جایزه بهترین بازیگر زن از جشن خانه سینما برای «در میان ابرها» و سیمرغ بلورین جشنواره فجر برای «شبی که ماه کامل شد»، گواهی بر این تحول هنری بود. مسیر حرفهای شاکردوست روایتی است از دگرگونی یک بازیگر از عرصه سینمای تجاری به عرصه هنرهای چندبعدی.
فیلم کجپیله | هاتف علیمردانی | 1404
نام کاراکتر: نقش یک مرد
الناز شاکردوست در «کجپیله» با ایفای نقش یک مرد، یکی از جسورانهترین و متفاوتترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد؛ اجرایی که هم از نظر فنی و هم از نظر روانی، چالشبرانگیز است. ورود به نقش مردانه، آنهم در سینمای ایران، نیازمند اعتمادبهنفس و آمادگی روانی بالاست. شاکردوست با پذیرش این نقش، مرزهای معمول بازیگری را پشت سر گذاشته است. او تلاش کرده با تغییر در نحوه راهرفتن، حالت ایستادن، و تن صدای خود، باورپذیری نقش را افزایش دهد. این تغییرات در هماهنگی با گریم مردانه، شخصیت را از سطح تقلید فراتر میبرد. شخصیت او در فیلم درگیر کشمکشهای هویتی و اجتماعی است. شاکردوست توانسته این تناقضات را با بازی درونی و نگاههای چندلایه منتقل کند.
برخی منتقدان معتقدند گریم مردانه شاکردوست بیش از آنکه در خدمت درام باشد، گاه به مرز اغراق نزدیک میشود و تمرکز مخاطب را از بازی او منحرف میکند. بازیگران زن دیگری نیز در تاریخ سینمای ایران نقش مرد ایفا کردهاند (مانند آزیتا حاجیان، نسیم ادبی، لیلا حاتمی). بازی شاکردوست در این زمینه قابلمقایسه و تحلیل تطبیقی است.
فیلم گوزنهای اتوبان | ابوالفضل صفاری | 1404
الناز شاکردوست در «گوزنهای اتوبان» نقشی متفاوت و چندلایه را ایفا میکند که از کلیشههای رایج فاصله دارد و بهنوعی بازگشت او به بازیهای درونیتر و اجتماعیتر محسوب میشود. اجرای او در این فیلم، ترکیبی از سردی کنترلشده و اضطراب پنهان است که بهخوبی با فضای فیلم همخوانی دارد. پس از تجربههای متنوع در ژانرهای مختلف، شاکردوست در این فیلم به فضای اجتماعی و واقعگرایانه بازمیگردد؛ نقشی که نیازمند کنترل احساسی و درک موقعیتهای پیچیده انسانی است. او در بسیاری از صحنهها با کمترین دیالوگ، بیشترین تأثیر را میگذارد. استفاده از سکوت، مکثهای طولانی و نگاههای معنادار، از ابزارهای اصلی او در این نقش است.
باوجود اجرای خوب، شخصیت شاکردوست در فیلم به طور کامل بسط داده نمیشود و مخاطب در برخی لحظات با خلأ اطلاعاتی درباره گذشته یا انگیزههای او مواجه است. در مقایسه با نقشهای پرتنش او در «شبی که ماه کامل شد» یا «بیبدن»، اجرای شاکردوست در «گوزنهای اتوبان» بیشتر بر درونیسازی و کنترل احساسات استوار است.
فیلم بیبدن | مرتضی علیزاده | 1402
نام کاراکتر: سارا مقدم (مادر مقتوله)
شاکردوست در «بیبدن» نقشی پیچیده و احساسی را ایفا میکند: مادری که میان درد فقدان، قضاوت اجتماعی و مسئولیت اخلاقی گرفتار شده است. بازی او با ظرافتی درونی و کنترلشده، بار احساسی فیلم را به دوش میکشد. او بهجای نمایش اغراقآمیز احساسات، با نگاهها، سکوتها و حرکات محدود، اندوه و خشم شخصیت را منتقل میکند. این انتخاب باعث میشود مخاطب به عمق روانی شخصیت نزدیکتر شود. شخصیت مادر ارغوان نه صرفاً قربانی است و نه صرفاً خونخواه؛ بلکه در کشاکش میان احساس گناه، خشم، و مسئولیت اجتماعی قرار دارد. شاکردوست این تناقضات را باظرافت اجرا میکند. در صحنههای مشترک با پژمان جمشیدی، تنش میان دو شخصیت بهخوبی حس میشود. شاکردوست با حفظ کنترل احساسی، فضای جدال را به شکلی باورپذیر و انسانی هدایت میکند.
در مجموع، بازی الناز شاکردوست در «بیبدن» یکی از نقاط قوت فیلم است؛ اجرایی که با کنترل، ظرافت و درک عمیق از موقعیت شخصیت، توانسته بار احساسی و اخلاقی روایت را به دوش بکشد.
فیلم یادگار جنوب | حسین امیری دوماری و پدرام پور امیری | 1401
نام کاراکتر: رعنا
الناز شاکردوست در «یادگار جنوب» با ایفای نقش رعنا، بار دیگر توانایی خود را در خلق شخصیتهای پیچیده و چندلایه به نمایش گذاشت؛ نقشی که با دو گریم متفاوت و تغییرات احساسی در طول فیلم، چالش تازهای برای او بود. رعنا شخصیتی است که در دل داستانی عاشقانه و رازآلود قرار دارد. شاکردوست باظرافت، تحول تدریجی احساسات این شخصیت را از سردی و انزوا به درگیری عاطفی و افشاگری، به تصویر کشیده است. این تغییر ظاهری بهخوبی با تحول درونی شخصیت هماهنگ شده و شاکردوست توانسته با زبان بدن و لحن گفتار، تفاوت میان دو مرحله زندگی رعنا را ملموس کند.
