به گزارش افکارنیوز،

رئیس جمهور چهارشنبه گذشته در اجتماع مردم لاهیجان، گفت: «به رهبری گفتم فرماندهی جنگ اقتصادی با حضرتعالی باشد، فرمودند فرمانده این جنگ باید رئیس جمهور باشد.»

این بیان رئیس جمهور نشان می دهد او قبول دارد کشور دچار یک جنگ اقتصادی است، اما وی و هیئت وزیران طی پنج سال گذشته هیچ نوع آرایشی که نشان دهنده ادراک وضعیت جنگی باشد، نگرفته اند. این جنگ علیه ملت ایران توسط غرب به ویژه سال های مذاکره برای توافق برجام حتی برای حفظ ظاهر در مذاکرات نشان نداد که ما در حال جنگ با آنها هستیم.

لبخند وی و وزیر خارجه اش همیشه زینت بخش جلسات مذاکرات بود. تیم دیپلماتیک کشور در مذاکرات اصلاً متوجه این جنگ نبود، چرا که در توافقات، میلیاردها دلار نقد به طرف غربی بخشید و یک نمونه آن اکسید کردن اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد بود که در بازار همان روز توافقات نزدیک به ۱۸ میلیارد دلار ارزش داشت. آنها برای جنگیدن نرفته بودند اما لحن طرف مقابل مشخص بود جز جنگ پیام دیگری ندارد.

 

رئیس جمهور با خبر خلاف واقع خزانه خالی، مذاکرات را کلید زد. همین کلید باعث شد قفل روی قفل بیاید، تحریم ها برداشته نشود، دلار از سه هزار تومان به ۱۸ هزار تومان و گوشت از ۲۶ هزار تومان به ۱۲۰ هزار تومان برسد و اخلال در بازار هجدهمین اقتصاد جهان پدید آید.

 

رئیس جمهور اگر از شرح وظایف خود در قانون اساسی به ویژه اصل ۱۲۶ قانون اساسی مطلع بود، به رهبری پیشنهاد نمی‌کرد فرماندهی جنگ اقتصادی را به عهده گیرد. چون اصل ۱۲۶ قانون اساسی می‌گوید مسئولیت امور «برنامه» و «بودجه» و «امور اداری استخدامی» کشور مستقیماً به عهده رئیس جمهور است. نمی شود در وسط جنگ اقتصادی، اصل ۱۲۶ قانون اساسی را تعطیل کرد و وظایف کلیدی وی را بلاموضوع نمود، آن هم به پیشنهاد خود وی!

 

اصل ۱۲۷ قانون اساسی می گوید؛ «رئیس جمهور می تواند در موارد خاص بر حسب ضرورت با تصویب هیئت وزیران نماینده یا نمایندگان ویژه با اختیارات مشخص تعیین نماید. در این موارد تصمیمات نماینده یا نمایندگان مذکور در حکم تصمیمات رئیس جمهور و هیئت وزیران است.»

 

این اصل نشان می دهد رئیس جمهور با تکثیر خود در تمام زوایا و مشکلات اقتصادی با اعزام نماینده ویژه، بسیاری از گره های کور در امر تولید، صادرات و اخلال در نظام اقتصادی را قبل از ورود دستگاه قضا، باز کند و از اختیارات وسیع و گسترده خود استفاده کند.

 

۸۰ درصد اقتصاد کشور دست دولت است. یکی دو بنگاه اقتصادی کشور به تنهایی دو برابر بودجه عمومی دولت، منابع مالی در اختیار دارند. در بودجه عمومی دولت میلیاردها تومان اعتبار با عنوان کمک، در اختیار رئیس جمهور است که با یک امضای گیرنده وجه بدون هیچ حسابرسی قابل پرداخت است. رئیس جمهور در اداره اقتصاد کشور قدرت مطلقه دارد. چطور با این قدرت مطلقه از پس مشکلات پیش پا افتاده ای مثل تنظیم بازار برنمی آید؟

 

رئیس جمهور در برخورد با فساد؛ سازمان حسابرسی و تعزیرات را در اختیار دارد. او پس از رهبری، عالی ترین مقام رسمی کشور است. چرا از این مقام قانونی خود برای حل و فصل مشکلات مردم استفاده نمی‌کند؟

 

حجم مراودات و مبادلات اقتصادی ایران با افغانستان به تنهایی برابر کل مبادلات اقتصادی کشور با ۲۸ کشور اروپایی است. چرا رئیس جمهور یک نماینده ویژه برای رتق و فتق و توسعه روابط با افغانستان، علاوه بر تشویق دستگاه دیپلماسی در این باره تعیین نمی کند تا مشکل حقابه رود هیرمند را حل کند؟ مبادلات اقتصادی با عراق بیش از هشت میلیارد دلار در سال است، تازه رئیس جمهور به فکر این افتاده است سفری به بغداد کند. چرا دولت معطل INSTEX، SPV اروپایی است؟ چرا از ترس اف FATF، می خواهد خودکشی در کانال مالی آنها کند؟

 

چین، هند و روسیه فریاد می زنند ما می خواهیم روابط راهبردی با شما داشته باشیم، با برجام یا بی برجام در کنار شما هستیم. چرا پاسخ در خور نمی شنوند؟ سستی و کاهلی در رویکرد به شرق دیده می شود. این سه کشور بیش از نیمی از جمعیت جهان را در خود جا داده اند. چه چیز مانع است دولت به سرعت به سمت شرق برود و از بی مهری و ستم غرب انتقام بگیرد؟

 

سیاست های اقتصاد مقاومتی و سیاست های کلی اقتصاد از سوی رهبری اعلام شده است. اگر رئیس دولت در واگذاری فرماندهی اقتصادی کشور به رهبری، صادق است چرا در اجرای این سیاست ها تعلل می کند؟ اگر این سیاست ها عملی شود اصلاً ما نیازی به غرب نداریم و با شرق هم به صورت شرافتمندانه می توانیم تعامل اقتصادی داشته باشیم. پیروزی در جنگ اقتصادی، تکیه بر تولید ملی است.

زیرساخت های تولید در سراسر کشور مهیاست. مردم زیر سقف کارخانجات و روی زمین های زراعی و کشاورزی شبانه روز کار می‌کنند و در صف اول نبرد اقتصادی قرار دارند و تولید ملی را هر سال بیشتر از سال قبل ارتقاء می دهند. چرا از کارآفرینان و زحمتکشان عرصه تولید، با این همه ابزارهای خارق العاده در دولت، حمایت جدی نمی شود؟ چرا در برخورد با فساد و نفوذی های دشمن، تعلل صورت می گیرد؟ این معرکه، بخشی از نبرد اقتصادی است. دولت باید نسبت به آن اهتمام داشته باشد.

سید مسعود علوی