خبر دستگیری چندین مقام عالی رتبه اردنی از جمله شاهزاده حمزه بن حسین برادر ناتنی ملک عبدالله دوم و رئیس پیشین دیوان پادشاهی باسم عوض الله یکی از مهمترین تحولات روزهای اخیر منطقه غرب آسیا بوده است. اردن به دلیل مشکلات اقتصادی طی یک دهه اخیر همواره شاهد نا آرامی‌های مستمر بوده است. این ناآرامی‌ها از زمان آغاز بیداری اسلامی طی سال‌های 2011 و 2012 خود را در قالب اعتراض به وضع معیشت و پس از آن گرانی سوخت و نان و در دو سال گذشته به صورت اعتراضات گروه‌های مرجع مثل معلمان و کارگران خود را نشان داده است.

نگاهی به اعتراضات یک دهه اخیر اردن

شاید خطرناک‌ترین و مهمترین اعتراضات طی یک دهه اخیر در اردن طی سال‌های 2015 و 2016 اتفاق افتاد. هنگامی که احزاب اسلامی به ویژه احزاب وابسته به اخوان المسلمین تلاش کردند در عرصه سیاسی پادشاه این کشور را مجبور به قبول برخی اصول دموکراتیک و اسلامی کنند. در آن دوره پادشاه اردن با کمک غرب توانست با سرکوب کامل احزاب اسلامگرا ، احزابی با ظاهر اسلامی را که وابسته به دربار اردن بودند جایگزین احزاب کنونی کرده، قائله را خاتمه دهد. اما سال 2017 پس از آن کشته شدن دو جوان اردنی به دست مأمور امنیتی سفارت رژیم صهیونیستی در اردن این کشور را در بحرانی عمومی فرو برد. مسئله‌ای که به فرار کادر سفارت رژیم صهیونیستی از اردن ختم شد. در آن زمان کابینه وقت اردن در حالی که از سوی مردم برای دادگاهی مأمور امنیتی سفارت رژیم صهیونیستی تحت فشار بود با دادن فرصت به سفیر رژیم صهیونیستی موجبات فرار تمام کادر سفارت این رژیم را فراهم آورد. کاری که قطعاً با دستور و هماهنگی پادشاه اردن انجام شده بود.

آغاز اختلافات اردن و رژیم صهیونیستی

تا اینجای کار اردن و رژیم صهیونیستی به دلیل آنکه در یک پیمان منطقه‌ای قرار داشته ، هر دو همپیمان ایالات متحده در منطقه محسوب می شدند با یک دستور کار جلو می رفتند و طبیعی بود که اردن با رژیم صهیونیستی همراه باشد. اردن در جریان بحران سوریه در عرصه اطلاعاتی با قرار دادن اتاق عملیات «موک» نزدیک مرزهای شمالی خود در اختیار ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به منظور عملیات در سوریه عملاً خود را به عنوان دشمن سوریه مطرح کرده بود و از این طریق مهمترین شریک تجاری خود و یکی از منابع مهم اقتصادی و مسیر ترانزیت کالاهای خود را از دست داده بود. مسئله‌ای که به بحران اقتصادی طی سال‌های بعد منتهی شد. ولی صهیونیست‌ها و ایالات متحده با روی کار آمدن ترامپ تمام گذشته و خسارت های اردن را فراموش کرده، اردن را در ورطه طوفانی جدید قرار دادند.

معامله قرن و بحران‌های ساختگی داخلی اردن

با روی کار آمدن دونالد ترامپ و ارائه معامله قرن از سوی ایالات متحده در آن دوران اختلاف حقیقی بین اردن و جناح آمریکایی- صهیونیستی آغاز شد. اردن مخالف معامله قرن بود چرا که اجرایی شدن معامله قرن مساوی با از بین رفتن اردن به عنوان «فلسطین بدیل» بود و پادشاه اردن نه می خواست پادشاهی خود را از دست دهد و نه اینکه ننگ از بین رفتن اردن بر دامن خاندان هاشمی در تاریخ ثبت شود لذا به شدت با معامله قرن مخالفت کرد.

مخالفت پادشاه ارن با معامله قرن موجب شد شورای همکاری خلیج فارس، کمک‌های اقتصادی خود را کاهش داده، عربستان اردنی‌های مشغول به کار را اخراج کند تا این مجموعه در کنار بحران آب در اردن که به بسته شدن سرچشمه‌های رودهای اردن از سوی صهیونیست ها ارتباط داشت در کنار از بین رفتن تعامل اقتصادی اردن با سوریه همگی به یک بحران اقتصادی تمام عیار در اردن ختم شود. نتیجه این امر اعتراضات عمومی در سال 2018 در اردن بود. اعتراضاتی که در حقیقت ساخته و پرداخته هم پیمانان منطقه‌ای و جهانی اردن در اثر مخالفت پادشاه اردن با معامله قرن بود.