در بسیاری از صحنهها، بازی او مبتنی بر سکوت و نگاه است؛ اما در لحظات کلیدی، با انفجار احساسی، مخاطب را غافلگیر میکند. این تضاد، قدرت بازیگری او را برجستهتر میسازد. حضور در کنار بازیگرانی چون پژمان جمشیدی، وحید رهبانی و سحر دولتشاهی، باعث شده تا شاکردوست در تعاملات گروهی نیز بدرخشد و فضای فیلم را غنیتر کند.
فیلم، در ژانری عاشقانه و معمایی ساخته شده و از ۲۰ تیر ۱۴۰۳ روی پرده سینماها رفته است. داستان فیلم حول محور رازهایی درگذشته رعنا میچرخد که بهتدریج در طول روایت فاش میشود. اگرچه برخی منتقدان فیلم را از نظر فیلمنامه ضعیف دانستهاند، اما بازی شاکردوست یکی از نقاط قوت اصلی آن محسوب میشود.
فیلم ابلق | نرگس آبیار | 1399
نام کاراکتر: راحله
الناز شاکردوست در فیلم «ابلق» با ایفای نقش راحله، یکی از جسورانهترین نقشهای خود را تجربه کرد؛ نقشی که در بستر خشونت خانگی و سکوت اجتماعی شکل میگیرد و با بازی درونی و پرتنش او، به نقطه قوت فیلم تبدیل شد. راحله زنی از طبقه پایین جامعه است که در مواجهه با آزار جنسی و خشونت، دچار کشمکشهای درونی و بیرونی میشود. شاکردوست باظرافت، ترس، خشم، سردرگمی و مقاومت را در چهره و رفتار خود منعکس میکند و مخاطب را با درد شخصیت همراه میسازد. بخش زیادی از قدرت بازی او در «ابلق» از طریق سکوت، نگاهها و واکنشهای غیرکلامی منتقل میشود. او توانست بدون اغراق، احساسات پیچیدهای مانند شرم، ترس و تردید را به تصویر بکشد و همین ویژگی، بازیاش را از بسیاری از نقشهای مشابه متمایز کرد.
این فیلم دومین همکاری شاکردوست با نرگس آبیار پس از «شبی که ماه کامل شد» است. او بار دیگر نشان داد که در انتخاب نقشهایی با محوریت زن، دغدغهمند و جسور است و حاضر است در فضای تلخ و چالشبرانگیز اجتماعی حضور یابد. این فیلم در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد.
فیلم تیتی | آیدا پناهنده | 1399
نام کاراکتر: تیتی
الناز شاکردوست در فیلم «تیتی» با ایفای نقش زنی کولی و سادهدل، یکی از متفاوتترین بازیهای خود را ارائه داد که بار دیگر توانایی او در خلق شخصیتهای پیچیده و چندلایه را به رخ کشید. تیتی زنی روستایی، باردار و خدمه بیمارستان است که با لهجه شمالی صحبت میکند و در عین سادگی، نگاهی عمیق و انسانی به جهان دارد. شاکردوست بادقت در جزئیات رفتاری، لحن گفتار و زبان بدن، این شخصیت را بهگونهای باورپذیر و ملموس به تصویر کشید. او با تسلط کامل بر لهجه گیلکی و استفاده از حرکات بدنی متناسب باشخصیت تیتی، توانست فاصلهای میان خود و نقش ایجاد کند؛ بهطوریکه مخاطب فراموش میکند با یک بازیگر حرفهای روبهروست و تیتی را بهعنوان یک انسان واقعی میپذیرد.
تیتی شخصیتی است که در عین سادگی، گاه خندهدار و گاه تلخ است. شاکردوست توانست این دوگانگی را بامهارت در بازی خود منعکس کند؛ لحظاتی که تیتی با نگاه کودکانهاش جهان را تفسیر میکند، در تضاد با موقعیتهای تلخ و انسانی فیلم قرار میگیرد و همین تضاد، بازی او را درخشانتر میکند.
تیتی، داستانی عاشقانه و فلسفی درباره مواجهه علم و سادگی، عقل و احساس است. تیتی در کنار ابراهیم، فیزیکدانی که درگیر نظریهای درباره پایان جهان است، قرار میگیرد و رابطهای انسانی و عمیق میان آنها شکل میگیرد. این فیلم در سیونهمین جشنواره فیلم فجر با استقبال خوبی روبهرو شد و بازی شاکردوست یکی از نقاط قوت اصلی آن به شمار میرود.
فیلم شبی که ماه کامل شد| نرگس آبیار | 1397
نام کاراکتر: فائزه
الناز شاکردوست در فیلم «شبی که ماه کامل شد» با ایفای نقش فائزه منصوری، یکی از بااهمیتترین بازیهای خود را ارائه داد که تحسین منتقدان و مخاطبان را برانگیخت. بازی او در این فیلم آنقدر موردتوجه قرار گرفت که موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره فیلم فجر شد. این جایزه تأییدی بر قدرت بازیگری و تعهد حرفهای او بود.
شاکردوست در زمان فیلمبرداری دچار آسیبدیدگی شدید از ناحیه کمر بود، اما باوجود درد، تمرینات فیزیوتراپی را فقط به عشق این نقش ادامه داد. حتی در برخی صحنهها از مصرف مسکن خودداری کرد تا درد واقعی به کمک بازیاش بیاید.
«شبی که ماه کامل شد»، داستانی واقعی از زندگی فائزه و عبدالحمید ریگی را روایت میکند. فیلم با نگاهی انسانی و اجتماعی به موضوع افراطگرایی و تروریسم میپردازد و نقش فائزه در این روایت، نقطه مرکزی احساسات و تحول داستان است. این فیلم برای نخستینبار در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و با نامزدی در ۱۳ رشته این جشنواره، توانست ۶ سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن و بهترین چهرهپردازی را به خود اختصاص دهد.
