به گزارش افکارنیوز،

غلامحسین کرباسچی گفت: تردیدی نیست که گزینه مطلوب همه ما در سال 92 مرحوم آقای هاشمی بود. امیدوار بودیم ایشان با انتخاب به عنوان رئیس‌جمهور بتواند با تشکیل دولت وحدت ملی، شکاف‌های بوجود آمده بعد از سال 84 و بخصوص بعد از سال 88 را پر کند و همه بتوانیم با سرعت و انگیزه در مسیر منافع ملی حرکت کنیم. پس از برخوردی که با آقای هاشمی شد واقعا گزینه‌ای در سطح و وزن ایشان باقی نمانده بود بنابراین ناگزیر به انتخاب از میان آقایان روحانی و عارف بودیم که هیچکدام هم سابقه فعالیت در پست‌های بالای اجرایی را نداشتند.
(خبرنگار: آقای عارف معاون اول رئیس‌جمهور دولت‌های ششم و هفتم بود. این سابقه را اجرایی نمی‌دانید؟)
معاون اولی در آن دوره در حد اداره جلسات دولت بود نه بیشتر. بنابراین نمی‌توانم آن را به عنوان یک سابقه و تجربه اجرایی جدی تلقی کنم. آقای روحانی هم در جدی‌ترین سال‌های فعالیت خود، دبیر شورای عالی امنیت ملی بود که تجربه‌ای اجرایی به حساب نمی‌آید. با این حال در نهایت جمع‌بندی دوستان در سال 92 حمایت از آقای روحانی بود.
آقای روحانی بعد از آنکه مسئولیت دولت را برعهده گرفت، قابلیت‌های خوبی از خود نشان داد؛ همه مشکلات کشور ولی در حوزه خارجی نبود. پس از برجام این امیدواری پررنگ شد که آقای روحانی با همان توانایی و روحیه، برای حل مشکلات داخلی هم قدم بردارد و اختلافات داخلی حل شود.
در برخی موارد هم آقای روحانی به نظر می‌رسد سعه‌صدر لازم برای مدیریت کشور را به خرج نمی‌دهد گرچه اینکه در یک سخنرانی مخالفان دولت را بی‌عقل خطاب کنیم موضوع چندان مهمی نیست ولی همین تاثیر تخریبی زیادی دارد و مخالفان را به واکنش وا می‌دارد.
کرباسچی می‌افزاید: یکی از نقایض دولت آقای روحانی این است که علیرغم شخصیت‌های برجسته‌ای که حکم گرفته‌اند ولی هیچ‌وقت یک رئیس دفتر توانمند و مناسب که بتواند خلأهای رسانه‌ای را پر کند در کنار خودش نداشته و به تنهایی این کار مهم و پیچیده را برعهده گرفته است. همه جای دنیا روسای جمهور، سخنگو یا سخنگوهای حرفه‌ای و کارکشته‌ای دارند ولی سخنگوی روحانی، آقای نوبخت است که جدا از احترام‌ تمامی که برای شخص ایشان قائلیم ولی به هیچ‌وجه سخنگوی مناسبی برای این دولت نیست به ویژه با این همه زبان و قلم آخته که شب و روز علیه دولت فعالند. ایشان در جایگاه سخنگویی دولت هم اصلا هیچ نقش برجسته‌ای ایفا نمی‌کند.
وی ادامه می‌دهد: یکی از بزرگ‌ترین انتقادهای من به آقای روحانی از همان ابتدای دولت یازدهم افرادی بود که برای حضور در کابینه از آنها دعوت کرد.
درواقع آقای روحانی یک مجموعه‌ای را به عنوان هیئت وزیران دور هم جمع کرد که نه سهم‌بندی طبیعی سیاسی در آن رعایت شده بود نه در تشخیص توانایی‌های افراد درست عمل کرد. با وجود هیئت‌های عریض و طویلی که گفته شد برای انتخاب کابینه تشکیل شده و مصاحبه‌های فراوان و حساسیت‌های ظاهری، خروجی وزرا همان‌هایی بود که از ابتدا هم گفته می‌شد.
فکر می‌کنم به غیر از دو سه نفر به بقیه انتخاب‌های آقای روحانی ایرادات جدی وارد است.
مثلا جایگزینی برخی وزرا از نظر من با هیچ منطقی توجیه نمی‌شود. وقتی به وزیر قبلی و جدید نگاه می‌کنیم تنها تفاوت این است که با هم ده سال اختلاف سنی دارند آیا این یعنی وزیر جدید توان کافی را برای تطابق با سرعت فراوان تغییرات دانش، صنعت، تجارت یا اقتصاد در جهان دارد؟
کرباسچی می‌گوید: من اذعان دارم که لیست امید در مجلس ایده‌آل نیست. اما آقای روحانی با همین افراد هم نمی‌تواند کار کند تا جایی که 70نفر از اعضای فراکسیون امید چند روز قبل در دیدار با رئیس‌ دولت اصلاحات گلایه کرده‌اند که رئیس‌جمهور یا وزرا به ما وقت نمی‌دهد تا با آنها جلسه و دیدار داشته باشیم! این یعنی آقای روحانی و دولتش از عقبه و افراد همسو با خود نیز به درستی استفاده نمی‌کنند.
فهرست امید در مجلس حدود 100 نفر هستند و هر ضعف و عیبی هم داشته باشند نسبت به دیگر نمایندگان به دولت نزدیک‌ترند و خط فکری و سیاسی مشابهی با دولت دارند ولی دولتمردان بنای همکاری با آنان را ندارند. متاسفانه وزرا و دیگر دولتمردان هم همین روحیه را پیدا کرده‌اند تا جایی که حتی ادبیات آقای روحانی و اطرافیانش به سمتی سوق پیدا کرده است که از یک رئیس‌جمهور سخنور و ملبس به لباس روحانیت قابل پذیرش نیست.
وی افزود: مسئولان وزارت کشور بارها تصریح کردند تجمعات مربوط به سپرده‌گذاران موسسات غیرمجاز یکی از بسترهای اتفاقات دی ماه بوده مگر دولت نمی‌گوید 20 هزار میلیارد تومان به سپرده‌گذاران موسسات غیرمجاز پرداخت کرده است پس این تجمعات برای چه بود؟ آقای روحانی نباید این سوالات را پیگیری کند؟ چرا سفرهای استانی دولت بدون هیچ تغییر مشهودی نسبت به سال‌های قبل تکرار می‌شود؟ چرا آقای روحانی مدل رفتاری با مردم را اصلاح نکرده است؟ درواقع حرف من این است که آقای روحانی باید یک رئیس‌جمهور سواره و پا به رکاب  باشد. نشستن در مرکز و اداره از دور جواب نمی‌دهد.