جنگ آمریکا و ایران وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحلهای که تحلیلگران غربی آن را «شکست استخوان» مینامند.دونالد ترامپ با اعلام حصار کامل دریایی بر بنادر ایران، قمار بزرگی را شروع کرده است. دو رسانه معتبر انگلیسی، دیلی تلگراف و فایننشال تایمز، در تحلیلهای خود هشدار میدهند که این قمار ممکن است نه تنها ایران را تسلیم نکند، بلکه آمریکا و متحدانش را گرفتار بحرانی طولانیتر کند.دیلی تلگراف در خصوص اقدامات آمریکا علیه ایران، اصطلاح «بستن دوگانه» را به کار برده است؛ به معنای دو اقدام همزمان آمریکا: حصار دریایی بر بنادر ایران و تلاش برای مختل کردن عبور کشتیهای ایرانی از تنگه هرمز. مشکل اینجاست که تنگه هرمز یک آبراه مشترک است و نمیتوان کشتیهای ایرانی را متوقف کرد اما دیگران را رها کرد. این استراتژی عملاً غیرممکن است و دیلی تلگراف آن را یک راهفرار فرضی از جنگ میداند.
سومین استراتژی ترامپ برای شکستن ایران
دیلی تلگراف نوشت: ترامپ ابتدا انتظار داشت ایران در میدان جنگ تسلیم شود. وقتی نشد، امیدوار بود روی میز مذاکره کوتاه بیاید. حالا با حصار دریایی، به دنبال سومین استراتژی است: فشار حداکثری بر شریان انرژی ایران. نفت حدود ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل میدهد. جنگ و حملات قبلی، بیش از یک میلیون شغل را نابود کرده است. اما دیلی تلگراف تأکید میکند: ایران طبق قواعد معمول بازی نمیکند و سابقه تحمل هزینههای سنگین را دارد.عامل زمان؛ برگ برنده قدرتمند ایرانبه گزارش دیلی تلگراف، ایران روی «عامل زمان» شرط بسته است. برآورد تهران این است که افزایش قیمت سوخت، بار سیاسی سنگینی روی دوش ترامپ خواهد گذاشت، مخصوصاً با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره.جدعون راشمن، تحلیلگر ارشد فایننشال تایمز، مینویسد: ترامپ خود را استاد معاملات میداند اما مذاکره نیازمند صبر است و صبر در شیمه او نیست. بستن تنگه هرمز (عبورگاه ۲۰ درصد انرژی جهان) فشار را متوجه آمریکا و متحدانش میکند و موضع ایران را تقویت میکند. راشمن تأکید میکند: ایرانیها در این ارزیابی که زمان به سود آنهاست، حق دارند.فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، به فایننشال تایمز گفته است: از دست دادن چنین حجمی از عرضه، «بزرگترین تهدید امنیت انرژی جهان در تاریخ» است که حتی از شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ شدیدتر خواهد بود.
جهان زیر فشار؛ از آسیا تا اروپا
دیلی تلگراف گزارش میدهد کشورهای عربی خلیج فارس دچار فلج اقتصادی شدهاند؛ سرمایهگذاریها کاهش یافته و صادرات متوقف شده است. کارخانههای آسیایی تولید را کم کردهاند، در آفریقا سهمیهبندی سوخت آغاز شده و فرودگاههای اروپا با کمبود سوخت مواجهاند. فایننشال تایمز مینویسد بحران به صنایع گردشگری، هواپیمایی، تولید نیمهرساناها (به دلیل کمبود هلیوم خلیج فارس) و امنیت غذایی (کمبود کود) رسیده است. بانک توسعه آسیایی هشدار داده این بحران رشد آسیا را بیش از یک درصد کاهش میدهد.راشمن تأکید میکند: نظام ایران «تدبیرآمیز، خشن و در حال جنگ برای بقا» است و از فروش نفت با قیمت بالا ذخیره مالی مناسبی دارد. اگر حصار نتواند ایران را به زانو درآورد، آمریکا با گزینههای دشواری روبرو میشود. حتی اگر آمریکا ناوهای جنگی را از تنگه عبور دهد، ایران نیازی به غرق کردن همه نفتکشها ندارد؛ چند حمله با پهپاد یا قایقهای تندرو کافی است تا حرکت نفتکشها کاملاً غیرقابل بیمه شود. نخستین بازتاب بحران در اروپا، ایرلند بود؛ جایی که اعتراضات به گرانی سوخت، کشور را فلج کرد و دولت مجبور به اعزام ارتش شد.فایننشال تایمز نتیجه میگیرد پایان این جنگ نیازمند «چشمانداز استراتژیک، صبر و توانایی ائتلافسازی» است؛ ویژگیهایی که در وجود ترامپ تردید وجود دارد. دیلی تلگراف نیز یادآوری میکند محاصره دریایی به ندرت زود نتیجه میدهند؛ جهان باید خود را برای دوره طولانی عدم قطعیت آماده کند. در این میانه، ایران با تکیه بر عامل زمان و انعطافپذیری، برگ برنده را در دست دارد.