هشت سال پیش در همین روزها بود که دونالد ترامپ توافق هستهای با ایران را توافقی افتضاح خواند و از آن خارج شد. ایران هم بعد از یک سال، رفتهرفته تعهدات برجامی خودش را کنار گذاشت.
شاید آن زمانی که ترامپ برجام را پاره کرد، کمتر کسی فکرش را میکرد که ایران، آمریکا و اسرائیل روزی درگیر یک جنگ ۴۰ روزه شوند؛ جنگی که حالا آتشبسی موقت در آن برقرار شده تا طرفین بنشینند و درباره سرنوشت آن و همچنین مسئله هستهای با هم گفتوگو کنند.
اما آیا واقعاً توافق بین ایران و آمریکایِ تحت رهبری دونالد ترامپ امکانپذیر است؟ چه موانعی سرِ راهِ این توافق وجود دارد؟
بخشی از گفتوگوی اخیر ناصر هادیان، تحلیلگر سیاست خارجی و روابط بین الملل و کارشناس مسائل آمریکا را در ادامه میخوانید:
آمریکاییها در طرح اول گفتهاند اورانیوم غنیشده باید به آمریکا منتقل شود. ترامپ این موضعگیری را چند بار تکرار کرده است. از نظر فنی، واقعیت این است که برای ما تفاوتی ندارد که اورانیوم به آمریکا برود یا به روسیه یا چین؛ چراکه در نهایت احتمالا دست ما نخواهد بود. بااینحال، بهدلیل ملاحظات سیاست داخلی، ما نمیتوانیم اورانیوم را به آمریکا بدهیم. به همین دلیل میگوییم یا آن را یا همینجا رقیق و نگهداری میکنیم، یا به روسیه منتقل خواهیم کرد. آنها این دو گزینه را نپذیرفتهاند. در این میان گزینهای که میماند چین است. با توجه به سفر ترامپ به چین، تصور میکنم روی گزینه انتقال اورانیوم غنیشده به چین به توافق میرسیم.
گزینه دیگری مطرح شده که ما این اورانیومها را به یک کنسرسیوم یا کمپانی معتبری در دنیا بفروشیم که با این مکانیسم درآمدی هم برای ما حاصل خواهد شد و هرکسی میتواند اورانیومها را از آن کمپانی یا کنسرسیوم خریداری کند.
آنچه میتوانست تا قبل از سفر انجام شود، تفاهم بود. توافق زمانبر است، چون ابعاد فنی دارد. بعد از تفاهم، تیمهای فنی باید بنشینند و مشخص کنند با سانتریفیوژهای نصبشده چه میتوان کرد. از کارخانههایی که سانتریفیوژ تولید میکنند تا ماینینگ و استخراج اورانیوم، همه موضوعات کاملاً فنی هستند که در مورد آنها باید کارشناسان فنی مذاکره کنند. البته اول باید روی اصل موضوع توافق شود؛ اگر اصل پذیرفته شد که این مواد باید منتقل شود، بعد درباره شیوه اجرا تصمیم میگیرند: چطور منتقل شود، اگر قرار است رقیق شود، چطور رقیق و کجا نگهداری شود؟
موضوع دوم، غنیسازی است: ما قرار است برای چه مدتی تعلیق کنیم؟ پیشنهاد اولیه آنها این بود که اساساً همهچیز جمع شود؛ سانتریفیوژها، کارخانهها و کل چرخه تا UF۶. اما این موضع حداکثری بود. در نهایت آنها پیشنهاد ۲۰ سال را دادند و ما ۵ سال را مطرح کردیم. احتمالاً توافق روی عددی میانی، مثلاً ۱۰ یا ۱۲ سال، شکل میگیرد. بااینحال، جزئیات زیادی باقی میماند؛ از جمله چگونگی نظام راستیآزمایی یا نحوه تعریف سازوکار انباشت مواد. مثلا در برجام سقف نگهداری اورانیوم غنیشده ۳.۶۷ درصدی ۳۰۰ کیلوگرم بود. اینکه این اعداد چقدر خواهند بود، محل نگهداری اورانیوم و نقش آژانس هم جزو این مسائل فنی هستند که البته قابل حل به شمار میروند. اگر بر سر اصول به توافق برسیم، بقیه در چارچوب مذاکرات فنی قابل جمعبندی خواهد بود.