به گزارش افکارنیوز،

با مروری بر رخدادها و حوادث سال 96، به خوبی می‌توان دریافت که مردم ایران با کوله باری از غم و اندوه در این سال مواجه شده اند. ویرانی‌های زلزله‌های زنجیره‌ای در کشور و از دست دادن برخی از هموطنان همراه با حادثه سانچی و سقوط هواپیمای ATR همه و همه بخشی از اندوه ملت ایران بود که برخی از ناکارآمدی مسئولین کشور را نیز به خوبی نمایان ساخت. ولی اگر از حق نگذریم یکی از رخدادهای عجیب سال گذشته که بی کفایتی و بی مسئولیتی مدیران را بیش از پیش بر همگان روشن ساخت، عملکرد شهردار تهران بود، شهرداری که در بزنگاه‌های حساس اصلا حضور نداشته و پس از پایان حادثه به سخنرانی می‌پردازد.

شاید ابتدایی‌ترین خلاهای مدیریتی وی را بتوان در عدم حضور در ماجرای زلزله تهران دانست. درست زمانی که مردم منتظر شهردار تهران برای مدیریت بحران شهری بودند هیچ خبری از وی نشده و حتی برخی شائبه‌ها پیرامون حضورش در شهر کیش به گوش می‌رسد.

جرقه‌های اعتراض عمومی مردم و حتی رای دهندگان و حامیان محمد علی نجفی دقیقا پس از ماجرای زلزله تهران اغاز شد. از ابتدای حضور وی در مسند مدیریت شهری، شاهد افتتاح هیچ پروژه جدید شهری نبودیم و حتی پروژه‌های نیمه تمام در زمان مدیر سابق شهرداری نیز تکمیل نگشته و با بهانه‌های مختلف متوقف شد. با این حال رسانه‌های جریان اصلاح طلب سعی کرده بودند تا با توجیه عملکرد نجفی بخشی از دغدغه عمومی مردم را برطرف سازند ولی گویا ناکارآمدی محمد علی نجفی در حادثه زلزله موجب شده بود که دیگر حامیان رسانه‌ای شهردار تهران همچون گذشته حمایت های خود را ادامه ندهند.

رخداد بعدی که خط بطلانی بر حمایت‌های پیوسته جریان اصلاح طلب از شهردار تهران را بوجود آورد، بارش برف در شهر تهران و اطراف آن بوده که دیگر صدای نمایندگان اصلاح طلب و اعضای شورای شهر را نیز درآورده بود. با توجه به اینکه سازمان هواشناسی بارها اعلام کرده بود که احتمال بارش برف در شهر تهران وجود داشته ولی هیچ اقدام لازمی به منظور پیشگیری و یا اماده سازی فضای شهری انجام نگرفته بود و در واقع شهر تهران در روزهای برفی رسما قفل شد.

استراتژی محمد علی نجفی برای فرار از پاسخگویی به حجم مطالبات مردمی و همچنین خواسته‌های اعضای شورای شهر؛ اتهام زنی به شهردار سابق تهران و راه اندازی بازی سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا به منظور انحراف افکار عمومی از موضوعات اصلی شهری بود که این استراتژی نیز یک هفته بیشتر دوام نیاورده و موج رسانه‌ای آن محدود بود. پس از موج سازی‌های رسانه و در پایان سال 96؛ همه در انتظار گزارش عملکرد وی و همچنین پرداخت بدهی‌های شهرداری تهران به پیمان کاران و...هستند ولی به نظر می‌رسد مدیریت غیرکارشناسی شهری نتوانسته در پایان سال حسابرسی مناسبی را علیرغم عدم اجرایی شدن پروژه‌های جدید، داشته باشد.

آنچه مشخص بوده این است که وجهه جریان اصلاحات که حامی اصلی اعضای شورای شهر در انتخابات بودند با عدم عملکرد صحیح اقای نجفی زیرسوال رفته و حالا اعتماد عمومی بدنه اجتماعی جریان اصلاحات کاهش یافته است. راهکار چنین معضلی تغییر شهردار تهران با کمترین هزینه رسانه ای و سیاسی است.

به طور طبیعی استعفای آقای نجفی به دلیل عدم کارامدی مدیریتی و همچنین عزل وی توسط اعضای شورای شهر هزینه بزرگی را در پی خواهد داشت و مهمترین آن؛ تقویت مساله مدیران نالایق در جریان اصلاحات خواهد بود. در همین راستا اتاق فکر جریان اصلاحات سعی کرده تا دلیل استعفای نجفی را در فضای سیاسی برنامه ریزی کند تا مساله سوء مدیریت به محاق برود.

بهترین فرصت برای استعفای نجفی و اشاره به فشارهای بیرونی برای این استعفا می تواند ماجرای رقص دختران در مراسم روز مادر باشد. پس از احضار وی به منظور پاسخگویی نسبت به حواشی مراسم روز مادر توسط قوه قضائیه، حال سران جریان اصلاحات این مقوله را فرصت مناسبی به منظور مظلوم نمایی شهردار تهران و همچنین مقدمه‌ای برای کنارگذاشتن وی دانسته‌اند.

ادله مختلفی اعم از احتمال بیماری سرطان اقای نجفی و همچنین فشارهای بیرونی به وی توسط رسانه‌ها، فضای رسانه‌ای را برای خروج محمد علی نجفی از مسند شهرداری تهران اماده سازد. شیوه در پیش گرفته شده توسط این رسانه‌ها موجب شده تا جریان اصلاحات به ویژه کارگزاران و حزب اتحاد ملت ایران با کمترین هزینه معضل حضور نجفی در شهرداری تهران را حل کرده و با جایگزینی گزینه‌ای کارامدتر همچون محسن هاشمی رفسنجانی یا دیگر گزینه‌های مطرح شده در جلسات اتاق فکر اصلاح طلبان، خلاهای ایجاد شده مدیریتی در دوران نجفی را حل کنند.