افزایش اختلاف در دوره عادی سازی روابط

پادشاه اردن که خود را متولی مکان‌های مقدس فلسطین می‌داند خود را در جایگاهی شبیه خاندان سعودی قرار می دهد چرا که تولیت قبله اول مسلمانان را در دست دارد. معامله قرن این جایگاه را از وی می گرفت لذا پس از معامله قرن تلاش کرد به حفظ این وجهه و جایگاه خود در کشورهای منطقه‌ای و اسلامی ادامه دهد. از این رو بود که حاضر نشد به رغم توافق صلحی که با رژیم صهیونیستی در سال 1994 امضا کرده ، در دوره عادی سازی روابط با صهیونیست‌ها همراهی کند.

نتیجه عملی این دیدگاه پادشاه اردن در مانع تراشی‌های پی در پی برای سفر نتانیاهو به امارات نمود یافت و نتانیاهو مجبور شد به دلیل همین مانع تراشی‌ها 5 بار سفر خود به امارات را لغو کند. مسئله‌ای که خشم شدید نتانیاهو را به همراه داشت و موجب شد او پس از گذشت قریب دو سال از امضای توافقنامه عادی سازی روابط با امارات متحده عربی هنوز نتواند به امارات سفر کند.

این اختلافات در زمانی در حال تشدید بود که اردن در داخل به دلیل بزرگترین اعتراض سراسری معلمان در تاریخ اردن به شدت درگیر بود.

تشدید بحران کمبود آب و درخواستی که رد شد

آنچه اختلاف بین اردن و رژیم صهیونیستی را تشدید کرد درخواستی بود که طی یک ماه گذشته پادشاه اردن از صهیونیست‌ها داشت. پادشاه اردن طی یک ماه گذشته از رژیم صهیونیستی خواست میزان ورود آب از سرچشمه‌های رود اردن را به سمت اردن افزایش دهد تا مشکل کمبود آب در اردن تا حدی حل شود. اما نتانیاهو رسماً اعلام کرد به این درخواست پاسخ مثبت نخواهد داد. این به معنای تشدید درگیری و وقوع نوعی جنگ غیر رسمی بین دو طرف بود. بسیاری از رسانه های منطقه ای این رد درخواست را مقابله نتانیاهو با پادشاه اردن توصیف کردند.

آیا نتانیاهو از حوادث اخیر اردن اطلاع داشت؟

پس از وقوع حوادثی در دربار اردن که در رسانه‌های منطقه‌ای به کودتای نظامی در دربار این کشور تشبیه و توصیف شد همین رسانه‌ها از دست داشتن، محمد بن راشد، امیر دبی و محمد بن سلمان، ولی عهد عربستان در این به ظاهر کودتا خبر دادند.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی هم نوشتند نتانیاهو از کودتای اردن اطلاع داشته، اما به دلیل آنکه ترجیح می دهد کسی غیر از ملک عبدالله دوم، در اردن بر سر قدرت باشد پادشاه این کشور را از این مسئله آگاه نکرده است.

 حال اگر روند اقدام پنج سال گذشته رژیم صهیونیستی، عربستان و امیر دبی را در کنار اقدامات اخیر قرار دهیم به نظر می رسد این اخبار خالی از صحت نباشد. به ویژه آنکه امیر دبی یک انگیزه دیگر هم برای مقابله با پادشاه اردن دارد. همسر سوم محمد بن راشد خواهر تنی ملک عبدالله دوم است که دو سال قبل با فرار از قصر محمد بن راشد در دبی به همراه دخترش به ملک عبدالله دوم پناه برد و هم اکنون در حمایت وی قرار دارد. این امر انگیزه‌ای کافی می‌تواند برای محمد بن راشد ایجاد کرده باشد. هر چند طرح‌های منطقه ای پتانسیل بالاتری برای کودتا ایجاد کرده‌اند اما این مسئله نمی تواند در ایجاد انگیزه بدون تأثیر بوده باشد.

معامله قرن ترامپ نوعی شکاف در هم پیمانان آمریکا در منطقه ایجاد کرد و آنها را به دو گروه حامی و مخالف ترامپ و طرح‌هایش تقسیم کرد. به نظر می رسد نوعی هم پیمانی پنهان پس از کنار رفتن دونالد ترامپ در منطقه رخ داده است. بن سلمان ، امرای امارات و نتانیاهو طرف‌هایی هستند که در پیمان ترامپ مانده‌اند و در مقابل ملک عبدالله دوم، پادشاه کنونی اردن، ابومازن، رئیس حکومت خودگردان فلسطین و السیسی، رئیس جمهور مصر مخالفان ترامپ هستند که از گروه اول جدا شده‌اند. جنگ قدرتی که در این میان بین دو گروه منشق شده از هم پیمانان آمریکا رخ داده در حال رقم زدن تحولات کنونی کشورهای منطقه است و می‌توان انتظار داشت تحولاتی بعدی را نیز در منطقه ایجاد کند. باید منتظر ضربه زدن به سایر مخالفان جناح ترامپ و جنگ بین آنها و موافقات ترامپ بود.