لری جانسون، افسر سابق سیآیای و کارشناس شناخته شده آمریکایی معتقد است که ایران تحت رهبری جدید، برای مطالبه امتیازات و حقوق خود در موقعیت برتر قرار دارد و هرچند آمریکا ممکن است دوباره جنگ را از سر بگیرد، اما آیتالله سید مجتبی خامنهای، به دلیل تجربیات مستقیم و شخصی، برای حفظ راهبرد «مقاومت» عزمی راسخ دارد و به توسعه حمایت جمهوری اسلامی ایران از محور مقاومت، بسیار باورمند است.
آمریکا به دنبال گرفتن امتیاز و تحمیل فشار بیشتر است
از نگاه جانسون، مشکل اصلی ترامپ رفتار و گفتار متناقض اوست که هرگونه اعتماد را از بین میبرد. بهطور مشخص در حالیکه یکی از شروط روشن ایران برای ورود به روند سیاسی، تثبیت آتشبس و برداشتهشدن فشارهای تحریمی بود، دولت ترامپ پس از پیشبرد آتشبس میان اسرائیل و حزبالله، بلافاصله با اعلام تحریمهای تازه علیه ایران عملاً نشان داد که هنوز منطق فشار و اجبار را بر منطق توافق ترجیح میدهد. از نظر جانسون، این یعنی آمریکا هنوز به یک چارچوب منسجم و صادقانه برای حل بحران نرسیده و در درون ساختار تصمیمگیری آن، بهجای هماهنگی راهبردی، نوعی آشفتگی و دوگانگی حاکم است؛ دوگانگیای که باعث میشود ایران این جمعبندی را داشته باشد که واشنگتن در پی یک مصالحه واقعی نیست، بلکه میخواهد از زبان مذاکره بهعنوان ابزاری برای گرفتن امتیاز بیشتر و تحمیل فشارهای تازه استفاده کند.
ایران در موقعیت برتر برای مطالبه امتیازات بیشتر قرار دارد
از سوی دیگر، جانسون معتقد است که ایران ترکیبی از «شفافیت در مطالبات» و «توان مقاومت در برابر فشار» را به اثبات رسانده است؛ به این معنا که تهران برای ورود به هرگونه روند مذاکره، شروط مشخص و غیرقابلابهامی تعریف کرده و در عین حال نشان داده که بدون دریافت امتیاز واقعی حاضر به عقبنشینی نیست. جانسون سپس تأکید میکند تصور «محاصره فلجکننده» علیه ایران، اساساً با واقعیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی همخوانی ندارد. او با ارجاع به تجربه طولانی کوبا استدلال میکند که حتی یک محاصره کامل و چنددهساله هم لزوماً به تغییر رفتار یا تسلیم سیاسی منجر نمیشود، چه برسد به کشوری مانند ایران که از مزیتهایی چون منابع گسترده انرژی، عمق جغرافیایی و دسترسی به مسیرهای متنوع زمینی و دریایی برخوردار است. در نتیجه، ترکیب این دو مؤلفه، یعنی شروط روشن ایران و محدودیت اثربخشی فشار اقتصادی، به این جمعبندی منجر میشود که راهبرد مبتنی بر اجبار نهتنها کارآمد نیست، بلکه احتمالاً موقعیت چانهزنی ایران را نیز تقویت میکند.
اسرائیل میتواند بار دیگر ترامپ را کانالیزه کرده و به سمت جنگ دوباره سوق دهد
در خلال این گفتوگو، جانسون وضعیت کنونی را ناپایدار توصیف کرده و تصریح میکند که این به اصطلاح «آتشبس» نوعی وقفه تاکتیکی است، زیرا گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن باقی مانده و هر لحظه امکان بازگشت به درگیری وجود دارد. این ارزیابی با نقد عمیقتری از فرآیند تصمیمگیری آمریکا پیوند میخورد؛ او تأکید میکند ورود به این بحران محصول اطلاعات غلط و عملیات ادراکی اسرائیل بود، از جمله ترویج این تصور باطل که جامعه ایران آماده شورش داخلی است.
وی سپس بحث را به سطح ساختاری تعمیم داده با استناد به تجربه خود توضیح میدهد که در نظام تصمیمسازی آمریکا، اگر جریان اطلاعات کنترل یا فیلتر شود، بهسادگی میتوان رئیسجمهور را در یک چارچوب ادراکی خاص قرار داده و او را به سمت تصمیمات نادرست سوق داد. بنابراین، مسئله صرفاً به ویژگیهای فردی ترامپ محدود نمیشود، بلکه به یک ضعف نهادی اشاره دارد که در آن سیاست، اطلاعات را شکل میدهد و همین امر خطر تکرار محاسبات غلط و در نتیجه بازگشت به جنگ را حتی در شرایط آتشبس افزایش میدهد.
رهبر جدید در ایران، با عزمی راسخ خواهان توسعه نفوذ محور مقاومت است
در بخش پایانی گفتوگو، لری جانسون به ارائه تصویری از رهبری جدید در ایران میپردازد و مدعی میشود که [آیتالله] «مجتبی خامنهای»، نهتنها تداومدهنده خط مشی رهبر پیشین، است بلکه در برخی مواضع به نظر میرسد مقاومتر است. جانسون تحلیلی خود را از شخصیت رهبری جدید به دو عامل اصلی پیوند میزند: نخست، تجربه مستقیم ایشان در جنگ ایران و عراق که نوعی نگاه امنیتی و حفظ بقای دولت-ملت را در شکلگیری ذهنیت راهبردی تقویت میکند؛ ودوم، پیوندهای نزدیک و عمیق ایشان با نهادهای نظامی-امنیتی در سطوح مختلف بهویژه عناصر گوناگون در سپاه که وزن این رویکرد را در ساختار قدرت افزایش میدهد. بر این اساس، جانسون نتیجهگیری میکند که حتی با وجود تغییر در سطح رهبری، انتظار تغییر بنیادین در رفتار کلان ایران، بهویژه در قالب «عقبنشینی راهبردی» یا امتیازدهی به غرب، چندان واقعبینانه نیست، بلکه احتمالاً شاهد تداوم یا حتی تشدید رویکرد مبتنی بر بازدارندگی، مقاومت و حفظ عمق نفوذ منطقهای خواهیم بود.