فیلم مطرب | مصطفی کیایی | 1397
نام کاراکتر: زیبا
الناز شاکردوست در فیلم «مطرب» نقش زیبا، دختر ابراهیم با بازی پرویز پرستویی را ایفا میکند؛ نقشی که بیشتر جنبه مکمل دارد اما با انرژی و حضور جذابش توانست به فضای کمدی فیلم رنگولعاب خاصی ببخشد. برخلاف نقشهای جدیتر او در آثار درام مانند «شبی که ماه کامل شد»، در «مطرب» شاکردوست وارد فضای کمدی و موزیکال شد. او با بازی روان و شوخطبعی کنترلشده، توانست در کنار بازیگران باتجربهای چون پرویز پرستویی و محسن کیایی، هماهنگی خوبی ایجاد کند.
زیبا دختری جوان و پرانرژی است که در کنار پدرش برای اجرای کنسرت به ترکیه سفر میکند. شاکردوست با استفاده از زبان بدن، لحن گفتار و واکنشهای طبیعی، توانست این شخصیت را باورپذیر و دوستداشتنی جلوه دهد. اگرچه فیلم در ژانر کمدی ساخته شده، اما شاکردوست در برخی صحنهها توانست لحظات احساسی و انسانی را نیز منتقل کند، بهویژه در تعاملاتش با پدر و در مواجهه با چالشهای مهاجرت و اجرا.
«مطرب»، با فروش بیش از ۴۰ میلیارد تومان، یکی از پرفروشترین آثار تاریخ سینمای ایران شد. حضور الناز شاکردوست در این فیلم، نشاندهنده انعطافپذیری او در انتخاب نقشها و تواناییاش در ژانرهای مختلف است. فیلمنامه این فیلم درباره یک خانواده ایرانی است که درپی داستانی وارد استانبول (ترکیه) میشوند. این فیلم رکورد هزارپا را زد و پرفروشترین فیلم سال ۱۳۹۸ و در زمان خود پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد. فیلمنامه مطرب قبل از چهارراه استانبول نوشته شد و قرار بود اتفاقات آن در لندن اتفاق بیفتد، اما پس از تکمیل متن تصمیم گرفته شد که داستان در کشوری که از لحاظ فرهنگی نزدیک به ایران است، ادامه داشته باشد.
فیلم خفهگی | فریدون جیرانی | 1396
نام کاراکتر: صحرا مشرقی
الناز شاکردوست در این فیلم نقش صحرا مشرقی را ایفا میکند؛ پرستاری در بیمارستان روانی که درگیر رابطهای تاریک و پیچیده با یکی از بیماران و همسرش میشود. بازی او در این فیلم یکی از روانکاوانهترین نقشآفرینیهایش است که با فضاسازی سیاهوسفید و کارگردانی فریدون جیرانی، به تجربهای سینمایی خاص تبدیل شده است.
صحرا مشرقی، پرستاری منزوی و فقیر، با مسعود رستگار با بازی نوید محمدزاده وارد رابطهای پیچیده میشود که در آن عشق، خشونت، خیانت و جنون در هم تنیدهاند. صحرا نه قربانی صرف است، نه قهرمان؛ بلکه انسانی است درگیر بااخلاق، تنهایی و وسوسه. شاکردوست با پذیرش نقش ضدقهرمان، نشان داد که از کلیشههای تجاری فاصله گرفته و به سمت سینمای روانشناختی حرکت کرده است. شخصیت صحرا در مرز میان قربانی و همدست حرکت میکند؛ شاکردوست این ابهام را بهخوبی حفظ میکند. این فیلم در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شد.
فیلم سراسر شب | فرزاد مؤتمن | 1396
نام کاراکتر: مهتا/مریم
شاکردوست در «سراسر شب» مورد ارزیابیهای متفاوت قرار گرفته است. او نقش مهتا را بازی میکند؛ دختری که در جستجوی حقیقتی درباره خواهرش، وارد موقعیتهای پیچیده و گفتوگوهای پیاپی در دل شب میشود. برخی نقدها این نقش را از نظر انتخاب بازیگر، درست و بجا دانستهاند و معتقدند شاکردوست توانسته بهخوبی به کاراکتر مهتاب جان ببخشد و حضورش حرفهای و باورپذیر است. اما دستهای دیگر از منتقدان، فضای فیلم و شخصیتپردازی را ناکافی و فاقد عمق میدانند و نتیجه بازی او را نسبتاً متوسط معرفی کردهاند.
مهتا در جستوجوی دوست قدیمیاش «رعنا» وارد دنیایی از خاطرات، رازها و روابط پیچیده میشود. فیلم با روایتی غیرخطی و فضاسازی شبانه، به تدریج لایههای روانی شخصیتها را آشکار میکند. برخلاف نقشهای تجاری، در این فیلم خبری از اغراق یا تیپسازی نیست. مهتا نه فقط جستوجوگر، بلکه انسانی است درگیر با ترس، خاطره و هویت. بازی شاکردوست در دل فضایی شکل میگیرد که مخاطب عام ممکن است آن را خستهکننده بیابد، اما برای مخاطب جدیتر، لایهمند و تأملبرانگیز است.
فیلم تابو | خسرو معصومی | 1393
نام کاراکتر: بهار
بعد از باد در علفزار میپیچد این دومین همکاری شاکردوست با خسرو معصومی و فاصلهگرفتن او از سینمای تجاری و حور در فیلمهای هنری و روشنفکری بود. او در «تابو» نقش «بهار» را ایفا میکند؛ شخصیتی پیچیده، عاشقپیشه و درگیر با سنتهای بسته روستایی. بازی او در این فیلم یکی از جدیترین و روانکاوانهترین نقشآفرینیهایش تا آن زمان بود، با لحنی درونی، سکوتهای معنادار و لحظاتی احساسی که تحسین منتقدان را برانگیخت.
