ایران، موازنه قدرت در تنگه هرمز را دیکته می‌کند

 در این مقطع پرالتهاب، پرسشی کلیدی مطرح است: چرا ایالات‌متحده با وجود برتری نظامی کلاسیک، در تأمین امنیت تنگه هرمز ناکام مانده است؟ تحلیلگران استراتژیک از جمله سرلشکر «محمد عبدالواحد»، معتقدند یک «توازن بازدارندگی غیرمتعارف» در منطقه شکل گرفته که کفه ترازو را به سود ایران سنگین کرده است.زرادخانه دریایی ایران؛ تغییر قواعد درگیریایران با در اختیار داشتن ۵ تا ۶ هزار مین دریایی پیشرفته مجهز به حسگرهای صوتی، نوری و حرارتی، واقعیت جدیدی را می‌تواند بر هر نیروی متخاصم تحمیل کرده است. قدرت تخریب این سلاح‌ها در زیر آب تا پنج برابر سطح آب است؛ به‌طوری‌که تنها یک اصابت برای انهدام کامل یک ناو جنگی کافی است. علاوه‌بر مین، منظومه‌ای یکپارچه از موشک‌های کروز، پهپادهای زیرسطحی و قایق‌های تندروی انتحاری، کمربند دفاعی رسوخ‌ناپذیری را در این آبراه راهبردی ایجاد کرده‌اند.این ابزاری است که در دست نیروهای مسلح ایران قرار دارد و در صورت لزوم، می‌تواند از آن بهره ببرد.بن‌بست فنی در عملیات مین‌روبیچالش اصلی تنها وجود مین‌ها نیست، بلکه فرآیند پیچیده پاک‌سازی آن‌هاست. ناتوانی رادارهای متعارف در نفوذ به آب‌های شور، شناسایی را به امواج صوتی (سونار) متکی کرده که آن هم با چالش «سیگنال‌های کاذب» ناشی از لاشه کشتی‌ها یا تجمعات ماهی‌ها روبه‌روست. این اختلالات، تشخیص مین واقعی را در شرایط جنگی تقریباً غیرممکن کرده و هرگونه عملیات پاک‌سازی را به نبردی فرسایشی، طولانی و پرخطا تبدیل می‌کند.

 
 
 
توهم اقدام انفرادی و هزینه‌های واشنگتنسخن گفتن از توانایی آمریکا برای تأمین امنیت دریانوردی به‌تنهایی، بیشتر به یک «توهم نظامی» شبیه است. در این سناریو، کشتی‌های آمریکایی به اهداف مستقیمی بدل می‌شوند که هزینه‌های انسانی و مادی آن می‌تواند از آستانه تحمل واشنگتن فراتر رود؛ به‌ویژه آنکه آمریکا خود یک طرفِ مستقیم درگیری است. تجربه «جنگ نفت‌کش‌ها» در دهه هشتاد میلادی نیز نشان داد که حتی در آن دوران، واحدهای آمریکایی متحمل خسارات جدی شدند. ائتلاف‌سازی بین‌المللی؛ ابزاری برای فرار از هزینهفراخوان‌های ترامپ برای تشکیل ائتلاف، بیش از آنکه نظامی باشد، اهدافی سیاسی دارد: تقسیم بار مسئولیت برای کاهش تلفات آمریکا، کسب مشروعیت بین‌المللی برای اقدامات نظامی و تصویرسازی از ایران به عنوان تهدیدی جهانی. با این حال، اختلافات عمیق با ناتو و درک کشورها از خطرات حضور در تنگه‌ای مین‌گذاری‌شده، موانع اصلی تحقق این ائتلاف هستند. استراتژی فرسایش و قدرت موشکی ایرانتهران استراتژی خود را بر پایه فرسوده کردنِ رقیب به‌جای رویارویی مستقیم بنا کرده و از «صبر استراتژیک» به سمت «پاسخ‌های سریع و متقابل» تغییر مسیر داده است. برخلاف ادعاهای مطرح شده، برآوردهای اطلاعاتی آمریکا تأیید می‌کند که ایران همچنان ۵۰ تا ۷۰ درصد توانمندی موشکی خود را حفظ کرده است. تمرکز بر موشک‌های سوخت جامد با قابلیت پرتاب سریع و هدایت پیشرفته، در کنار احداث «شهرهای موشکی» در اعماق زمین و سکوهای پرتاب متحرک، نابودی این توانمندی را به مأموریتی بسیار پیچیده بدل کرده است.
 
 
 
نتیجه‌گیری: ایران حاکم بلامنازع تنگه هرمزتنگه هرمز امروز میدان آزمونی برای قدرت‌های بزرگ در یک محیط نبرد غیرمتعارف است. حقیقتی تلخ برای ایالات‌متحده پدیدار شده: برتری نظامی کلاسیک همیشه برای یکسره کردن نبردها کافی نیست؛ به‌ویژه زمانی که جغرافیا به یک «سلاح» تبدیل شود و دریا به متحدِ کسی بدل گردد که راهِ بهره‌گیری از آن را به‌خوبی می‌داند. در چنین معادله‌ای، ایران حاکم بلامنازع تنگه هرمز است و حاکم بلامنازع باقی خواهد ‌ماند.