به گزارش افکارنیوز،

در جلسه جمعه شب که بنا به درخواست نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل به بهانه حوادث اخیر در ایران برگزار شد، آمریکا بار دیگر در صحنه جهانی در انزوا قرار گرفت و اکثر اعضای شورای امنیت تاکید کردند که مسائل داخلی ایران هیچ ارتباطی با حوزه کاری شورای امنیت سازمان ملل ندارد بدین لحاظ ورود شورای امنیت به بحث ناآرامی‌های ایران و البته نتیجه این نشست از ابعاد مختلفی دارای اهمیت و قابل تحلیل است.

در درجه نخست، موافقت شورای امنیت با درخواست آمریکا برای مداخله در امور داخلی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل، حرکتی خطرناک و برخلاف اصول منشور سازمان ملل است که حق حاکمیت ملی ایران را خدشه‌دار می‌کند و دستگاه دیپلماسی ایران باید تدابیری را اتخاذ کند تا این امر به یک رویه ثابت و سنگ بنای سایر اقدامات سازمان ملل تبدیل نشود.

با وجود این از این زنگ هشدار که بگذریم، مهم‌ترین زاویه این جلسه که آن را به نشستی تاریخی تبدیل می‌کند، این است که در جلسه شورای امنیت که به درخواست آمریکا و برای محکوم کردن عملکرد ایران در برابر اعتراضات داخلی تشکیل شد، نتیجه آن محکومیت رویکرد آمریکا بود نه عملکرد ایران!

دونالد ترامپ که در روزهای اخیر به‌واسطه اشک تمساح‌هایی که در توئیترش برای ملت ایران ریخته، به مضحکه و موضوع انتقاد رسانه‌های آمریکا و جهان تبدیل شده، حال با تدارک این نشست در شورای امنیت، به گفته وزیر امورخارجه کشورمان، «افتضاحی دیگر در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا» را رقم زد و انزوا و تنهایی کشورش را بیش از پیش در عرصه جهانی به نمایش گذاشت.

رد درخواست آمریکا در شورای امنیت و تخفیف وجهه و اعتبار این کشور تنها نکته برجسته نشست شورای امنیت نبود؛ برخلاف گذشته که در برخی مقاطع کشورهای اروپایی و روسیه در مقابل آمریکا به ایران نزدیک می‌شدند؛ اما در بزنگاه‌های مهم از جمله جلسات شورای امنیت به ایران پشت می‌کردند و به ضرر کشورمان رأی می‌دادند، این جلسه شورای امنیت یک استثنای بزرگ و قابل تأمل بود که در آن کشورهای اروپایی، روسیه و چین نه‌تنها با درخواست آمریکا برای مداخله در امور داخلی ایران مخالفت کردند، بلکه تلاش آمریکا برای مداخله در امور داخلی یک کشور دارای حاکمیت و بهانه‌تراشی آن را تقبیح کردند. چین و روسیه هم حوادث اخیر ایران را یک مساله داخلی دانستند که تهدیدکننده امنیت بین‌المللی نیست و نمی‌بایست در شورای امنیت مطرح می‌شد. باز هم برخلاف اکثر مواقع، این بار نماینده روسیه در شورای امنیت در لباس یک حامی و متحد ایران ظاهر شد و با اشاره به مداخلات آمریکا در خاورمیانه که به آشوب در این منطقه منجر شده، به این کشور طعنه زد که «طبق منطق آمریکا ما هم باید بعد از حوادث فرگوسن، میسوری یا بعد از تظاهرات جنبش اشغال وال‌استریت، درخواست برگزاری نشست اضطراری در شورای امنیت می‌دادیم!»

این کشورها مداخله‌جویی آمریکا و دشمنی آن با ایران را زیرسوال بردند و تاکید کردند که محور و تمرکز شورای امنیت باید بر موضوعات مهمی از جمله مبارزه با تروریسم، صلح خاورمیانه، حل بحران سوریه و غیره باشد.

بدین ترتیب در نشست شورای امنیت دشمن دیرینه کشورمان در انزوا قرار گرفته و سایر قدرت‌های جهانی دیگر حاضر به همراهی با آن برای ضربه زدن به ایران نشدند.

در مجموع از این قضیه نباید غفلت کرد که صرف طرح چنین درخواستی از سوی ایالات متحده آمریکا برای تشکیل جلسه شورای امنیت بر علیه ایران، نشان از آن دارد که مقابله دولت ترامپ با ایران یک حرکت ایذایی و زودگذر نیست، بلکه یک استراتژی ثابت و دنباله‌دار در دولت جدید ایالات متحده آمریکاست تا از یک‌سو حلقه فشار و تحریم ایران را تنگ‌تر کند و از سوی دیگر، با خارج کردن مسأله فلسطین از مرکزیت مسائل خاورمیانه، ایران را به مرکز توجه و فشار جامعه بین‌المللی تبدیل کند. در چنین شرایطی لازم است تا جامعه ایرانی با اتحاد و همدلی و دستگاه سیاست خارجی کشور با هوشیاری، برنامه‌ریزی و گسترش تعاملات دیپلماتیک، جلوی اجرایی شدن سیاست‌های خصمانه آمریکا در قبال کشورمان را بگیرند.

دکتر محمدمهدی مظاهری