بهار، دختر جوانی از خانوادهای روستایی، عاشق مردی متأهل میشود و درگیر رابطهای ممنوعه و پرتنش میگردد. فیلم به بررسی تضاد میان عشق، سنت، و قضاوت اجتماعی میپردازد. بهار نه فقط عاشق، بلکه انسانی است درگیر با ترس، امید، و قضاوت اجتماعی. بهویژه در صحنههای عاشقانه، بازی او با موسیقی و قاببندی فیلم تلفیق زیبایی از احساس و تصویر خلق میکند
شاکردوست در یکی از سکانسهای فیلم که مربوط به خودکشی شخصیت بهار بود، به طور واقعی تا مرز خطر جسمی پیش رفت و تجربهای نزدیک به مرگ را از سر گذراند. خود او بعدها در مصاحبهای گفت که این نقش تجربهای عمیق و تکاندهنده برایش بوده است.
فیلم تو و من | محمد بانکی | ۱۳۹۱
نام کاراکتر: مهشید مقامی
تو و من بازگشت گلزار و شاکردوست بهعنوان زوج هنری پولساز سینما پس از سالها کنار هم و روی پرده سینما بود. بازی الناز شاکردوست در فیلم «تو و من» در قالب یک نقش تیپیکال کمدی-رمانتیک قرار دارد؛ حضوری که بر جذابیتهای بصری، لحن شیرین و موقعیتهای طنزآمیز تکیه دارد، اما از نظر عمق روانی و تحول شخصیتی محدود باقی میماند. مهشید (الناز شاکردوست)، مدیر یک شرکت موفق، به دلیل قوانین عجیب شرکت باید ازدواج کند تا بتواند در سمت خود باقی بماند. او ناگهان منشیاش علی (محمدرضا گلزار) را بهعنوان نامزد معرفی میکند و این تصمیم، ماجراهای طنزآمیزی را رقم میزند.
این فیلم از روی فیلم خواستگاری محصول سال ۲۰۰۹ آمریکا کپی شده است. در فیلم خواستگاری بازیگرانی همچون رایان رینولدز و ساندرا بولاک ایفای نقش کردهاند و همچنین برخی از صحنهها از فیلم مادرشوهر هیولا محصول سال ۲۰۰۵ با بازی جنیفر لوپز کپی شده است.
فیلم رسوایی | مسعود دهنمکی | ۱۳۹۱
نام کاراکتر: افسانه
شاکردوست در فیلم «رسوایی» نقش افسانه را ایفا میکند؛ دختری جنوب شهری با ظاهر متفاوت که درگیر مسائل اخلاقی، اجتماعی و مذهبی میشود. بازی او در این فیلم ترکیبی از تیپسازی و تلاش برای نمایش تحول درونی است، هرچند در چارچوب سینمای مسعود دهنمکی، این تحول بیشتر نمادین و شعاری است.
شخصیت افسانه گاه به کلیشههای زن اغواگر یا قربانی نزدیک میشود و از پیچیدگی روانی فاصله میگیرد. تغییرات شخصیتی افسانه بیشتر در خدمت پیامهای مذهبی فیلم است تا منطق درونی شخصیت. شاکردوست با استفاده از جذابیتهای بصری و لحن پرانرژی، مخاطب را باشخصیت افسانه همراه میکند. او تلاش میکند مسیر تحول افسانه از دختری سطحی به انسانی متحول را نشان دهد، هرچند این تحول بیشتر در سطح باقی میماند.
فیلم دلخون | محمدرضا رحمانی | 1388
نام کاراکتر: سیما
الناز شاکردوست در فیلم «دلخون» نقش سیما، وکیل تسخیری یک متهم به قتل را ایفا میکند؛ نقشی جدی، درونی و متفاوت از آثار تجاری پیشین او که ننشاندهنده تغییر مسیر بازیگریاش در فضای درام اجتماعی و روانشناختی است. عماد با بازی حامد بهداد به دلیل سوءظن، همسرش را به قتل رسانده و در انتظار اجرای حکم اعدام است. سیما (الناز شاکردوست) بهعنوان وکیل تسخیری وارد پرونده میشود و با پیشنهادهای غیرمنتظره، مسیر داستان را تغییر میدهد
سیما نه فقط یک وکیل، بلکه انسانی است که درگیر اخلاق، عدالت و احساسات میشود بازی او با ریتم کند و فضای سنگین فیلم همخوانی دارد؛ سکوتها و نگاهها نقش مهمی در انتقال معنا دارند. در نقدها آمده است که نقشآفرینی شاکردوست نسبت به بازی درخشان و پرقدرت حامد بهداد، در درجه دوم توجه قرار دارد و برخی منتقدان تاثیرگذاری او را کمتر از نقش اصلی فیلم ارزیابی کردهاند. بازی او دارای جذابیتهای لازم برای گیشه است.
فیلم مجنون لیلی | قاسم جعفری | 1387
نام کاراکتر: پروانه
بازی الناز شاکردوست در «مجنون لیلی» بیشتر در قالب یک نقش تیپیکال عاشقانه و تجاری قرار میگیرد؛ حضوری که با جذابیتهای ظاهری و لحن شیرین همراه است، اما از نظر عمق روانی و تحول شخصیتی محدود باقی میماند. فیلم از پنج اپیزود تشکیل شده که حول محور یک هدیه عاشقانه در روز سپندارمذگان میچرخد و بین شخصیتهای مختلف دستبهدست میشود. در این فیلم، شاکردوست یکی از شخصیتهای زن در اپیزودهای عاشقانه است. نقش او بیشتر در خدمت روایتهای احساسی و سبک تجاری فیلم قرار دارد.
مجنون لیلی در ۱ فروردینماه سال ۱۳۸۷ همزمان با عید نوروز بر روی پرده سینما رفت.
