به گزارش افکارنیوز،

لبنان از یک ماه پیش شاهد اعتراضات مردمی است. تظاهرات کنندگان خواستار بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتی در این کشور هستند. در پی این اعتراضات، سعد الحریری نخست وزیر این کشور از سمت خود استعفا کرد. در حالی که اعتراضات در این کشور همچنان ادامه دارد، رایزنی ها برای تشکیل دولت جدید در جریان است.

اخبار بین‌الملل-بر همین اساس با «طلال عتریسی» رئیس مرکز منطقه ای و مطالعات سیاسی اجتماعی دانشگاه لبنان گفتگو کردیم که شرح آن از نظر می‌گذرد.

*ریشه اعتراضات در لبنان چیست؟

درخصوص اعتراضات در لبنان باید بگویم که علت اصلی رویدادهای اخیر در این کشور، اعتراض به سیاست های دولت طی سال های گذشته است از جمله افزایش مالیات، عدم خدمات دهی مناسب به مردم، بیکاری و قروض و بدهی های خارجی که با فساد در رده های بالای طبقات سیاسی رو به افزایش است. این موارد جزء دلایل مستقیم اعتراضات در لبنان و آمدن مردم به خیابان ها به شمار می رود.

در همین حال گروههای سیاسی وجود دارند که آنها نیز به خیابان ها آمدند، این گروهها با دولت و دولت های پیشین در ارتباط هستند و شرکای آنها محسوب می شوند، این امر باعث شد اعتراضات لبنان جنبه سیاسی به خود بگیرد و متفاوت تر از اهداف مورد نظر مردم لبنان باشد.

در واقع مردم برای ۲ هدف به خیابان ها آمدند: ۱- هدفی که مبتنی بر خواسته های محق و مشروع است ۲- اهداف سیاسی که خواهان تغییر وضعیت حکومتی و معادله سیاسی در لبنان است.

*سعد الحریری با استعفای خود و با ایجاد خلأ قدرت چه اهدافی را دنبال می کرد؟

سعد الحریری با استعفای خود از دولت چند هدف را دنبال می کرد اول اینکه وی با این اقدام خواست وانمود کند به مطالبات مردمی مبنی بر اینکه خواهان اسقاط نظام هستند پاسخ می دهد.

هدف دوم اینکه از طریق استعفا از مسئولیت های اقتصادی و اجتماعی که بر دوش وی است شانه خالی کرد. سعد الحریری برای سالهای متمادی نخست وزیر لبنان بوده و وابسته به یک جریان سیاسی است که در دولت مشارکت دارد و جزئی از کسانی است که در طبقه سیاسی لبنان متهم به فساد است.

هدف سوم این بود که وی تمایل داشت به دولت بازگردد اما بدون مشارکت حزب الله یا جریان آزاد ملی به طوری که دارای اختیارات مطلقی باشد تا هر آنچه خود می خواهد از جمله تصمیمات اقتصادی و سیاسی همچون افزایش مالیات، تفاهم با آمریکایی ها درخصوص میادین نفتی و گاز لبنان و نیز ترسیم مرزها با سوریه و جلوگیری از عدم تردد آسان میان لبنان و سوریه را به تنهایی و بدون مشارکت حزب الله و جریان آزاد ملی اتخاذ کند.

*در حالی که میشل عون رئیس جمهوری لبنان بر دولتی تکنو-سیاسی (با حضور تکنوکراتها و سیاسیون) تاکید دارد طیف ۱۴ مارس بر دولتی تکنوکرات تاکید دارند، دلیل این امر چیست؟

شخصیت های برجسته جریان ۱۴ مارس همچون سعد الحریری و سمیر جعجع بر این موضوع (تشکیل دولت تکنوکرات) اصرار دارند و آمریکایی ها نیز از جمله «جفری فیلتمن» سفیر سابق واشنگتن در لبنان اعلام کردند که دولت تکنوکرات را تایید می کنند.

منظور از دولت تکنوکرات این است که هیچ نوع طرف سیاسی و به طور مشخص حزب الله در آن حضور نداشته باشد و تنها متشکل از کارشناسان و متخصصان غیر سیاسی باشد و این یعنی اینکه سعد الحریری آزادی مطلق برای انجام هر کاری را داشته باشد و وزیران دولت تکنوکرات نیز با تصمیمات اقتصادی و سیاسی وی موافق باشند.

