به گزارش افکارنیوز،

تنها چند روز پس از این که بزرگ ترین تظاهرات فلسطینی ها در سال های اخیر، توسط سربازان صهیونیست به خاک و خون کشیده شد و در حالی که هنوز کشورهای مختلف دنیا در حال محکوم کردن این اقدام ددمنشانه رژیم اشغال گر قدس بودند،  به ناگاه محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در سخنانی جنجالی با نشریه «آتلانتیک» در آمریکا هدیه ای بی سابقه به اسرائیلی ها تقدیم کرد. بن سلمان با بیان این که شهروندان اسرائیلی حق دارند در سرزمین خود در صلح و آرامش زندگی کنند، بار دیگر آمادگی خود را برای به رسمیت شناختن اسرائیل نشان داد.

عربستان سعودی ماه گذشته نیز برای نخستین بار مرزهای هوایی‌اش را در اختیار هواپیماهای مسافربری اسرائیل قرار داد. مقامات اسرائیلی از این رویداد به عنوان یک دستاورد تاریخی یاد کرده‌اند. همچنین نوامبر سال گذشته هم یکی از اعضای کابینه امنیتی نتانیاهو از گفت‌وگوهای مخفیانه‌ای بین ریاض و تل‌آویو خبر داده بود.

اما چرا در حالی که قیام گسترده مردم فلسطین باردیگر توجه جهان و جهانیان را به موضوع فلسطین و تجاوزات صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی جلب کرده است، سران سعودی در ریاض تلاش می کنند تا با این موج جدید بیداری به مقابله پرداخته و با حمایت از صهیونیست ها امید مردم مظلوم فلسطین را نا امید کنند؟

در پاسخ باید تصریح کرد که روند تحولات منطقه و به ویژه پیروزی های اخیر جریان مقاومت در غرب آسیا به صورت خاص در یمن و سوریه از یک سو و تصریح اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بر مصمم بودن عزم واشنگتن برای خروج نیروهایش از سوریه از سوی دیگر باعث شده است تا شاهزاده جوان و خام سعودی که آرزوهای بزرگی برای آینده در سر دارد، دچار نگرانی شود.

بن سلمان به خوبی می داند که پایه های قدرت در عربستان برآمده از سه مولفه اصلی "زر" ، "زور" و "تزویر" است. نفت به عنوان مهم ترین منبع درآمد عربستان نقش "زر" را دارد، وهابیت به عنوان ایدئولوژی رسمی سعودی ها، نقش "تزویر" را و "زور" هم همواره در حمایت نظامی آمریکایی ها از شاهزاده های در قدرت و حضورشان در منطقه غرب آسیا متجلی می شود.

این روزها محمد بن سلمان که بیش از همه خود را به تخت سلطنت در عربستان نزدیک می بیند به شدت با سازمان وهابیت به عنوان یکی از پایه های قدرت در عربستان درافتاده است و تلاش می کند تا برای جلب حمایت کشورهای غربی خود را قهرمان دین زدایی از جامعه عربستان نشان دهد. از سوی دیگر تلاش بن سلمان برای سرکوب رقبای داخلی باعث شده است تا وضعیت وی در درون دربار سعودی نیز شکننده باشد. بن سلمان که خود برآمده از ضعیف ترین شاخه از خاندان عبدالعزیز است به خوبی از موقعیت و توانمندی عموزاده هایش با خبر است بنابراین به شیوه های مختلف و بعضا خشن و قهر آمیز در صدد محدود سازی ایشان برآمده ،امری که شیرازه همبستگی درونی در آل سعود را از هم پاشانده است.

 در چنین شرایط نابه سامانی دونالد ترامپ، رئیس جمهور غیر قابل پیش بینی آمریکا نیز به صراحت تاکید کرده است که قصدی برای ماندن در غرب آسیا ندارد. کابوس بن سلمان، یعنی تنهایی در منطقه در مقابل جریان رو به رشد مقاومت و شکنندگی داخلی در حال تعبیر شدن است. بن سلمان به رغم رشوه زیادی که به مقامات واشنگتن داده است، احساس نگرانی شدیدی از آینده روابط خود با دولت ترامپ دارد. واشنگتن هیچ تضمینی برای آینده موقعیت عربستان در منطقه خلیج فارس نمی‌دهد. کاخ سفید حتی قانون جاستا را که به قربانیان حمله تروریستی 11 سپتامبر اجازه می دهد تادعوای حقوقی خود را علیه ریاض به دلیل دست داشتن اتباع این کشور در این حمله اقامه کنند ، ملغی نکرده است. چند روز قبل نیز یک قاضی آمریکایی با درخواست عربستان سعودی برای رد شکایت های مربوط به دخالت ریاض در حملات 11 سپتامبر 2001 مخالفت کرد. راز تلاش های مذبوحانه ریاض برای نزدیک شدن به تل آویو و خود فروشی سران سعودی را می توان در  شکست های منطقه ای عربستان دید. سعودی ها نه تنها در منطقه بلکه در داخل مرزهای شان نیز توانایی تامین امنیت منافع خود را ندارند. ولیعهد سعودی این روزها به مثابه فردی که در حال غرق شدن است به هر خس و خاشاکی چنگ می زند تا شاید بتواند نجات یابد.

دکتر علیرضارضاخواه