فیلم در میان ابرها | روحالله حجازی | 1387
نام کاراکتر: نورا
شاکردوست در «در میان ابرها» نقش نورا را ایفا میکند؛ یکی از انسانیترین و درونیترین نقشهای او تا آن زمان که نقطه عطفی در مسیر بازیگریاش محسوب میشود. این نقش برای او تندیس بهترین بازیگر زن از جشن خانه سینما را به همراه داشت. داستان، روایت زندگی جوانی به نام مالک در مرز ایران و عراق که با دختری به نام نورا آشنا میشود؛ دختری جنگزده که برای تأمین زندگیاش در مرز کار میکند.
شاکردوست با پرهیز از نمایشگری، بازیاش را بر پایه سکوت و نگاه بنا میکند. نورا نه قربانی صرف است، نه قهرمان؛ بلکه انسانی واقعی با تناقضها و زخمها. مضمون «مرز»، «انتظار» و «نزدیکی» در بازی او بهخوبی منعکس میشود.
فیلم باد در علفزار میپیچد | خسرو معصومی | 1387
نام کاراکتر: شوکا
الناز شاکردوست در فیلم «باد در علفزار میپیچد» نقش شوکا را ایفا میکند؛ دختری روستایی که قربانی فقر و سنتهای تحمیلشده است. بازی او در این فیلم یکی از جدیترین و انسانیترین نقشآفرینیهایش تا آن زمان بود، و نشاندهنده تواناییاش در عبور از قالبهای تیپیکال به درامهای اجتماعی و واقعگرایانه. شوکا، دختر جوانی از خانوادهای فقیر، مجبور میشود با پسری عقبمانده ازدواج کند تا باری از دوش خانواده برداشته شود. اما جلیل، شاگرد خیاط، دل در گرو شوکا دارد و این مثلث عاطفی در دل فقر و سنت، به درامی تلخ تبدیل میشود.
مضمون «فقر»، «اجبار» و «عشق ممنوع» در بازی او بهخوبی منعکس میشود. باد در علفزار میپیچد در بخشهای سینما ایران و بخش بینالمللی بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر شرکت داشته است و توانسته بهعنوان فیلم برگزیده بخش بینالمللی این جشنواره انتخاب شود.
فیلم دو خواهر | محمد بانکی | 1387
نام کاراکتر: مینا
دو خواهر محصول پرکارترین سال دوره هنری شاکردوست با 8 فیلم بود. بازی الناز شاکردوست در «دو خواهر» بیشتر در قالب یک نقش تیپیکال تجاری قرار دارد؛ حضوری که بر جذابیتهای ظاهری، لحن شیرین و موقعیتهای عاشقانه تکیه دارد، اما از نظر عمق روانی و تحول شخصیتی محدود باقی میماند. دو خواهر درباره جوانی کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهرههای متفاوت ارتباط برقرار میکند. داستان این فیلم با اقتباس از فیلم دوتا زیاده در سال ۱۹۹۵ با بازی آنتونیو باندراس است.
در این فیلم، شاکردوست یکی از دو خواهر اصلی داستان را ایفا میکند. نقش او بیشتر در خدمت روایتهای احساسی و موقعیتهای طنزآمیز است و بر جذابیتهای بصری و کلامی تمرکز دارد. این نقش در تضاد کامل با حضورهای بعدی او در فیلمهایی چون «در میان ابرها»، «شبی که ماه کامل شد» یا «ابلق» قرار دارد که در آنها شاهد بلوغ و تحول جدی در بازیگریاش هستیم.
فیلم اتوبوس شب | کیومرث پوراحمد | 1386
نام کاراکتر: ریحانه
بازی الناز شاکردوست در فیلم «اتوبوس شب» نمایانگر بلوغ تدریجی او در ایفای نقشهای جدی و انسانی است؛ نقشی کوتاه اما تأثیرگذار در دل یک درام جنگی با ساختار مینیمالیستی و سیاهوسفید. داستان فیلم، روایت نوجوانی به نام عیسی است که مأمور انتقال اسیران عراقی با یک اتوبوس در دل شب میشود. فیلم بر اساس داستانی از حبیب احمدزاده ساخته شده است.
الناز شاکردوست در این فیلم نقش فرعی اما نمادینی را ایفا میکند. حضور او در کنار بازیگران بزرگی چون خسرو شکیبایی و محمدرضا فروتن، فرصتی برای نمایش تواناییهای بازیگریاش در فضای جدیتر و غیرکمدی فراهم کرد. برخلاف نقشهای اولیهاش، در این فیلم خبری از تیپهای شهری یا کمدی نیست؛ نقش او انسانی و واقعی است. باوجود زمان کوتاه حضور، موفق میشود حس اضطراب و همدلی را منتقل کند.
این فیلم در جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما در رشتههای کارگردانی، فیلم، فیلمنامه و بازیگری برنده جوایز مختلفی شده است.
فیلم خدا نزدیک است | علی وزیریان | 1386
نام کاراکتر: لیلا
بازی الناز شاکردوست در «خدا نزدیک است» یکی از نقاط مهم کارنامهاش محسوب میشود؛ نقشی متفاوت، انسانی و عمیق که از قالب تیپسازیهای اولیهاش فاصله میگیرد و به سمت بازی روانشناختی و درونی حرکت میکند.
نقش شاکردوست: دختر جوانی که در یک روستای دورافتاده زندگی میکند و با رضا (بابک حمیدیان) رابطهای عاطفی و معنوی برقرار میکند. او با درک درست از ریتم کند و فضای خلوت فیلم، بازیاش را بر پایه سکوت و نگاه بنا میکند.
خدا نزدیک است در مهر ۱۳۸۶ همزمان با عید فطر بر روی پرده سینما رفت.