این برای آینده خطرناک است زیرا دولت تکنوکراتی که طرف های سیاسی همچون حزب الله یا جریان آزاد ملی در آن حضور نداشته باشند ممکن است به تنهایی تصمیماتی در رابطه با نقش مقاومت و وجود مقاومت و یا در رابطه با موضوع سوریه و آوارگان سوری و اخراج یا ابقای آنها در لبنان و تصمیماتی از این نوع اتخاذ کنند.

بنابراین شخصیت های مهم جریان ۱۴ مارس بر تشکیل دولت تکنوکرات شدیدا اصرار دارند و این در حالی است که میشل عون رئیس جمهوری لبنان و حزب الله و هم پیمانان آن چنین دولتی را نمی پذیرند بلکه به دنبال دولتی تکنو-سیاسی هستند یعنی دولتی که شامل کارشناسان و متخصصان و نیز گروههای سیاسی باشد زیرا سیاست، کشور را در روابط منطقه ای و بین المللی هدایت می کند و تکنوکرات یعنی نیروهای کارشناس و متخصص نیز مجری امور هستند و به بررسی و مطالعات متناسب [برای پیشبرد روند امور] می پردازند.

*با توجه به شرایط لبنان به نظر می رسد دولت تکنو-سیاسی می تواند پاسخگوی تمام احزاب و گروههای لبنانی باشد و تداوم آن را تضمین کند، ارزیابی شما چیست؟

من معتقدم دولت مشترک یعنی تکنو- سیاسی بهترین گزینه است، از نظر من وزیر باید متخصص در زمینه کاری و وزارت مربوطه باشد و طبعا طبق این اصل وزیر بهداشت باید پزشک باشد و بداند در بیمارستان چه اتفاقاتی رخ می دهد و همچنین وزیر دارایی باید کارشناس مسائل مالی و بانکی باشد و از روابط بانکی و سازمان هایی مثل بانک جهانی آگاه باشد اما این امر کافی نیست زیرا تکنوکرات گرایشهای سیاسی دولت را اجرا می کند یعنی مثلا دولت به سوی بلوک شرق یعنی روسیه و چین گرایش دارد.

در حال حاضر در لبنان این گرایشات متفاوت است، برخی متمایل به آمریکا و غرب هستند و طبق این گرایش سیاسی خواهان سرمایه گذاری های خارجی در لبنان و روابط با غرب هستند اما در مقابل گرایش سیاسی وجود دارد که بر اقتصاد مقاومتی تاکید دارد.

بنابراین دولت تکنو- سیاسی مناسبترین و بهترین گزینه برای لبنان است به طوری که گرایشهای سیاسی، حاکم باشد و تکنوکرات در تعامل با این گرایشات، امور را اجرایی کند.

*نقش کشورهایی چون عربستان و آمریکا در پشت صحنه تحولات لبنان چیست؟ 

آمریکا و عربستان سعودی در حالت مواجهه با ایران، حزب الله و هم پیمانان آن قرار دارند و این مقابله نه تنها در لبنان بلکه در سوریه، عراق و یمن نیز وجود دارد و ما این روزها شاهد اعتراضاتی در این کشورها هستیم.

واشنگتن و ریاض از جنبش های اعتراضی در کشورهای مذکور حمایت می کنند و در این مسیر از هیچ حمایتی از جمله کمک مالی دریغ نمی کنند. اطلاعات بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه برخی گروه های اعتراضی در لبنان از سوی عربستان سعودی حمایت مالی شده اند، هدف آمریکا و عربستان از این امر تضعیف حزب الله و هم پیمان آن یعنی ایران است.

هدف دیگر همانطور که آمریکایی هایی اذعان کرده اند، دور کردن لبنان از روسیه در چارچوب مناقشه آمریکا- روسیه است. در همین راستا ریاض و واشنگتن با حمایت همه جانبه از گروه های معترض در لبنان به دنبال تغییر معادله داخلی در لبنان هستند، معادله ای که حزب الله و هم پیمانان داخلی آن یعنی جریان ملی آزاد و میشل عون رئیس جمهوری لبنان در آن نقش اساسی ایفا می کنند.

آمریکا و عربستان با این اقدام قصد دارند حزب الله را از صحنه سیاست داخلی در لبنان دور کنند تا جایی که در نهایت به خلع سلاح حزب الله منجر شود. ریاض و واشنگتن همچنین از این منظر از یک سو به دنبال تضعیف ایران و از سوی دیگر تحقق امنیت اسرائیل هستند چرا که این رژیم همواره به خاطر سلاح، قدرت و نفوذ حزب الله در ترس و ناامنی بسر برده است.