا خودشان را به خاطر رد پیشنهادهای دلاری شماتت می کنند. اما در این بلبشو بارها جای متهم و شاکی عوض می شود. پس اگر فردا روزی یک بازیکن برای صد میلیون رنگ عوض کرد، حق بدهیم که نه خیلی دورتر و افتخاری و محرمی، بلکه همین محمد انصاری ها را دیده است. پس اگر فردا روزی یکی برای یک مشت دلار تیم مورد علاقه مان را ترک کرد، در انتخاب واژه ها دقت کنیم.