فیلم قاعده بازی | احمدرضا معتمدی | 1385
نام کاراکتر: فرشته، معشوقه نارگیل، نوه اسرافیل خان
قاعده بازی در یکی از قدر نادیدهترین کمدیهای سینمای ایران نقش محوری داشت و در کنار اکبر عبدی، کاراکتری شیرین و کمیک را بازی میکرد که ویژگیهایی جدیدی از بازیگری خود را ظهور و بروز داد.
شاکردوست در فیلم «قاعده بازی» نقش فرشته را ایفا میکند؛ شخصیتی از طبقه پایین جامعه که در دل یک روایت پستمدرنیستی، با طنز و اغراق همراه است. بازی او در این فیلم تلفیقی از تیپسازی و تلاش برای ایجاد همدلی با مخاطب است. این فیلم یکی از نخستین تجربههای شاکردوست در ایفای نقشهایی با ویژگیهای تیپیکال است که بعدها در آثار دیگرش نیز تکرار شد.
فیلم عروس فراری | بهرام کاظمی | ۱۳۸4
نام کاراکتر: سیما
تجربه دیگر شاکردوست نیز با حضور او در یک پروژه تجاری دیگری یعنی عروس فراری رقم خورد. عروس فراری در آبان ۱۳۸۴ بر روی پرده سینما رفت. داستان این فیلم کاملاً شبیه فیلم همسفر (۱۳۵۴) به کارگردانی و نویسندگی مسعود اسداللهی بود.
بهروز مردی متأهل است که میخواهد برای ثروتمند شدن با دختر پولداری به نام سیما ازدواج کند ولی موضوع در روز عروسی فاش میشود و پدر سیما برای حفظ آبروی خود در مقابل اقوام از مباشرش میخواهد تا پسری را برای بازیکردن نقش داماد معرفی کند. بعد از گلزار، شاکردوست در فیلم دوم خود با امین حیایی بازیگر محبوب و پولساز سینما در آن سالها همبازی شد و حضور در یک فیلم پرفروش دیگر، سبب دیدهشدن بیشتر و بیشتر او بهمثابه یک بازیگر زن جذاب و جدید در سینمای ایران شد.
فیلم گل یخ | کیومرث پوراحمد | ۱۳۸۳
نام کاراکتر: ترگل
این فیلم اولین بازی الناز شاکردوست در عرصه سینما بهحساب میآید. الناز شاکردوست با بازی در نقش همسر محمدرضا گلزار در این فیلم توانست به بازیگری معروف تبدیل شود و به شهرت برسد. ترگل که زندگی خانوادگی خوبی ندارد و دلبسته عباس است، اما ناپدریاش با ازدواج آنها مخالف است….
گل یخ در اسفند ۱۳۸۳ بر روی پرده سینما رفت و در ۵۶ روز نمایش ۱۶۲ میلیون فروش کرد. بنابراین شروع شاکردوست را باید با یک ملودرام عاشقانه پرفروش به یاد آورد که نقش رضا گلزار ستاره مرد آن سالهای سینما جلوی آن ایفای نقش میکرد و همین نقطه عطف و پله پرتابی برای شهرت و دیدهشدن او شد.
مروری بر کارنامه و آمار مخاطبان فیلمهای الناز شاکردوست
احمد شاهوند | هفتم تیرماه سالروز تولد الناز شاکردوست بازیگر سینمای ایران است. به این بهانه، در ادامه مروری خواهیم داشت بر تعداد مخاطبان آثار اکران شده الناز شاکردوست در سینماهای ایران. او که از سال 1382 فعالیت بازیگریاش را آغاز کرد، تا به حال در بیش از 40 فیلم سینمایی بازی کرده است.
شاکردوست با اینکه در همان سالهای ابتدای فعالیتاش نامزد دریافت تندیس زرین از جشن خانه سینما شد، اما تا به حال تنها یک بار موفق به کسب سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شده است. آنهم برای حضور برجستهاش در فیلم «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار. نکته جالبتر این است که همین فیلم تا به امروز، عنوان دومین اثر پرمخاطب شاکردوست را به دست آورده است.
گامهای پرفروش یک بازیگر تازهکار
الناز شاکردوست بازیگری را برای اولین بار در فیلم «اینجا آخر دنیاست» ساخته مشترک شراره یوسفینیا و ابراهیم بخشی در سال 1382 تجربه کرد اما با فیلم «گل یخ» به کارگردانی کیومرث پوراحمد بود که برای اولین بار تصویرش بر پرده نقرهای سینماهای ایران نقش بست. «اینجا آخر دنیاست» با 9 سال تاخیر و در بدترین شرایط ممکن در 23 بهمن 1391 با هنرنمایی امید متقی و محمدرضا زحمتکش به روی پرده رفت و حدود 13 هزار نفر از آن دیدن کردند و رتبه 57 جدول پرتماشاگرترینهای سال به فیلم رسید.
کیومرث پوراحمد که در سال 1379 یکی از بهترین آثار کارنامه سینماییاش را با نام «شب یلدا» ساخته بود، پس از ۳ سال دوری از سینما و با الهام از فیلم «سلطان قلبها»، با هنرنمایی محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، گوهر خیراندیش، ویشکا آسایش، آلما اسکویی، مهدی صباغی و فریده سپاه منصور دست به کار ساخت «گل یخ» شد که در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر (1383) به بخش مسابقه راه نیافت و نویسندگان و منتقدان هم فیلم را چندان تحویل نگرفتند. «گل یخ» 19 اسفند همان سال به عنوان اکران نوروزی سال 1384 روانه پرده سینماها شد و در مجموع توانست حدود 535 هزار تماشاگر را به سالنهای نمایش دهنده فیلم بفرستد و در رتبه 12 جدول پرمخاطبترینهای سال قرار گیرد.
