نبرد ایران و آمریکا در میدان قیمت نفت و دلار

 جنگ ایران و آمریکا دیگر صرفاً در میدان نظامی یا سطح تحریم‌های اقتصادی دنبال نمی‌شود و بخش مهمی از تقابل به بازارها، انتظارات و ادراک عمومی منتقل شده است. در این مرحله قیمت نفت در آمریکا و نرخ دلار در ایران به دو شاخص قابل مشاهده برای سنجش اثرگذاری اقدامات دو طرف تبدیل شده‌اند؛ شاخص‌هایی که تغییر آنها می‌تواند به افکار عمومی پیام «موفقیت» یا «شکست» یک سیاست را منتقل کند.در آمریکا دولت دونالد ترامپ تلاش کرده افزایش قیمت انرژی را که مستقیماً بر زندگی مردم اثر می‌گذارد، مهار کند. آزادسازی ذخایر راهبردی نفت، تلاش برای افزایش عرضه، رایزنی با کشورهای تولیدکننده و بررسی محدودیت صادرات برخی فرآورده‌ها، بخشی از این اقدامات است. دولت آمریکا در ۲۹ سپتامبر اعلام کرد تا ۴۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی این کشور را وارد بازار می‌کند؛ اقدامی که نشان می‌دهد قیمت نفت و سوخت به یکی از شاخص‌های سنجش عملکرد دولت ترامپ تبدیل شده است.

 
در طرف مقابل آمریکا تلاش کرده همین منطق را درباره بازار ارز ایران نیز به کار بگیرد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، سقوط ارزش ریال را مستقیماً به فشارهای اقتصادی دولت ترامپ نسبت داده و در یکی از پیام‌های خود تصویری از نرخ ۲.۴۴ میلیون ریال برای هر دلار منتشر کرد و با اشاره به سطح ۳ میلیون ریال، عملاً نرخ ارز را به شاخصی برای نمایش میزان اثرگذاری فشار آمریکا تبدیل کرد.به این ترتیب نرخ دلار در ایران دیگر برای واشنگتن صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست؛ یک شاخص سیاسی و رسانه‌ای است. هر افزایش نرخ ارز می‌تواند در روایت طرف مقابل به‌عنوان نشانه موفقیت فشارهای اقتصادی آمریکا معرفی شود.
 
 

دماسنج جنگ در ایران

در داخل ایران نیز نرخ دلار به یکی از ملموس‌ترین شاخص‌های سنجش وضعیت اقتصادی و حتی عملکرد دولت تبدیل شده است. بسیاری از مردم جزئیات تحریم‌ها، درآمدهای نفتی یا کانال‌های انتقال پول را دنبال نمی‌کنند اما تغییر نرخ دلار را هر روز می‌بینند و اثر آن را در قیمت کالاها، طلا، خودرو و سایر دارایی‌ها احساس می‌کنند.بانک مرکزی نیز اعلام کرده است که «سطح فعلی نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد» و بخشی از نوسانات ناشی از نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار است.به همین دلیل بازار ارز در شرایط فعلی فقط یک بازار اقتصادی نیست بلکه به یک دماسنج برای سنجش عملکرد مجموعه حاکمیت تبدیل شده است.در چنین شرایطی تمامی مقامات و نهادهای تصمیم‌گیر از دولت و بانک مرکزی تا سران قوا و شورای عالی امنیت ملی، باید در تصمیمات و اظهارنظرهای خود اثر آن بر بازار ارز و انتظارات مردم را در نظر بگیرند و مجموعه اقدامات اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای را در جهت کاهش نااطمینانی و ایجاد ثبات در بازار ارز به کار بگیرند.
 
 
اکنون افکار عمومی بخش مهمی از عملکرد دولت و حاکمیت را با نرخ دلار می‌سنجد. کاهش نرخ ارز و بازگشت ثبات به بازار می‌تواند برای مردم نشانه‌ای از فعال بودن سیاست‌گذار و توانایی کشور در مدیریت فشارهای اقتصادی باشد؛ در مقابل تداوم افزایش نرخ دلار می‌تواند حتی اقدامات مثبت و واقعی دولت را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد.بنابراین در شرایط فعلی ثبات بازار ارز فقط یک هدف اقتصادی نیست بخشی از مدیریت جنگ اقتصادی و روانی است. همان‌طور که آمریکا تلاش می‌کند کاهش قیمت نفت را به‌عنوان نشانه موفقیت سیاست‌های خود نشان دهد، ایران نیز باید اجازه ندهد افزایش نرخ دلار به تابلوی نمایش موفقیت فشارهای اقتصادی آمریکا تبدیل شود.در این شرایط هم‌راستایی سیاست‌های اقتصادی و پیام‌های مقامات، تقویت عرضه مؤثر ارز و کاهش نااطمینانی در بازار می‌تواند زمینه‌ساز تعدیل انتظارات و بازگشت تدریجی ثبات به بازار ارز باشد.