مهندسی بقای اسلام از امام حسن مجتبی(ع) تا رهبرشهید انقلاب اسلامی

نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجری در مدینه، خانه وحی شاهد ولادت نخستین ثمره پیوند نورانی امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) بود؛ مولودی که پیامبر اکرم(ص) او را «حسن» نام نهاد و از همان آغاز، سیمای آینده‌ای پرچالش و سرنوشت‌ساز برای اسلام را در چهره‌اش می‌شد دید. ولادت امام حسن مجتبی(ع) صرفاً یک رویداد تاریخی نیست؛ نقطه‌ای راهبردی در تداوم خط رسالت و امامت است که در بزنگاه‌های سیاسی، معنای خود را آشکار می‌کند.

ابعاد شخصیتی؛ از «کریم اهل‌بیت» تا سیاست‌ورزی حکیمانه

۱. کرامت اجتماعی و مواسات فعال

لقب «کریم اهل‌بیت» تنها یک تعارف تاریخی نیست؛ گزارشی رسانه‌ای از یک سبک زیست است. در روایت‌های معتبر، امام حسن(ع) نه‌تنها پاسخ‌گوی نیازمندان بود، بلکه پیش‌دستانه به سراغ رفع نیاز آنان می‌رفت. در سیره ایشان، مواسات یک اقدام احساسی مقطعی نبود؛ «وظیفه‌ای مستمر» بود. نقل شده است که بارها اموال خویش را تقسیم می‌کرد و بخشی را به نیازمندان می‌بخشید؛ آن‌چنان که یاری‌گرفتنِ نیازمند، به‌منزله مشارکت در دارایی امام تلقی می‌شد. این نگاه، کرامت را از سطح صدقه به سطح «شراکت انسانی» ارتقا می‌دهد؛ رویکردی که امروز نیز می‌تواند الگوی سیاست‌های اجتماعی عدالت‌محور باشد.

۲. حلم و سعه‌صدر در میدان قدرت

حلم امام حسن(ع) انفعال نبود؛ «مدیریت خشم در مسیر مصلحت» بود. در فضایی که دستگاه تبلیغاتی رقیب، با برچسب‌سازی و تحریف، افکار عمومی را هدایت می‌کرد، امام با صبر راهبردی، سرمایه اجتماعیِ اهل‌بیت(ع) را حفظ کرد. این همان سرمایه‌ای است که بعدها در نهضت عاشورا به اوج کارکرد خود رسید.

۳. عقلانیت راهبردی و فهم موازنه قوا

امام حسن(ع) سیاست را از جنس «اخلاقِ کارآمد» می‌فهمید. او در برابر ساختاری ایستاد که عنوان «خلافت» داشت، اما در معنا به «سلطنت» میل می‌کرد. در چنین صحنه‌ای، استمرار جنگ، به حذف کامل هسته ارزش‌های اصیل اسلام می‌انجامید. انتخاب صلح، انتخابِ بقا و بازتولید گفتمان بود.

صلح با معاویه بن ابی‌سفیان؛ گذار از حکومت به نهضت

پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، جامعه اسلامی با چند واقعیت تلخ مواجه بود:فرسایش نیروهای وفادار به خط علوی، سستی برخی خواص و سیطره تبلیغاتی و سازمان‌یافته رقیب.

در این موازنه، ادامه جنگ، به نابودی کامل خاندان پیامبر(ص) و حذف ذخیره انسانیِ نهضت می‌انجامید. صلح امام حسن(ع)، نه سازش بر سر اصول، که «تغییر شکل مبارزه» بود. اسلامِ اصیل، از قالب حکومتِ در معرض مصادره، به قالب «نهضتِ آگاه‌ساز» بازگشت.

در این چارچوب، صلح امام حسن(ع) همان‌قدر به اسلام خدمت کرد که قیام عاشورای امام حسین(ع). اگر صلحی در کار نبود، مجالی برای عاشورا و افشای چهره سلطنت اموی باقی نمی‌ماند.

مهندسی بقا؛ جلوگیری از استحاله گفتمان

در واقع صلح امام حسن(ع) باعث شد : هسته ارزشی اسلام ناب محفوظ بماند، مرز میان حق و باطل روشن شود و جریان امامت به عنوان یک جریان هدایتگر ادامه یابد.امام حسن(ع) با شروط صلح، مرز میان «قدرتِ مسلط» و «حقیقتِ اصیل» را روشن نگه داشت. به بیان دیگر، او هویت را از ساختار جدا کرد؛ ساختار ممکن است در اختیار رقیب باشد، اما هویت باید در اختیار حقیقت بماند. این همان هنری است که در تحلیل رسانه‌ای امروز، «مدیریت روایت» نامیده می‌شود. امام حسن(ع) اجازه نداد روایت رسمیِ قدرت، روایت نهاییِ اسلام شود. او گفتمان عدالت‌خواه، ظلم‌ستیز و تحریف‌ناپذیر را در بستر اجتماعی، زنده نگه داشت تا در فرصت تاریخیِ مناسب، امکان بازگشت به عرصه حکومت فراهم گردد.