در سال 1384، شاکردوست ۲ فیلم دیگر بر پردههای سینما داشت؛ «مجردها» و «عروس فراری». کمدی «مجردها» ساخته اصغر هاشمی و با بازی محمدرضا فروتن، مریلا زارعی، مجید صالحی، الناز شاکردوست، کاوه کاویان، منوچهر آذری و آتیلا پسیانی یک هفته پس از «گل یخ» در 26 اسفندماه و به عنوان اکران عید سال 1384 اکران شد و حدود 912 هزار بیننده را جذب سالنهای سینما کرد و رتبه چهارم جدول پرتماشاگرترینهای سال را به خود اختصاص داد.
«عروس فراری» به کارگردانی بهرام کاظمی و بازی امین حیایی، الناز شاکردوست، حسام نواب صفوی و… که در سال 1383 ساخته شده بود، 11 آبان 1384 اکران شد و حدود 652 هزار نفر از آن دیدن کردند و رده ششم جدول پربینندهترینهای سال به فیلم بهرام کاظمی رسید. تقریبا ۳ فیلم پرفروش در اولین سال فعالیت برای بازیگری که نشان داده توانمند هم هست، آمار قابل قبول و تا حدودی امیدوارکننده است.
انتخاب ژانرهای مختلف
اکران ۴ فیلم با هنرنمایی الناز شاکردوست در سال 1385 آن هم در چهار گونه (ژانر) متفاوت، گواهی بر این ادعاست: «قتل آنلاین»، «چند میگیری گریه کنی؟»، «چه کسی امیر را کشت؟» و «بی وفا». فیلمهایی که جایگاههای قابل توجهی در جدول پرتماشاگرترینهای سال به دست نیاورند اما شاکردوست در آنها بازیهای تحسینبرانگیزی ایفا کرد. شاکردوست این تنوع در انتخاب آثار و گونههای متفاوت را تا به امروز ادامه داده و باکی هم از چگونگی استقبال مخاطبان با این آثار نداشته است.
همانطور که در سال 1398 فیلم «مطرب» به کارگردانی مصطفی کیایی با بازی الناز شاکردوست و البته هنرنمایی پرویز پرستویی، محسن کیایی، مهران احمدی، عایشه گل جوشکن با 3 میلیون و ۳۰۰ هزار نفر مخاطب صدرنشین جدول پرتماشاگرترینهای سال میشود و همچنین فیلم «شبی که ماه کامل شد» ساخته نرگس آبیار که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را برای شاکردوست به ارمغان آورد در اکران همان سال و با جذب یک میلیون و 716 هزار تماشاگر در رده پنجم جدول پرمخاطبترینها قرار میگیرد، فیلمهایی چون «در میان ابرها» (سیدروح الله حجازی) با حدود 11 هزار تماشاگر، «پوسته» (مصطفی آل احمد) با حدود 3 هزار بیننده، «باد در علفزار میپیچد» (خسرو معصومی) با نزدیک به 9 هزار نفر مخاطب، «خدا نزدیک است» (علی وزیریان) با 25 هزار تماشاگر و چندین فیلم دیگر با هنرنمایی الناز شاکردوست هم در ردههای پایین جداول پربینندهترینهای سال اکران خود شدند.
رکورد عجیب الناز شاکردوست
یکی از عجیبترین نکات کارنامه بازیگری شاکردوست، اکران 7 فیلم با بازی او در یک سال (1389) است؛ «سلام بر عشق» (26 اسفند 1388)، «ناسپاس» (13 مرداد)، «کارناوال مرگ» و «فاصله» و «از ما بهترون» (11 شهریور)، «باد در علفزار می پیچد» (24 شهریور)، و «چراغ قرمز» (اول دی).
و عجیبتر اینکه ۳ فیلم «کارناوال مرگ»، «فاصله» و «از ما بهتریون» با حضور یک بازیگر مشترک (الناز شاکردوست) در یک روز اکران شدند!
البته شاید عجیبترین نکته این باشد که مجموع تماشاگران این ۷ فیلم به یک میلیون نفر هم نرسید!
«سلام بر عشق» ساخته اصغر نعیمی و با هنرنمایی امین حیایی، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، آتیلا پسیانی، کامران تفتی و… با حدود 372 هزار نفر پرتماشاگرترین فیلم این گروه و «باد در علفزار میپیچد» با حدود 9 هزار نفر کم تماشاگرترین فیلم این گروه بودند.
پرتماشاگرترین فیلمهای الناز شاکردوست
پس از فیلمهای «مطرب» و «شبی که ماه کامل شد» به عنوان ۲ فیلم پرتماشاگر الناز شاکردوست و همچنین «مجردها» و «عروس فراری» در ادامه به چند فیلم پرمخاطب دیگر او خواهیم پرداخت:
مجنون لیلی | قاسم جعفری
قاسم جعفری در سال 1386 فیلم «مجنون لیلی» را با بازیگرانی بیشماری چون محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حمید گودرزی، حامد بهداد، رضا رویگری، ابوالفضل پورعرب، نیما شاهرخ شاهی، یوسف تیموری، السا فیروزآذر، گلاره عباسی، رامین راستاد، احمد پورمخبر و… کارگردانی کرد. فیلم در نوروز سال 1387 به روی پرده رفت و با جذب 997 هزار تماشاگر توانست رتبه ششم جدول پربینندهترینهای سال را از آن خود کند.
رسوایی | مسعود دهنمکی
الناز شاکردوست پس از موفقیت مسعود دهنمکی در گیشه با سه گانه «اخراجیها» در فیلم «رسوایی» این کارگردان در نقش اصلی ظاهر شد. «رسوایی» از تاریخ 23 اسفند 1391 به عنوان فیلم اکران نوروزی سال 1392 به روی پرده رفت و کمتر از حد انتظار ظاهر شد و توانست کمتر از یک میلیون (964 هزار نفر) تماشاگر را جذب سالنهای سینما کند. فیلمی که اکبر عبدی را در شمایل یک روحانی با خود داشت و همچنین از حضور محمدرضا شریفی نیا، کامران تفتی و… در آن ایفای نقش میکردند آنچنان که باید نتوانست در گیشه بدرخشد اما با این حال در صدر جدول پرتماشاگرترینهای سال ایستاد.
