افکار نیوز - آنچه خواهيد خواند به مراسم ازدواج مي پردازد كه حداكثر صد سال از عمر آن مي گذرد، البته نبايد ناديده گرفت كه آن زمان هم تشريفات به شكل عجيبي به چشم مي خورد...

در قدیم الایام، مراسم خواستگاری در تهران دارای رسم و رسومات خاص خود بوده است، رسم ازدواج به این صورت بوده که مادر فردی که تصمیم به ازدواج و همسر گزینی داشته به تنی چند از زنانی که کارشان پرس و جو و یافتن دختر مناسب و موردنظر است، می سپرد که اگر دختری با شرایط مناسب سراغ دارند به وی معرفی کنند پس از مدتی یکی از این زنان دختری را انتخاب و به همراه یک یا چند نفر از زنان خانواده داماد سرزده به خانه او می رفتند تا دختر را ببینند.

ورود با کاسه آب

دختر دم بخت و مورد نظر مدتی پس از ورود خواستگاران با کاسه ای آب وارد اتاقی که در آنجا خواستگاران نشسته بودند می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و کناری می نشست، در این هنگام یکی از زنان خواستگار(که معمولاً مسن تر و با تجربه تر بود) به نزد دختر رفته و چادر یا چارقد او را کنار می زد و دستی به سرش می کشید و موهایش را جا به جا می کرد تا مطمئن شود دختر کم مو یا موهایش عاریتی نباشد پس از طی این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر، خواستگاران به خانه برگشته و آنچه دیده و مشاهده کرده بودند با جوانی که قصد ازدواج داشت در میان می گذاشتند در صورت موافقت وی، پدر داماد همراه با چند تن از بزرگان و ریش سفیدان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند.

فردای آن روز مادر، خاله، عمه و دیگر اقوام نزدیک داماد برای «بله برون» به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و روز عقد و مسائلی از این قبیل صحبت می کردند. پس از چند روز از طرف خانواده داماد هدایایی که در چندین و چند مجمعه قرار داده شده بود به منزل عروس فرستاده می شد که از جمله هدایا می توان به شیرینی و میوه های فصل اشاره داشت.

پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم «بله برون» قرار خرید وسایل عروس، گذاشته می شد. وسایلی که معمولاً در این زمان خریده می شد عبارت بود از: پارچه و یا لباس دوخته شده، آیینه و شمعدان، وسایل آرایش عروس، لباس هایی برای عروس، کفش و جوراب، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل این چنین. برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند.

معمولاً مادر و خواهر عروس و داماد از جمله کسانی بودند که حق حضور در مراسم خرید را داشتند لازم به توضیح است این خرید بدون حضور عروس و داماد انجام شده و در عوض نمایندگان آنان به سلیقه خود وسایل مورد نیازشان را خریداری می کردند(که البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند) ضمن اینکه تمامی خرج خریدها به عهده داماد بود.


جهازبران

برای بردن جهیزیه چند نفر «طبق کش» به همراه چند اسب یا قاطر جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل می کردند. قبل از رسیدن این گروه به خانه داماد چند تن جلوتر به خانه داماد رفته و جاهایی از منزل داماد را که برای سکونت عروس در نظر گرفته شده بود نظافت و به اصطلاح آب و جارو می کردند. هنگامی که جهیزیه به خانه داماد منتقل می شد. فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی را که آورده بودند به داماد نشان می داد و از وی رسید می گرفت!

علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها جزء وظایف داماد محسوب می شد، طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند نقل و پارچه های کف طبق ها را که به منظور تزیین، تدارک دیده شده بود برای خود بردارند. ضمن این که وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاً میان خانواده های عروس و داماد صورت پذیرفته بود تهیه می شد.

حنابندان

سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند.
آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان(هر هفت) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز؛ سرخاب، سفیدآب، حنا، وسمه، سرمه، زرک، غالیه و خال، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد.

مراسم عقدکنان در خانه عروس

مراسم عقد کنان را معمولاً در خانه عروس انجام می دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا می شد. قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سر جای خود می چیدند. اسباب سفره عقد عموماً عبارت بود از: نقل و شیرینی، چند کله قند، چند لاله یا جار، گلابدان، خنچه، اسپند، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و…

به هنگام عقد عروس را مقابل آینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماً در آینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آینهه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد. به هنگام این کار زیر لب می خواندند: دوختم، دوختم، زبان مادر شوهر، خواهر شوهر، جاری و پدر شوهر را دوختم.

بردن عروس

پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقدکنان چند ساعتی به خوشی سپری می کردند. آنگاه چند نفر از خانواده داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می آمدند. عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت می کرده است.

وقتی قافله عروس به خانه داماد می رسید باید داماد به پیشواز عروس می رفت و «نارنجی» به طرف وی پرتاب می کرد. اگر عروس می توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد! هنگامی که می خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسر بچه نابالغی را آورده و یک بقچه حامل نان و پنیر را به وی می دادند و بچه موظف بود که این بقچه را به کمر عروس ببندد و با این نان و پنیر و عروس را روانه خانه داماد می کردند.

وقتی که عروس می خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می دادند تا به این ترتیب هر گونه طلسمی که برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود، عروس زیر لب می گفت یا عزیزالله، به این نیت که عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور کند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد.

در موقع ورود داماد به اتاق عروس نیز، کفش های عروس را در بالای در قرار می دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلّط باشد، بعد از اینکه عروس به خانه داماد وارد شد زن های فامیل می آمدند و شروع به شادمانی می کردند. آنان بر سر عروس و داماد مانند سر عقد نقل و پول می ریختند و می گفتند که هرگاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می شود.(کاملاً مشخص است که خرافات چقدر در این گونه مراسم به چشم می خورد، آنچه خواندید مربوط به مراسم ازدواج در یکصد سال اخیر در پایتخت ایران، تهران بود…)

منبع : ضميمه شماره ۲۳ مجله خانواده سبز هفتم و پانزدهم آبان