هشدارهای امروز؛ تکرار تاریخ یا عبرت تاریخ؟

رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران نیز بارها هشدار داده بودند که انحراف خواص و دنیاطلبگی نخبگان و بی بصیرتی سیاسی، فضیلتها و صاحبان فضایل را به مذبح خواهد برد و کربلاها را در تاریخ تکرار خواهد کرد. فرموده بودند که اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، قادر نیست حادثه‌ی صلح امام حسن(ع) را بر ما تحمیل کند و حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد. در آخرین سخنرانی خود نیز اشاره کرده بودند که ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. و در نهایت هم حسین وارانه و عاشورایی وار با اهل و عیال خود به مسلخ شهادت رفتند تا خون تازه ای به پیکر انقلاب تزریق نمایند و پیش زمینه رساندن پرچم این انقلاب به دستان ولی نعمتمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شوند.

جمعبندی؛ صلحی همسنگ شهادت برای بقای اسلام

امروز، بازخوانی سیره امام حسن مجتبی(ع)، بازخوانی یک راهبرد است:

کرامت به‌مثابه سیاست اجتماعی،حلم به‌مثابه مدیریت بحران،صلح به‌مثابه مهندسی بقا.

و این‌چنین است که نیمه رمضان، تنها جشن ولادت یک امام نیست؛ بزرگداشت یک «مدرسه سیاسی-اخلاقی»

صلح با معاویه بن ابی‌سفیان؛ گذار از حکومت به نهضت

پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، جامعه اسلامی با چند واقعیت تلخ مواجه بود:فرسایش نیروهای وفادار به خط علوی، سستی برخی خواص و سیطره تبلیغاتی و سازمان‌یافته رقیب.

در این موازنه، ادامه جنگ، به نابودی کامل خاندان پیامبر(ص) و حذف ذخیره انسانیِ نهضت می‌انجامید. صلح امام حسن(ع)، نه سازش بر سر اصول، که «تغییر شکل مبارزه» بود. اسلامِ اصیل، از قالب حکومتِ در معرض مصادره، به قالب «نهضتِ آگاه‌ساز» بازگشت.

در این چارچوب، صلح امام حسن(ع) همان‌قدر به اسلام خدمت کرد که قیام عاشورای امام حسین(ع). اگر صلحی در کار نبود، مجالی برای عاشورا و افشای چهره سلطنت اموی باقی نمی‌ماند.

مهندسی بقا؛ جلوگیری از استحاله گفتمان

در واقع صلح امام حسن(ع) باعث شد : هسته ارزشی اسلام ناب محفوظ بماند، مرز میان حق و باطل روشن شود و جریان امامت به عنوان یک جریان هدایتگر ادامه یابد.امام حسن(ع) با شروط صلح، مرز میان «قدرتِ مسلط» و «حقیقتِ اصیل» را روشن نگه داشت. به بیان دیگر، او هویت را از ساختار جدا کرد؛ ساختار ممکن است در اختیار رقیب باشد، اما هویت باید در اختیار حقیقت بماند. این همان هنری است که در تحلیل رسانه‌ای امروز، «مدیریت روایت» نامیده می‌شود. امام حسن(ع) اجازه نداد روایت رسمیِ قدرت، روایت نهاییِ اسلام شود. او گفتمان عدالت‌خواه، ظلم‌ستیز و تحریف‌ناپذیر را در بستر اجتماعی، زنده نگه داشت تا در فرصت تاریخیِ مناسب، امکان بازگشت به عرصه حکومت فراهم گردد.

هشدارهای امروز؛ تکرار تاریخ یا عبرت تاریخ؟

رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران نیز بارها هشدار داده بودند که انحراف خواص و دنیاطلبگی نخبگان و بی بصیرتی سیاسی، فضیلتها و صاحبان فضایل را به مذبح خواهد برد و کربلاها را در تاریخ تکرار خواهد کرد. فرموده بودند که اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، قادر نیست حادثه‌ی صلح امام حسن(ع) را بر ما تحمیل کند و حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد. در آخرین سخنرانی خود نیز اشاره کرده بودند که ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. و در نهایت هم حسین وارانه و عاشورایی وار با اهل و عیال خود به مسلخ شهادت رفتند تا خون تازه ای به پیکر انقلاب تزریق نمایند و پیش زمینه رساندن پرچم این انقلاب به دستان ولی نعمتمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شوند.

جمعبندی؛ صلحی همسنگ شهادت برای بقای اسلام

امروز، بازخوانی سیره امام حسن مجتبی(ع)، بازخوانی یک راهبرد است:

کرامت به‌مثابه سیاست اجتماعی،حلم به‌مثابه مدیریت بحران،صلح به‌مثابه مهندسی بقا.

و این‌چنین است که نیمه رمضان، تنها جشن ولادت یک امام نیست؛ بزرگداشت یک «مدرسه سیاسی-اخلاقی» است که بقای اسلام اصیل را تضمین کرد.

صفورا ترقی