چند میگیری گریه کنی؟ | شاهد احمدلو
کمدی درام چند میگیری گریه کنی؟ اولین ساخته سینمایی شاهد احمدلو و با بازی منوچهر نوذری، حمید لولایی، نیکو خردمند، ابوالفضل پورعرب، الناز شاکردوست، شهرام حقیقت دوست، حسین عابدینی، محمود بهرامی، هومن حاجی عبدالهی و … که در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای حمید لولایی به ارمغان آورد، 20 اردیبهشت سال 1385 در سینماها به روی پرده رفت و سرانجام توانست حدود 608 هزار تماشاگر را روانه سالنهای سینما کند و در جایگاه ششم جدول پربینندهترینهای سال قرار گیرد.
افتخارات کارنامه بازیگری الناز شاکردوست
الناز شاکردوست غیر از حضور تحسینبرانگیزش در فیلمهای «شبی که ماه کامل شد»، «تیتی» و «ابلق» در آثار دیگری نیز خوش درخشیده است.
فیلمهایی چون «تابو» (خسرو معصومی) که لوح تقدیر جشنواره فیلم سانفرانسیسکو را برای آن به دست آورد و فیلمهایی مثل «باد در علفزار می پیچد»، «چه کسی امیر را کشت؟»، «مجردها»، «در میان ابرها» و «خفه گی» که برای اولی از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر و برای سه تای بعدی از دورههای مختلف جشن خانه سینما نامزد دریافت جایزه شد و همچنین برای آخری تحسین نویسندگان و منتقدان را در پی داشت، آثاری هستند که شاکردوست در آنها اجرای درخشانی را از خود به جا گذاشته است.
1394 | برنده لوح تقدیر و جایزه جشنواره فیلم سان فرانسیسکوآمریکا | تابو
1396 | برنده تندیس بهترین بازیگر زن جشن حافظ | مبارک
1397 | برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بهترین بازیگر نقش اول زن | شبی که ماه کامل شد
1398 |برنده تندیس جشن انجمن منتقدان و نویسندگان ایران | شبی که ماه کامل شد
1401 | برنده تندیس جشن انجمن منتقدان و نویسندگان ایران | تی تی
بیشترین همکاری الناز شاکردوست با کارگردانان و بازیگران
بیشترین همکاری با کارگردانان
با مروری بر آثار کارنامه سینمایی شاکردوست میتوان همکاری او طیف وسیعی از کارگردانان را به وضوح دید. از هنرمندانی چون عباس کیارستمی («شیرین») و فریدون جیرانی («خفه گی») و بهنام بهزادی («من می ترسم») تا فرزاد موتمن («سراسر شب») و روح الله حجازی («در میان ابرها») و مصطفی کیایی («مطرب»).
شاکردوست تنها در دو فیلم از کارگردانانی چون کیومرث پوراحمد («گل یخ» و «اتوبوس شب»)، نرگس آبیار («شبی که ماه کامل شد» و «ابلق»)، خسرو معصومی («باد در علفزار می پیچد» و «تابو») و محمد بانکی («دو خواهر» و «تو و من») هنرنمایی کرده است.
البته او با محمدحسین لطیفی در یک فیلم سینمایی («اسب سفید پادشاه») و دو فصل از سریال «قلب یخی» نیز بیشترین همکاری را داشته است.
بیشترین همکاری الناز شاکردوست با بازیگران
الناز شاکردوست با محمدرضا گلزار در 5 فیلم و با 3 بازیگر دیگر در 4 فیلم همکاری کرده است.
5 فیلم:
محمدرضا گلزار: «گل یخ»، «مجنون لیلی»، «کیش و مات»، «دو خواهر» و «تو و من»
4 فیلم:
امین حیایی: «عروس فراری»، «چه کسی امیر را کشت؟»، «سلام بر عشق» و «آتیش بازی»
پوریا پورسرخ: «دلخون»، «حرکت اول»، «چراغ قرمز» و «ناسپاس»
اکبر عبدی: «قاعده بازی»، «کیش و مات»، «شرط اول» و «رسوایی»
3 فیلم:
هوتن شکیبا: «شبی که ماه کامل شد»، «تی تی» و «ابلق»
حمید گودرزی: «قتل آنلاین»، «بی وفا» و «کیش و مات»
بهرام رادان: «کارناوال مرگ»، «نقطه بی بازگشت» و «ابلق»
نیما شاهرخ شاهی: «ناسپاس»، «مجنون لیلی» و «کیش و مات»
مهران احمدی: «ابلق»، «من می ترسم» و «مطرب»
فیلمهای اکران نشده شاکردوست
از میان آثاری که الناز شاکردوست در آنها ایفای نقش کرده، منهای ۳ اثری که در صف اکران قرار دارند و از تولیدات جدید سینمای ایران هستند، فیلمهایی به چشم میخورند که یا بدون اکران سر از شبکه نمایش خانگی درآوردهاند یا تا به حال فرصت اکران پیدا نکردهاند.
فیلمهایی چون «تابو» (خسرو معصومی، 1393)، «حرکت اول» (فرهاد نجفی، 1387)، «نقطه بی بازگشت» (سیروس رنجبر، 1388)، «سراسر شب» (فرزاد موتمن، 1396). همچنین شاکردوست ۳ فیلم سینمایی را در صف اکران دارد. و در هر 3 تای آنها درخشان ظاهر شده است: «تی تی» (آیدا پناهنده)، «ابلق» (نرگس آبیار) و «من میترسم» (بهنام بهزادی).